بانک مرکزی کانادا Bank of Canada)BOF)

   بانک کانادا بر طبق قانون ۱۹۳۵ موجودیت یافت و بر عرضه پول و اقتصاد کانادا تاثیر گذار شد. بزرگترین ابزار بانک در کوتاه مدت نرخ وام دهی بین بانکی است. بانک کانادا به خوبی بدهیهای دولت را با صدور و انتشار پول جدید مدیریت و کنترل می نماید. اهداف اصلی بانک مرکزی کانادا در پایین نگه داشتن سطح تورم، ثبات در سطح عمومی قیمتها و استواری و تحکیم ارز خلاصه می شود. هدف بانک مرکزی کانادا در مورد تورم، ثابت نگه داشتن سطح عمومی قیمتها به میزان ۲ در صد بطور سالیانه است و دامنه هدف گذاری آن در نقاط میانی ۱ تا ۳ در صد تعریف شده است. تورم به وسیله شاخص قیمت مصرف کننده سنجیده می شود، اما بانک مرکزی کانادا شاخص مرکزی و اصلی قیمت مصرف کننده را به گونه ای اندازه گیری می کند که در این شاخص قیمت اقلام انرژی و غذا نادیده گرفته می شود. این شاخص به عنوان راهنمایی موثر، روند تورم و تغییرات احتمالی آینده را نشان می دهد. دامنه هدف ۱ تا ۳ در صد تورم هر پنج سال بازنگری می شود. این دوره پنج ساله در ساله ۲۰۰۶ به پایان خواهد رسید.

   هئیت مدیره بانک از یک رئیس، نائب رئیس و دوازده مدیر تشکیل گردیده است. در این ترکیب باید یک نماینده از سوی وزیر دارایی جهت بررسی و نظارت در جلسات هئیت مدیره حضور داشته باشد که البته دارای حق رای نمی باشد. رئیس و نائب رئیس برای بک دوره ۷ ساله بوسیله مدیران انتخاب می شوند و وزیر دارایی مدیران را تعیین می نماید. چنانچه زمانی اختلاف دیدگاه بین نظرات وزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی بر روی سیاستهای پولی رخ دهد، وزیر دارایی باید مشاوره ای با رئیس بانک داشته باشد و پس از آن طی بخشنامه ای مواضع خود را به آگاهی وی برساند. در این صورت رئیس بانک مرکزی موظف به پیروی از وزیر دارایی خواهد بود. در حال حاضر رئیس بانک مرکزی کانادا دیوید داج (David Dodge) و نائب رئیس آن ملکلم نایت (Malcolm knight) هستند. معاملگران بازار به دقت اظهار نظریه های وزیر دارایی کانادا رالف گودال (Ralph Goodale) را مورد بررسی قرار می دهند.

سیاست های پولی 

    از نوامبر ۲۰۰۰ بانک کانادا ساز و کار جدیدی را برای آگاهی از تغییرات نرخ بهره ایجاد کرد که بر آن اساس تغییرات نرخ بهره در هشت زمان مشخص به آگاهی همگان خواهد رسید و بدین ترتیب تغییرات نرخ بهره در روزهای کاری تعدیل خواهد شد. انتشار اخبار مبنی بر تغییر و تعدیل در نرخ بهره به طور معمول در ساعت ۹ صبح یکی از روزهای سه شنبه یا چهارشنبه صورت می پذیرد.

نرخ بهره

   نرخ بهره کلیدی کانادا برای تنظیم سیاستهای پولی، نرخ بهره یک شبه یا نرخ بهره نقدی (Cash rate) است. این نرخ بهره به عنوان مبنا و پایه دیگر نرخهای بهره بوسیله بانکها برای وام دهی و قرض گرفتن وجوه بکار گرفته می شود. نرخ بهره این بانکها که ۵۰ واحد یا پنج صدم در صد بالاتر نرخ بهره یک شبه قرار می گیرد، نرخ بهره ای است که بانکها را قادر می سازد نا به دیگر موسسات مالی وام پرداخت نمایند. در نتیجه موسسات بانکداری و مالی با استفاده از سیستم گسترده انتقال وجوه و اعتبار، وجوه سرمایه ای یک شب را با آن نرخ بهره عهده دار می شوند. پایین ترین نرخ تنزیل بر روی نرخ های بهره یک شب را با آن نرخ بهره عهده دار می شوند. پایین ترین نرخ تنزیل بر روی نرخهای بهره یک شبه نرخ تعادلی است که بانکها با استفاده از سیستم بزرگ انتقال وجوه و اعتبار به موسسات بانکداری وام می دهند.

بانک مرکزی استرالیا Bank of Australia)BOA)

   بانک مرکزی استرالیا که پیش از این با نام بانک دارایی ملی استرالیا (Commonwealth Bank of Australia) مشهور بود امروزه تنها اهداف یک بانک مرکزی را پیش می برد. بانک مرکزی استرالیا بر طبق قانون سال ۱۹۵۹ به طور مستقل مسئولیت عملیات بانکداری را به عهده گرفت. بر طبق منشور بانک مرکزی استرالیا، نگهداری ثبات دلار استرالیا و پشتیبانی از اشتغال کامل در محدوده اختیارات آن تعریف شده است. در سال ۱۹۹۳ هدف دیگری برای بانک مرکزی استرالیا تعریف شد. اهداف بانک مرکزی استرالیا بر روی مبنای ۲ تا ۳ در صد تورم سالیانه پایه گذاری گردید و این بانک وظیفه دارد تورم را در دامنه تعریف شده، تنظیم کند. بدین ترتیب بانک مرکزی استرالیا برای میان مدت، نهادینه کردن تقویت پایدار و اساسی در رشد اقتصادی کشور را مدنظر دارد.

انجمن بانک مرکزی استرالیا

   تدوین و تنظیم سیاستهای پولی استرالیا توسط انجمن بانک رزرو استرالیا انجام می گیرد. انجمن ۱۱ بار در سال در نخستین سه شنبه هر ماه به جز ماه ژانویه نشست برگزار می کند. تصمیمات مربوط به نرخ بهره معمولا یک روز پس از این نشست به آگاهی همگان می رسد. انتشار گزارش مربوط به تصمیمات گرفته شده بر روی نرخ بهره، بازار ارز را به تکاپو می اندازد. دبیر اداره خزانه داری، رئیس و نائب رئیس شورای بانک به همراه شش عضو خارجی این شورا توسط رئیس خزانه داری انتخاب می شوند. شش عضو بیرونی شورا به مدت پنج سال مسئولیت می پذیرند. کن هنری (Ken Henry) در پست خزانه داری و یان مک فارلن (Ian McFarlane) در سمت رئیس شورای بانک مرکزی استرالیا فعالیت می کنند. مک فارلن از سپتامبر ۱۹۹۶ در بانک مرکزی استرالیا فعالیت دارد. هر چند بانک مرکزی استرالیا از سال ۱۹۹۳ استقلال عملیاتی پیدا کرده، اما رئیس و نایب رئیس بانک از سوی خزانه داری منصوب می شوند.

نرخ بهره 

   ابزار کلیدی پولی بانک مرکزی استرالیا نرخ بهره یک شبه بازار پول است که بر حسب هدف نرخ نقد بیان می گردد. نرخ نقد نرخی است که برای وامهای یک شب بین موسسات مالی مطالبه می شود. یکی از عوامل اصلی تغییرات نرخ دلار استرالیا، تغییر نرخ بهره اعلامی از سوی شورای بانک مرکزی است و بازار هر گونه حساسیت بانک مرکزی نسبت به نرخ بهره یک شب را دنبال می کند.

بانک رزرو استرالیا Reserve Bank of Australia)RBA)

   مانند دیگر بانکهای مرکزی، بانک رزرو استرالیا مسئول تعیین و اجرای سیاست پولی این کشور است. انجمن بانک رزرو استرالیا تصمیمات سیاسی پولی را برای رسیدن به اهدافی از جمله ثبات قیمتها و تورم پایین، ثبات سیستم مالی، امنیت و کارایی سیستم پرداختها بر عهده دارد. بانک مرکزی استرالیا شرایطی را بنا نهاده که براساس آن بازار پول نرخ نقد را در نزدیکی اهداف عملیاتی انجمن بانک رزرو استرالیا نگهداری کند. نرخ نقد، نرخی است که بین بانکهای تجاری و موسسات مالی به وامهای یک شبه تعلق می گیرد. نرخ نقد در اقتصاد استرالیا پایه ای برای ساختار نرخ بهره می باشد.

  انجمن بانک رزرو استرالیا مانند دیگر بانکها برای کنترل نقدینگی و تغییر در نرخ نقد به عملیات بازار باز دست می زند. عملیات بازار باز با استفاده از پیمانهای باز خرید و معاملات بی درنگ کوتاه مدت در اوراق بهادار دولتی Commonwealth Government Securities)CGS) اداره و هدایت می شود. بانک رزرو استرالیا با نوسانات شدید تهدید شود و یا با بنیادهای اقتصادی و اصول تعریف شده نامتناسب باشد، بانک مرکزی استرالیا در عملیات بازار ارز دخالت می کند. بانک رزرو استرالیا برای تعیین ارزش دلار استرالیا نسبت به دیگر ارزها از شاخص وزنی تجاری استفاده می کند. این شاخص ارزش میانگین وزنی دلار استرالیا را در رابطه با ارز کشورهای شرکای تجاری اصلی استرالیا می سنجد. میزان شاخص هر روز ساعت ۹ صبح و ۵ بعدظهر منتشر می شود.

بانک ملی سوئیس Swiss National Bank)SNB)

   بانک ملی سوئیس در سال ۱۹۰۷ به عنوان یک بانک مرکزی مستقل پایگذاری شد. این بانک می کوشد تا ثبات قیمتها را حفظ نماید. همانند دیگر کشورها، بانک ملی سوئیس در جهت رشد بلند مدت و رونق اقتصادی به تثبیت قیمتها اهمیت می دهد. ثبات قیمتها از سوی بانک مرکزی به مفهوم رشد کمتر از ۲ در صد در شاخص قیمت مصرف کننده ملی پنداشته می شود. یکی از وظایف دیگر بانک ملی سوئیس نظارت مستمر و دقیق بر روی نرخ مبادله ارز می باشد، زیرا قدرت بیش از حد در فرانک سوئیس موجبات تورم را فراهم می نماید. زمانی که ناامنی و مخاطرات در مناطقی از جهان گسترش می یابد، جریان سرمایه به سوی سوئیس افزایش یافته و این امر به تقویت فرانک کمک می کند. بنابراین در این شرایط بانک ملی سوئیس به نوعی از فرانک ضعیف جانبداری می کند و مداخله در بازار ارز را آغاز می کند.

   بانک ملی سوئیس هر سه ماه یکبار اقدام به انتشار بیانیه مربوط به سیاست پولی می نماید. در این گزارش به ارزیابی و تعیین وضعیتی مالیاتی هیئت دولت پرداخته می شود. همچنین در مورد سیاست پولی دولت تصمیم گیری و برآوردی از تورم در سه سال آینده تهیه می شود. در گزارش سالیانه ثبات مالی که در ماه ژوئن انتشار می یابد، بانک ملی سوئیس برآوردهای خود را از ثبات بخش بانکداری، زیر ساختهای بازار مالی، روند قابل مشاهده در سیستم بانکداری، بازارهای مالی و متغیرهای اقتصاد کلان ارائه می دهد. هدف اصلی ار این گزارش ترسیم نمای بخش هایی است که می توانند ثبات سیستم را تهدید نمایند.

   بانک مرکزی سوئیس با بالاترین سطح اختیارات به صورت مستقل سیاستهای  پولی و نرخ مبادله ارز آن کشور را تنظیم می نماید و از عملیات بازار باز برای اثر گذاری بر سیاستهای پولی استفاده می نماید. برخلاف بیشتر بانکهای مرکزی، بانک مرکزی سوئیس برای هدایت وضعیت پولی و چگونگی تنظیمات پولی از نرخ بهره ویژه بازار پول (Specific money market rate) “بازار وجوه وام دادنی” استفاده نمی کند. تا پاییز ۱۹۹۹، بانک مرکزی سوئیس از معاملات سلف بازار ارز (Foreign exchange swaps) و پیمانهای باز خرید بعنوان اصلی ترین ابزار برای اثر گذاری بر روی عرضه پول و نرخ بهره استفاده می کرد. داد و ستدهای باز خرید (Repurchase Agreement) از مهمترین ابزار بازار باز مورد استفاده توسط بانک مرکزی می باشد. در این نوع از معاملات باز خرید، سازمان و نهاد مالی، اوراق بهاداری به بانک ملی سوئیس می فروشد و توافق می کند که همین نوع و به همان میزان را در زمان دیگری از بانک ملی سوئیس باز خرید نماید. در ازای این پیمان، بانک بهره ای برای دوره قرارداد پرداخت می کند. اگر هیچ نوسان قیمتی در ادراق بهادار وجود نداشته باشد، بانک یا بانک ملی سوئیس باید اوراق افزوده یا مبلغ نقدی را تحویل دهد. دامنه دوره باز خرید از یک روز تا چند ماه می باشد.

   دیگر ابزارهای بازار باز اعتبارات و پیش پرداختهای در برابر اوراق بهادار می باشد. این گونه ابزارها به صورت وامهای بازار پولی لندن یا وام لمبارد (Lombard loan) شناخته می شوند. لازم توضیح است که لمبارد یکی از خیابانهای لندن است و به بازار پولی شهرت یافته است. میزان بهره در این بازارها همواره مبنایی برای دیگر اوراق بهادار بوده است. همچنین اندازه بهره در این بازار پولی، میزانی است که براساس آن بانکهای تجاری در برابر اوراق بهادار بانک مرکزی وام می گیرند.

   به منظور اجرا و انجام سیاست پولی، بانک ملی سوئیس نرخ بهره را بر مبنای دامنه نرخ بهره پیشنهادی بین بانکی برای سپرده های سه ماهه فرانک سوئیس هدف گذاری و تنظیم می کند. بانک مرکزی سوئیس برای تضمین و اطمینان از این که نرخ لایبور در دامنه هدف باقی می ماند، توافق نامه های باز خرید را برای عرضه بانکها با وجوه بیشتر یا کمتر از آن مورد استفاده قرار می دهد. بانک مرکزی سوئیس دامنه هدف برای نرخ لایبور را در دامنه یک در صد واحد نوسان تنظیم می نماید. افزایش در دامنه هدف سیاست پولی، هشداری برای سیاست پولی انقباضی و فشرده است.

   مدیریت و اداره نقدینگی تاثیرات به سزایی بر فرانک سوئیس در مبادلات ارزی دارد. اگر بانک مرکزی قصد تزریق نقدینگی را داشته باشد، در این صورت ارز خارجی (در وهله اول دلار) در مقابل فرانک سوئیس خریداری خواهد شد و بدین وسیله فرانک سوئیس تحت فشار قرار می گیرد. از دسامبر ۱۹۹۹، بانک ملی سوئیس دیدگاه پولگرایی (Monetarist approach) که در آن هدف گذاریها بر مبنای عرضه پول استوار گردیده بود، به رویکردی بر مبنای تورم تغییر داد. بر این اساس بانک ملی سوئیس پایه تورم را نرخ تورم ۲ در صد سالانه در نظر گرفت. در حقیقت همچون گذشته سیاستهای پولی بر پایه عرضه پول انجام نمی گرفت. بانک ملی سوئیس از دامنه ای براساس اندازه بهره پیشنهادی سه ماهه بین بانکی بازار لندن جهت ایجاد تحرک سیاستهای پولی و رسیدن به هدف ۲ در صد تورم استفاده می نمود.

   مقامات و صاحب نظران بانک ملی سوئیس می توانند به وسیله اظهار نظر و ملاحظات بر روی نقدینگی و عرضه پول بر روی فرانک سوئیس تاثیر گذار باشند. ژان پیر روث (Jean-Pierre Roth) به عنوان رئیس و برونو گریگ (Bruno Gehrig) قائم مقام مدیر عامل افراد کلیدی و موثر در بانک ملی سوئیس به شمار می آیند. اظهار نظرات نیکلاوس بلاتنر (Niklaus Blattner) یکی از اعضا هیئت مدیره نیز از سوی معامله گران دنبال می گردد.

کلیدهای بنیادی و عوامل موثر بر نرخ مبادله فرانک سوئیس (Fundamental factors which influe the exchange rate of CHF)

موقعیت ممتاز فرانک سوئیس 

   در یک جمله ساده، فرانک سوئیس ارزی استوار و باثبات است. فرانک به طور تاریخی به دلیل جایگاه ایمن و نقش مکان داراییهای بی خطر در سطح جهانی از موقعیت ممتازی برخوردار است. استقلال بانک ملی سوئیس در نگهداری ثبات پولی، سیستم رازدار بانکداری و جایگاه بی طرف و سیاست صلح جویانه آن ویژگی منحصر به فردی را به فرانک سوئیس بخشیده است. همچنین اندوخته بسیار غنی طلا از سوی بانک ملی سوئیس به استواری فرانک کمک شایانی نموده است. با وجود کاهش نقش جهانی فرانک از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی به واسطه افت قیمت طلا و وقایع ناگهانی برای دلار، همچنان فرانک به عنوان پول ارزشمندی در بازار فارکس باقی مانده است. فرانک که با نام بانکداری رسمی و حروف کوتاه شده CHF شناخته می شود؛ از نام لاتین کشور سوئیس (Confederation Helvetica) گرفته شده است.

نگاهی به اقتصاد سوئیس

   کشور سوئیس (Switzerland) دارای اقتصاد پویا، پررونق و شکوفا است و بر پایه نظام بازار و سرمایه داری نوین استوار شده است. سوئیس در رده سی کشور نخست دنیا با بزرگترین تولید ناخالص داخلی است. پس از رشد چشمگیری که این کشور در دهه ۱۹۹۰ داشت، بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ با کاهش رشد اقتصادی روبرو گردید، اما سرانجام در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ توانست قدری از افت گذشته خود را جبران کند. با وجود افت در تولید ناخالص داخلی، میزان بیکاری در کشور سوئیس به کمتر از نصف میانگین بیکاری اتحادیه اروپا نگه داشته شد. نرخ بیکاری پایین و سطح بالای مهارت و تخصص نیروی کار به ثبات اقتصادی این کشور بسیار کمک کرده است. در بین مردمان جهان، کشور سوئیس به عنوان جایگاه امن برای سرمایه گذاران مشهور شده است. حس شهرت سوئیس و سطح اعتماد بالا بیشتر به واسطه قانون بانکداری این کشور ایجاد شده است. در قانون بانکداری سوئیس مشخص شده است که بانکها چه نوع اطلاعاتی را می توانند فاش کنند. این قانون طوری تنظیم شده که هر گونه اطلاعات بانکی نمی تواند افشا گردد. بنابراین کشور سوئیس بهترین مقصد برای سرمایه گذاران و تخستین مرکز سرمایه گذاری برون مرزی در سراسر دنیا به شمار می آید.

داده های اقتصادی  

مهمترین عوامل و داده ها اقتصادی موثر بر نرخ فرانک سوئیس به صورت جدول زیر می باشند:

سنجش عرضه پول M3
شاخص قیمت مصرف کننده (Consumer Price Index (CPI
نرخ بیکاری Unemployment Rate
تراز پرداختها Balance of Payments
تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product (GDP
تولید صنعتی (Production Index (Industrial Production

بانک ملی سوئیس Swiss National Bank) SNB)

   بانک ملی سوئیس در سال ۱۹۰۷ به عنوان یک بانک مرکزی مستقل پایگذاری شد. این بانک می کوشد تا ثبات قیمتها را حفظ نماید. همانند دیگر کشورها، بانک ملی سوئیس در جهت رشد بلند مدت و رونق اقتصادی به تثبیت قیمتها اهمیت می دهد. ثبات قیمتها از سوی بانک مرکزی به مفهوم رشد کمتر از ۲ در صد در شاخص قیمت مصرف کننده ملی پنداشته می شود. یکی از وظایف دیگر بانک ملی سوئیس نظارت مستمر و دقیق بر روی نرخ مبادله ارز می باشد، زیرا قدرت بیش از حد در فرانک سوئیس موجبات تورم را فراهم می نماید. زمانی که ناامنی و مخاطرات در مناطقی از جهان گسترش می یابد، جریان سرمایه به سوی سوئیس افزایش یافته و این امر به تقویت فرانک کمک می کند. بنابراین در این شرایط بانک ملی سوئیس به نوعی از فرانک ضعیف جانبداری می کند و مداخله در بازار ارز را آغاز می کند.

شاخص اشتغال (Employment Index)

نگاه کلی به گزارشهای اشتغال

    نرخ اشتغال یک شاخص مهم و معنی دار اقتصادی در سطوح مختلف جامعه به شمار می آید و بدیهی است که به وسیله آن سلامت اقتصاد کشور سنجیده می شود. نماگرهای اشتغال (Employment indicators) به عنوان یک مولفه مهم در محاسبه دیگر شاخص های اقتصادی از جمله تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی به کار گرفته می شوند. به طور کلی رایجترین کاربرد صورتهای گوناگون اشتغال در ایالات متحده آمریکا تنها در صد نرخ بیکاری ماهانه نیست، بلکه نرخ تغییر شغلهای جدید ایجاد شده یا آمار دستمزدگیران بخش غیر کشاورزی بسیار با اهمیت است. ارقام شغلهای جدید به وسیله نسبت اختلاف بین کل نیروی کار شاغل تقسیم بر کل نیروی کار بدست می آید. گر چه داده های اشتغال و بیکاری اغلب مختلط و پیچیده هستند، به هر حال اطلاعات زیادی را در دسترس گروههای مختلف جامعه قرار می دهند.

   در بازار فارکس، شاخص های متداولی شامل نرخ بیکاری، آمار دستمزدگیران و شاغلان بخش صنعتی و بخش غیر کشاورزی، میانگین در آمد هر ساعت نیرو کار و میانگین ساعات کار هفته زیر نظر گرفته می شود؛ اما سرمایه گذاران و معامله گران هیچگاه ریسک تغییر آمار شاغلان و دستمزدگیران بخش غیر کشاورزی را که پیرو نرخ بیکاری است، نادیده نمی گیرد.این داده ها نشان می دهند که بر طبق آمار های جدید کار فرمایان چه میزان شغل توانسته اند در طی دوره زمانی مشخص ایجاد نمایند. جدول زیر فهرستی از شاخص های رایج اشتغال و بیکاری را نشان می دهد.

نماگرهای رایج اشتغال و بیکاری
آمار شاغلین (فهرست دستمزد گیران) بخشهای غیر کشاورزی Non-fram payrolls
آمار شغلهای ایجاد شده توسط کارفرمایان بخش صنعتی Manufacturing payrolls
در خواستهای اولیه برای بیمه بیکاری Initial Jobless(Unemployment) claims
نرخ بیکاری Unemployment rate
میانگین ساعات کار هفتگی Average workweek
میانگین در آمد ساعتی کارکنان Average Earnings
کل ساعات کار شاغلان Total hours of Employment
شاخص بها و ارزش اشتغال ECI) Employment Cost Index)
بهره وری و هزینه های نیروی کار Productivity and Unit Labor Costs
کل میزان ساعات کار Aggregate Hours Worked
کارگران پاره وقت Part-Time Workers
کارگران دلسرد Discouraged Workes
نرخ بیکاری افزوده Augmented unemployment rate

اهمیت گزارش اشتغال

   پیش از انتشار رسمی تازه ترین گزارش آمار اشتغال، بازار بیشتر به سوی پیش بینی ارقام آن تمرکز می یابد. داده ها و ارقام گزارش اشتغال همزمان و به صورت ماهانه و داده های مربوط به میزان متقاضیان مزایا و بیمه بیکاری هر هفته در دسترس همگان قرار می گیرد. آمار در خواستهای اولیه بیمه بیکاری برای بازار چندان با اهمیت تلقی نمی گردند، چرا که کامل و گویا نیستند. به نظر می رسد این داده ها حقیقت را بازگو نمی کنند، زیرا همه کارگران و کارمندان از پوشش بیمه بیکاری برخوردار نیستند. گزارشهای اشتغال که در آمریکا به عنوان گزارش نیروی کار نیز شناخته می شود، مهمترین شاخص کلان اقتصادی به شمار می آید و توسط وزارت کار به صورت ماهانه تهیه شده و به همراه چندین نماگر مهم معمولا در اولین جمعه هر ماه منتشر می شوند و در مجموع نگاهی جامع و فراگیر به اقتصاد آمریکا دارند.

اهمیت تورم از نگاه معامله گران (Inflation importance from trader perspective)

   معامله گران بازار های مالی با دقت فراوان به گسترش سطح عمومی قیمتها و شاخص های تورم (Inflation indicators) می نگرند، زیرا برای جنگیدن با تورم شیوه و روش معمول انتخابی افزایش نرخ بهره است و نرخ های بهره بالاتر موجب پشتیباتی و تقویت ارز محلی خواهد شد. علاوه بر نرخ تورم از نرخ بهره اسمی تعدیل شده و تولید ناخالص داخلی واقعی استفاده می شود تا به وسیله سنجش دقیق تر داده ها، مقدار واقعی تورم امکان پذیر شود. مقادیر واقعی نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی واقعی و تولید ناخالص ملی واقعی از اهمیت بیشتری برای مدیران پولی و معامله گران ابزار های مالی بین المللی برخوردار است و به آنها امکان مقایسه دقیق فرصتهای جهانی را می دهد. معمولا معامله گران از هفت ابزار اقتصادی جهت تحلیل تورم استفاده می کنند:

  1. شاخص قیمت مصرف کننده
  2. شاخص قیمت تولید کننده Producer Price Index)PPI)
  3. عامل تعدیل کننده تولید ناخالص ملی
  4. عامل تعدیل کننده تولید ناخالص داخلی
  5. شاخص اداره پژوهش کالا Commodity Research Burea’s Index) CRB Index)
  6. شاخص گزارش قیمت تجارت صنعتی Journal of Commerce Industrial Price Index) JOC)

   چهار شاخص اول به عنوان نماگرهای اقتصادی نزدیک به هم شناخته می شوند. همچنین شاخص قیمت کالا (مانند شاخص CRB) اطلاعاتی را به طور مستمر و سریع در مورد سطح عمومی قیمت کالاهای خاص می دهند. شاخص های دیگری همچون بیکاری، میانگین در آمدهای ساعتی، قیمتهای مصرف کننده و بهره وری ظرفیتهای تولیدی در کنار تورم مورد استفاده قرار می گیرند.

شاخص قیمت مصرف کننده Consumer Price Index)CPI)

   شاخص قیمت مصرف کننده به منظور سنجش و اندازه گیری سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات ایجاد شده است. این شاخص مهم اقتصادی تغییرات قیمت در سطح مصرف کننده و سبد مشخصی از کالاها و خدمات خانوارهای شهری و مصرف کنندگان را در بر می گیرد. موارد تشکیل دهنده شاخص قیمت مصرف کننده نرخ غذا، لباس، سرپناه، سوخت، حمل و نقل، خدمات درمانی و دیگر کالاها و خدماتی است که مورد استفاده روزمره مردم است. در یک دسته بندی خاص همه موارد مورد استفاده در شاخص قیمت مصرف کننده به ۹ بخش عمده تقسیم می شوند و هر کدام وزنی را با توجه به میزان اهمیت آن دارا می باشند. باید توجه داشت که در یک دسته بندی دیگر موارد استفاده در شاخص قیمت مصرف کننده به ۷ بخش اصلی شامل مسکن، غذا، حمل و نقل، مراقبتهای دارویی، پوشاک، سرگرمی و سایر موارد تقسیم می گردند.

اقلام شاخص در صد وزن اقلام شاخص در صد وزن اقلام شاخص در صد وزن
مسکن ۳۸ پوشاک و لباس ۶ حمل و نقل و اتومبیل ۷
غذا ۱۹ درمان و بهداشت ۸ کالاها و خدمات متفرقه ۳
سوخت ۸ آموزش، مطالعه ۷ اثاثیه و کالاهای مورد نیاز منزل ۴

    هر گاه اقلام غذا و انرژی در سنجش شاخص قیمت مصرف کننده نادیده گرفته شود، شاخص اصلی قیمت مصرف کننده بدست می آید. معمولا بازار بر روی ارقام شاخص اصلی قیمت مصرف کننده متمرکز است. زیرا تصویر روشنی از نیروهای تورمی را به تصویر می کشد.

 

شاخص قیمت تولید کننده Producer Price Index)PPI)

  شاخص قیمت تولید کننده که به شاخص بهای عمده فروشی نیز شهرت دارد، نشان دهنده تغییرات قیمت در سطح تولید کننده یا عمده فروشی است. سه زیر بخش تولید در مرحله خام، واسطه و نهایی در شاخص قیمت تولید کننده در نظر گرفته شده است. بازار شاخص کالاهای نهایی را به دقت دنبال می کند. منظور از کالاهای نهایی قیمت کالاهایی است که برای فروش در بازار، برای مصرف کننده نهایی آماده شده باشد. در اغلب موارد افزایش قیمت کالاها در مرحله تولید مواد خام و واسطه ای، فشار تورمی را نشان می دهد.

شاخص خرده فروشی جانسون (Johnson Redbook Retail Sales Index)

خرده فروشی جانسون شاخصی است که میزان فروش را بر طبق دسته بندی اداره آمار وزارت بازرگانی آمریکا مورد سنجش قرار می دهد. در این آمار گیری میزان فروش فروشگاههایی که نوع فعالیت آنها شبیه به یکدیگر است، بدست می آید. این گروه از تجارتخانه ها و شرکتها که در آمار به حساب می آیند، بیش از ۸۵ در صد حوزه فروشگاههای اداره آمار وزارت بازرگانی را در بر می گیرند. این بررسی بخش بزرگی از فروشگاههای مورد سنجش در گزارش ماهانه خرده فروشی را شامل می شود. ویژگی شاخص خرده فروشی جانسون انتشار هفتگی آن در روزهای سه شنبه می باشد، اما داده های گرد آوری شده مربوط به ماه قبلی است. این گزارش ۹ صبح هر سه شنبه به وقت شرق آمریکا انتشار می یابد. ارقام اصلی این شاخص براساس در صد تغییر نسبت به ماه پیش از آن می باشد. گاهی معامله گران برای پی بردن به گرایش کلی این شاخص از تحلیل نموداری بر مبنای تغییرات سالانه آن استفاده می کنند. پیش از ۱۸ می ۱۹۹۹ ارقام انتشار یافته برای میانگین کل فروشگاههای ردبوگ بوده و با وجود پیشینه تاریخی بلند ارزش تحلیلی کمی را داراست و در مجموع اهمیت این گزارش به میزان اندکی است. شاخص خرده فروشی جانسون دارای نوسان زیادی است و ارقام هفتگی آن می تواند تغییرات زیادی را به همراه داشته باشد. نماگرهای مصرف و مخارج مصرفی خانوارها همواره پتانسیل اثر گذاری بر روی نرخهای مبادله را دارند و از این رو گاهی این شاخص توانایی حرکت بازار را دارا می باشد. در ماههای آگوست و دسامبر که فروشهای فصلی به اوج خود می رسند، این نماگر می تواند برای معامله گران جذاب باشد.

 

نمای لحظه ای از فروش هفتگی فروشگاههای زنجیره ای(ICSC-UBS weekly chain store sales snapshot)

   شاخص خرده فروشی فروشگاههای زنجیره ای از نتیجه گزارش خرده فروش شرکتها و فروشگاههای خاصی بدست می آید. سهام همگی این فروشگاهها در بازار بورس مبادلات سهام نیویورک داد و ستد می شود و نام و نماد معاملاتی آنها بر طبق استاندارد در جدول زیر نام و نهاد معاملاتی فروشگاههای بزرگ زنجیره ای ایالات متحده را اشاره می کند.

 

نماد نام نماد  نام نماد نام
LTD Limited لیمیتد DDS Dillard دیلارد KSS Kohl’s کول
FD Federated فدریتد KM Kmart ک مارت TGT Target تارگت
JCP J.C. Penney ج.سی. پنی WMT Wal-Mart وال مارت MAY May می

 

 

 تهیه این گزارش توسط انجمن بین المللی مراکز فروشگاهی و یو.بی.اس انجام می گیرد. انتشار این گزارش به صورت هفتگی و هر سه شنبه در ساعت ۹ به وقت نیویورک می باشد. داده های گرد آوری شده مربوط به هفته منتهی به هر شنبه می باشد. بنابراین ارقام منتشر شده در صد تغییر سطح خرده فروشی را نسبت به هفته پیش از آن نشان می دهد. اهمیت این گزارش برای بازار در سطح اندکی است و شاید بی توجهی بازار به ارقام این گزارش در نتیجه نوسانات زیاد آن باشد. با این وجود به دلیل اهمیت شاخص های مصرف گاهی بازار داده های کلیدی فصلی مربوط به ماههای آگوست و دسامبر را به دقت زیر نظر می گیرد.

شاخص خرده فروشی (Retail ındex)

   شاخص خرده فروشی مهمترین نماگر مخارج مصرف کنندگان به شمار می آید، به طوری که این نماگر قدرت تقاضای مصرف کنندگان و نیز اعتماد یا اطمینان مصرف کنندگان را نشان می دهد. این نماگر با نام رسمی شاخص مقدم خرده فروشی ماهانه شناخته می شود. شاخص خرده فروشی میزان فروش در سطح جزیی و خرد بنگاهها و موسسات اقتصادی را اندازه گیری می کند و کل دریافتیها خرده فروشی کالاهای موجود در انبارهای فروشگاهها در محاسبه آن بکار گرفته می شود. از نظر معامله گران گزارش خرده فروشی برای اقتصاد ایالات متحده بسیار با اهمیت است، اما شاید این شاخص آنقدر در اقتصادهایی همچون ژاپن و انگلستان مهم تلقی نشود، زیرا برخلاف دیگر کشورها، مصرف نقش کلیدی در اقتصاد آمریکا بازی می کند. شاخص خرده فروشی مصرف یکی از مولفه های مهم تولید ناخالص داخلی است و بدین ترتیب معامله گران بازار فارکس به سوی شاخصهای مصرف همچون نماگر خرده فروشی تمرکز می یابند. اگر مصرف کنندگان در آمد احتیاجی کافی و یا اعتبار لازم را داشته باشند، آنگاه کالاهای تجاری بیشتری تولید و یا وارد خواهد شد.

   وضعیت و شرایط فصلی اقتصاد بر روی داده های شاخص خرده فروشی موثر است به طوری که ارقام خرده فروشی ماههای میلادی دسامبر و سپتامبر نیز مدرسه ها و مراکز دانشگاهی دوباره بازگشایی می شوند. ماه نوامبر نیز از این دیدگاه با اهمیت پنداشته می شود که می تواند فروش های پیش از کریسمس را بازگو کند. دیده می شود برخی کارشناسان ارقام این ماهها را با ماههای مشابه سالهای گذشته مورد مقایسه قرار می دهند. درجدول زیر اقلام گزارش خرده فروشی برای برخی ماههای ۲۰۰۵ می باشد.

 

اقلام Nov Oct Sep Aug Category
خرده فروشی ۰.۳ ۰.۳ ۰.۳ ۱.۸- Total Retail Sales
بدون خودرو ۰.۳- ۰.۸ ۱.۳ ۱.۲ Excluding Autos
کالاهای بادوام Durable doods
مواد ساختمانی ۱.۹ ۱.۸ ۱.۹ ۱.۳ Building Materials
خودرو/قطعات یدکی ۲.۶ ۱.۳- ۳.۴- ۱۱.۷- Autos/parts
اثاثه خانه و وسایل منزل ۰.۳- ۱.۱- ۱.۱ ۱.۵ Furniture
کالاهای مصرفی بی دوام Nondurable goods
کالاهای عمومی ۰.۱ ۱.۱ ۰.۸ ۰.۵ General Merchandise
خوراک ۰.۴ ۰.۶ ۰.۳ ۰.۷ Food
ایستگاههای بنزین ۵.۹- ۰.۶- ۴.۸ ۴.۵ Gasoline stations
پوشاک ۰.۲ ۲.۶ ۰.۱- ۰.۷ Apparel
خدمات خوراک ۰.۹ ۰.۹ ۱.۱ ۰.۵ Food Services/bars
فروشهای الکترونیکی ۰.۲- ۰.۸ ۰.۰ ۳.۳ e*retailing/non-store

  به سبب آنکه خدمات بیش از ۵۰ در صد مصرف شهروندان آمریکایی را تشکیل می دهد، در سنجش شاخص خرده فروشی مخارج مصرف شده بر روی خدمات در نظر گرفته نمی شود. همچنین از آنجایی که فروش مخارج مصرف شده بر روی خدمات در نظر گرفته نمی شود. همچنین از آنجایی که فروش خودرو از هر ماه به ماه دیگر تغییرات تندی دارد، در کنار این شاخص اغلب آمار خرده فروشی بدون در نظر گرفتن فروش های اتومبیل انتشار می یابد.

 

 

   نوسانی بودن ارقام ماهانه شاخص خرده فروشی و بازنگریهای عمده در داده های آن، از جمله ویژگیهای این شاخص محسوب می شود. به دلیل آنکه گزارشهای مربوط به مصرف و مخارج مصرفی در زمان انتشار شاخص خرده فروشی آماده نیستند و دو هفته پس از اعلام آن انتشار می یابد، از گزارش خرده فروشی در پیش بینی و برآورد شاخصهای دیگر استفاده می شود ماه بعد قلمداد می گردد. همچنین ارقام خرده فروشی در جهت برآورد خام از روند تولید ناخالص داخلی بکار گرفته می شود. ارقام مربوط به شاخص خرده فروشی در صد تغییر ماه پیش را بازگو می کند، اما تغییرات سال به سال این شاخص نیز مورد توجه است. با استفاده از تغییرات سالانه نرخ افزایش یا کاهش فروشهای اقتصاد دیده می شود. این شاخص از سوی دفتر آمار اداره بازرگانی کشور و به صورت ماهانه با استفاده از داده های ماه گذشته آن، در اواسط هر ماه ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت نیویورک منتشر می شود. سرمایه گذاران ریسک تغییرات نرخ مبادله ارز در اثر انتشار گزارش خرده فروشی را کاملا زیر نظر دارد و در اغلب موارد با انتشار این شاخص نرخ ها به تکاپو و حرکت می افتند. از لحاظ اهمیت رتبه مناسب برای گزارش خرده فروشی در سطح ۱- ارزیابی می شود. برای دسترسی به داده های مربوط به این شاخص از تارنمای وزارت بازرگانی آمریکا استفاده کنید.

 

 

نمونه واقعی

   شاخص خرده فروشی در حقیقت میزان توانایی تولید کنندگان و فروشندگان را در سطح خرد نشان می دهد و این واقعیت را نمایان می سازد که کارخانه ها و مراکز تولیدی در امر فروش اقلامی همچون خوراک، پوشاک، اتومبیل، کالاهای عمومی، اثاثیه خانه، کالاهای ساختمانی و کالاهای بادوام به چه میزان موفقیت کسب نموده اند و طبیعی است که معامله گران به ریسک تغییر نرخ مبادله در اثر این گزارش توجه ویژه ای داشته باشند. پس از انتشار داده های خرده فروشی سفته بازان به فروش دلار تمایل نشان دادند و اسکناس سبز در برابر یورو تضعیف می گردد. ارقام انتشار یافته نتوانست از اجماع نظر عمومی بازار فراتر رود و انگیزه ای در جهت تقویت دلار پدید نیامد. در اینجا به این نکته اشاره می شود که گزارش خرده فروشی با شاخص قیمت تولید کننده به طور همزمان انتشار یافتند و بررسی دقیق تاثیر هر کدام از آنها به صورت جداگانه دشوار است. سرانجام عدم تغییرات مثبت در شاخص قیمت تولید کننده و انتشار اطلاعات و داده های ضعیف شاخص خرده فروشی به تضعیف دلار کمک نمود. معامله گران در اثر انتشار ضعیف داده های اقتصادی ایالات متحده به خرید یورو تشویق شدند و در کوتاه مدت نرخ مبادله یورو به دلار از حدود ۱.۲۰۴۰ تا ۱.۲۱۴۰ افزایش یافت.

بورس چیست ؟(What is Stock Exchange)

تعریف بورس 

   بورس کلمه‌ای فرانسوی است که معنای آن در زبان فرانسه کیف پول می‌باشد. برای شناخت بورس و آشنایی بیشتر با آن بهتر است از “بازار” و تعریف آن شروع کنیم. در یک تعریف ساده، می‌توان گفت که، بازار مکانی است که در آن خرید و فروش صورت می‌گیرد؛ و ساده‌تر این است که بگوییم هرگاه شرایطی فراهم شود که بین خریدار و فروشنده رابطه‌ برقرار شود و معامله‌ای صورت پذیرد بازار تشکیل شده است. در بازارها به طور کلی دو نوع دارایی، دارایی‌های واقعی و دارایی‌های مالی، مورد معامله قرار می‌گیرند. دارایی‌های واقعی همان دارایی‌های فیزیکی هستند مثل زمین، ساختمان و انواع کالا مانند ماشین، لوازم خانگی و …. اما دارایی‌های مالی دارایی‌های کاغذی و بهتر بگوییم اسنادی هستند، مثل سهام و اوراق مشارکت. بورس‌ بازاری است که در آن دارایی‌های مختلف مورد معامله قرار می‌گیرد.

تاریخچه بورس

  تاریخچه تاسیس اولین بورس به اواخر قرن چهارده و اوایل قرن پانزده در کشور هلند بر می‌گردد. اما بورس به صورت مدون از دو قرن پیش شروع به فعالیت کرده است در حال حاضر با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از ابزارهای الکترونیکی بیشتر معاملات در بورس از طریق رایانه صورت می‌گیرد .

   بورس زیر نظر نهاد واحد نظارتی که معمولا سیاست‌های آن توسط بالاترین مراجع ذیربط دولتی در هر کشور اعمال می‌گردد که با حضور و مشارکت فعال بخش خصوصی ایجاد می‌شود و اتاق پایاپای که تضمین و تسویه قراردادها را بر عهده دارد از جمله مهم‌ترین بخش‌های آن محسوب می‌شود فعالیت می‌کند. علاوه برآن واحد نظارت داخلی (در داخل بورس) هیات بازرسین و داوری ارکان اصلی ساختار بورس را تشکیل می‌دهند.

انواع بورس 

از این رو، انواع بورس‌ها را می‌توان به سه دسته‌ی کلی بورس کالا، بورس ارز و بورس اوراق بهادار طبقه‌بندی کرد.

  1. بورس کالا: بازاری که در آن خرید و فروش کالاهای معین صورت می‌گیرد و به طور منظم و دائم فعال است بورس کالا نام دارد. در بورس کالا معمولاً مواد خام و مواد اولیه مورد معامله قرار می‌گیرد. هر بورس کالایی را با نام همان کالایی که مورد معامله قرار می‌گیرد نام‌گذاری می‌کنند. مثلاً بورس نفت و بورس گندم.
  2.  بورس ارز: در بورس ارز، همان طور که از نام آن مشخص است، کار خرید و فروش پول‌های خارجی انجام می‌گیرد. این بورس در کشور ما فعال نیست اما در کشورهای پیشرفته فعالیت چشم‌گیری دارد که معروف به بازار فارکس می باشد.
  3. بورس اوراق بهادار: در بورس اوراق بهادار دارایی‌های مالی از قبیل سهام، اوراق مشارکت و… مورد معامله قرار می‌گیرد. در ایران، به بازار خرید و فروش اوراق بهادار که به طور رسمی و دائمی در محل معینی تشکیل می‌شود “بورس اوراق بهادار” می‌گویند ولی ما در این نوشته برای اختصار آن را بورس یا بورس اوراق بهادار می‌گوییم.

کارکرد بورس های اوراق بهادارو کالا و ارز:

   بورس علاوه بر افزایش سرمایه سهامدارانی که در خرید سهام دقت لازم را دارند و از سرمایه گذاری خویش بهره مند می گردند مزایا و کارکردهای وسیع و اثر گذار زیادی دارد که در ذیل اشاره می گردد :

   کنترل نقدینگی درجامعه. بازار بورس یک فرصت سرمایه گذاری مطلوب برای سرمایه گذاران با سرمایه‌های اندک ایجاد می‌کند و زمینه توزیع عادلانه ثروت را مهیا می‌کند. رشد تولید نا خالص ملی و مهار تورم؛ استفاده از پس اندازهای خرد و کوچک مردم؛ هدایت سرمایه های سرگردان، کمک به رشد صنعتی شدن کشور.

شاخص چیست؟

   کلمه شاخص ترجمه کلمه انگلیسی index می باشد. خود کلمه شاخص در مفهوم کلی به معنای نماگر یا نشانگر و بیانگر عددی است که شما با استفاده از آن می توانید تغییرات ایجاد شده در یک یا چند متغیر را طی یک بازه زمانی خاص مشاهده کنید. در واقع شما با بررسی یک شاخص می توانید وضعیت و تغییرات متغیرهای مورد بررسی آن شاخص را مشاهده کنید.

شاخص بورس چیست؟

   شاخص بورس نیز عددی است که بیانگر وضعیت کلی بورس و روند رشد و یا افت این بازار می باشد. ما در بورس فقط یک شاخص نداریم بلکه چند شاخص مختلف داریم که هرکدام از آنها وضعیت بورس را از جنبه خاصی به ما نشان می دهد و محاسبه هر کدام از این شاخص ها از طریق فرمول متفاوتی صورت می گیرد. پس برای تحلیل آن باید بدانید کارکرد آن شاخص چیست. این شاخص ها معیارهای مهمی هستند که با تحلیل کردن و بررسی آنها، می توان از وضعیت گذشته و حال بورس از جنبه های مختلف مطلع شد. اما در بین این شاخص ها چند شاخص نسبت به بقیه از اهمیت بیشتری نزد فعالین بورس برخوردار هستند که در ادامه به معرفی چند شاخص اصلی بورس می پردازیم.

شاخص کل بورس چیست؟

   این شاخص همان شاخصی است که همیشه در اخبار و رسانه ها از آن به عنوان شاخص بورس تهران صحبت می شود. شاخص کل در بین فعالین بازار و سرمایه گذاران یکی از پرکاربردترین شاخص هاست. این شاخص بیانگر سطح عمومی قیمت و سود سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس است، به عبارت دیگر تغییرات شاخص کل بیانگر میانگین بازدهی سرمایه گذاران در بورس است. برای درک ساده تر مفهوم شاخص کل، فرض کنید که شما از سهام تمام شرکتهای بورسی هرکدام ۱ عدد سهم را خریداری کنید. در این صورت تغییرات شاخص کل بورس برابر با میزان بازدهی سهام شما خواهد بود. پس این شاخص هم تغییرات قیمت سهام و هم سودهای سالیانه ای را که شرکتها به شما پرداخت می کنند، محاسبه می کند. نام دیگر شاخص کل، شاخص قیمت و بازده نقدی(TEDPIX) است. نکته ای که هنگام بررسی شاخص باید به آن توجه کنید این است که میزان تغییرات شاخص برای ما اهمیت دارد نه خود عدد شاخص. مثلا اگر شاخص کل بورس در طی ۱ سال از عدد ۲۰۰۰۰ به ۳۰۰۰۰ برسد (۵۰% رشد کند) نشان دهنده این است که میانگین بازدهی بورس طی این یکسال برابر با ۵۰% بوده است. طبق فرمول محاسبه شاخص کل، هر چه شرکت ها بزرگتر باشند (سرمایه بیشتری داشته باشند) تاثیر بیشتری بر روی شاخص کل خواهند داشت.

شاخص قیمت چیست؟

   این شاخص نیز یکی از اصلی ترین شاخص های بورس است. این شاخص بیانگر روند عمومی قیمت سهام همه شرکت‌های پذیرفته در بورس اوراق بهادار است. پس اگر مثلا شاخص قیمت بورس در ۱ سال ۲۰ درصد رشد داشته باشد به این معنی است که سطح عمومی قیمت ها در بورس در ۱ سال گذشته به طور متوسط ۲۰ درصد رشد داشته است. تفاوت عمده این شاخص با شاخص کل این است که در شاخص قیمت، فقط قیمت سهام شرکتهای بورسی در فرمول شاخص مورد محاسبه قرار می گیرد در صورتی که در شاخص کل علاوه بر قیمت، سود پرداختی سالیانه شرکتها هم در محاسبه شاخص لحاظ می شد. در این شاخص نیز مثل شاخص کل، وزن شرکت ها در تاثیر آنها بر شاخص اهمیت دارد. یعنی هر چه شرکت بزرگ تر باشد (سرمایه آن بیشتر باشد) تاثیر آن بر شاخص قیمت بیشتر است.

شاخص بورس

شاخص بورس چیست و چه کاربردی دارد؟(What is stock index and what is it used for)

شاخص بورس چیست؟

    شاخص یک معیار است برای سنجیدن وضعیت عمومی بازار. شاخص کل از بررسی تعداد مشخصی سهم (سهم‌های شاخص‌ساز) تشکیل می‌شود. طبیعی است که در این شاخص ارزش تمام شرکت‌ها برابر نیست و وزن شرکت‌ها در شاخص کل متفاوت است.

 

 شاخص کل

شاخص کـل که به آن شاخص قیمت و بازده نقدی هم می‌گویند، بیانگر سطح عمومی قیمت و سود سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس است، به بیان ساده‌تر، “تغییرات شاخص کل در واقع بیانگر میانگین بازدهی سرمایه‌گذاران در بورس است”.

چرا شاخص کل تغییر می‌کند؟

   شاخص کل نشان‌ دهنده رفتار عمومی تمام فعال‌های بازار است. اگر سرمایه‌گذاران به بازار سهام اقبال نشان بدهند، سمت خریدار کمی سنگین‌تر از سمت فروشنده می‌شود. این عدم تعادل شاخص را به سمت بالا هدایت می‌کند. اما خروج سرمایه‌ها از بازار می‌تواند شاخص را به سمت پایین بکشد. در مجموع شاخص کل نشان می‌دهد که سرمایه‌دارها چقدر به بازار سرمایه امید بسته‌اند.

 

شاخص قیمت‌ها

    همان‌طور که گفتیم در شاخص کل، هم قیمت سهم‌ها و هم سود سهم تاثیر دارند. اما یک ملاک دیگر وجود دارد که به کمک آن می‌شود فقط تغییرات قیمت را دنبال کرد. به این شاخص شاخص قیمت‌ها می‌گویند. اگر شاخص قیمت‌ها ۱ درصد رشد کند، یعنی میانگین قیمت‌های هر برگه سهم به طور میانگین ۱ درصد رشد داشته است. برای کسانی که می‌خواهند از خرید و فروش سهم در کوتاه‌مدت سود بگیرند، شاخص قیمت‌ها از شاخص کل مهم‌تر است.

شاخص هم‌ وزن

   همان‌طور که گفتیم سهم شرکت‌های بزرگ در شاخص کل بیشتر از سهم شرکت‌های کوچک است. به این دلیل اگر سهم چند شرکت بزرگ رشد کند اما دیگر سهم‌ها رشد چشمگیری نداشته باشند، ممکن است شاخص کل بالا برود. برای همین ممکن است شاخص کل ما را فریب بدهد. مثلا زمانی که با سقوط شرکت‌های بزرگ، شاخص کاهش پیدا می‌کند، هرچند اوضاع عمومی بازار مثبت و خوب بوده است. برای همین بررسی کردن شاخص هم‌وزن خالی از لطف نیست. در این شاخص تمامی شرکت‌ها وزن مساوی دارند. به خاطر وزن مساوی تمام نمادها، دست‌کاری این شاخص کار دشواری است و نمی‌شود با حمایت از چند سهم آن‌ را تغییر داد. به همین دلیل عده‌ای از تحلیلگرها برای بررسی حال عمومی بازار، شاخص هم‌وزن را ملاکی مناسب‌تر می‌دانند.

 

شاخص‌های دیگر

   به غیر از شاخص کل، شاخص قیمت و شاخص هم‌ وزن چند شاخص دیگر هم وجود دارد که با مطالعه آن‌ها می‌شود به وضعیت عمومی بازار پی برد. در نظر گرفتن تمام این عوامل به درک درستی از حال بازار منجر می‌شود.

شاخص ۵۰ شرکت فعال‌تر

   شاخص ۵۰ شرکت فعال‌تر شاخصی است که از ۵۰ شرکت با بیشترین حجم معاملات ساخته می‌شود. این ۵۰ شرکت، شرکت‌هایی با بیشترین ضریب نقدشوندگی هستند. چرا که بیش از دیگر سهم‌ها خرید و فروش می‌شوند. در این شاخص شرکت‌هایی با نقد شوندگی پایین‌تر حضور ندارند. ممکن است شاخص کل پایین بیاید، اما اوضاع بازار خوب باشد. شاخص ۵۰ شرکت فعال‌تر می‌تواند این عامل را به نمایش می‌گذارد: وضع سهم‌هایی که خرید و فروش می‌شوند.

شاخص ۳۰ شرکت بزرگ‌تر

   این شاخص فقط نشان‌دهنده ۳۰ شرکت بزرگ‌تر است. یعنی شرکت‌هایی که بیشترین ارزش بازار (تعداد سهم ضرب‌ در قیمت سهم) را دارند. فرض کنید شاخص کل مثبت است، اما شاخص هم‌ وزن نه. این اختلاف را چطور توجیه می‌کنید؟ اگر به شاخص ۳۰ شرکت بزرگ‌تر نگاه کنید می‌توانید دلیل این اختلاف را درک کنید.

شاخص صنعت

   این شاخص فقط به شرکت‌های صنعتی توجه دارد. صنایعی مثل فلزات اساسی، پتروشیمی‌ و خودروسازی‌ها. در این شاخص بانک‌ها، بیمه‌ها و شرکت‌های خدماتی نقش ندارند. این شاخص بیشتر از فعالان بازار سرمایه برای سیاست‌گذارها اهمیت دارد. این شاخص فقط به شرکت های صنعتی توجه دارد. در این شاخص شرکتهای خدماتی نقش ندارند. البته شاید شما هم بتوانید از این شاخص استفاده کنید و جهت سرمایه خود را هدایت کنید. آیا بهتر است در بین شرکت‌های صنعتی به دنبال مورد خوب سرمایه‌گذاری بگردید، یا در بین شرکت‌های خدماتی؟ فراموش نکنید که حتی در بدترین شرایط اقتصادی هم موردهای سرمایه‌گذاری فوق‌العاده وجود دارند.

سرمایه‌گذاری بر مبنای شاخص

   اگر شاخص مثبت باشد، باز هم می‌شود در بازار ضرر کرد. در یک بازار نزولی (خرسی) نیز می‌شود به سود رسید. شاخص به تنهایی به شما نمی‌گوید که اوضاع هر مورد سرمایه‌گذاری به طور مجزا چطور است.

    اما دو نوع سرمایه‌گذاری وجود دارد که می‌تواند به طور مستقیم با شاخص کل در ارتباط باشد. اولی سرمایه‌گذاری بر اساس شاخص (Index Investing) نام دارد. در این نوع سرمایه‌گذاری فرد سعی می‌کند که تغییرات شاخص را به سبد خودش وارد کند. این سبد با بالا رفتن شاخص بالا می‌رود و با پایین آمدن آن ضرر می‌کند.

   دومین سرمایه‌گذاری بر مبنای شاخص، سرمایه‌گذاری معکوس یا خرسی است. در این صندوق سعی می‌شود که عکس تغییرات شاخص در سبد وارد شود. به این ترتیب که سرمایه‌گذار سهمی که ندارد را می‌فروشد تا در آینده پول آن را پرداخت کند. به این ترتیب اگر قیمت سهم کم بشود، او سود می‌کند. در بازارهای خرسی از این نوع سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند.

سرمایه گذاران باید به دو نکته توجه نمایند: 

نکته ۱: افزایش شاخص کل کلا به معنی سودآوری کلیه سهام موجود در بورس نیست. بر عکس این مسئله کاهش شاخص کل هم به معنی ضرر در کل سهام موجود در بورس نیست.

نکته ۲: یکی از مهمترین مساثل در سرمایه‌گذاری در بورس تشکیل سبد سهام است. سرمایه گذاران باید از هر صنعتی یک نوع از سهام آن صنعت را در سبد خود داشته باشند.

شاخص کل قیمت در بورس تهران برای سه گروه محاسبه می شود که عبارتند از:

  1. شاخص قیمت کل بازار: که در محاسبه آن قیمت سهام تمام شرکت‌های معامله شده تاثیر داده می‌شود.
  2. شاخص قیمت تالار اصلی: که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شرکت‌های معامله شده در تابلو اصلی تاثیر داده می‌شود.
  3. شاخص قیمت تالار فرعی: که در محاسبه آن فقط قیمت سهام شرکت‌های معامله شده در تابلوی فرعی تاثیر داده می‌شود.
    حال که تا حدودی با نحوه شاخص‌های مختلف آشنا شدیم لازم است با توجه به اینکه سهام چه شرکت‌هایی در شاخص مورد نظر تاثیر گذار بوده اند تفسیر لازم را از شاخص مورد نظر داشته باشیم .