نوشته‌ها

الگو نعلبکی ها و اسپایک ها

الگو نعلبکی ها و اسپایک ها (Saucers and Spikes)

   نوع نادری از الگوهایی بازگشتی دیده می شوند که شکل نعلبکی و یا به عبارتی کف گرد به خود می گیرند. نعلبکی های کف تغییر خیلی تدریجی دارند و در مدت زمان نسبتا طولانی از روند نزولی به روند خنثی و سپس به روند صعودی – تغییر می یابند. اینکه بگوییم الگوی یک نعلبکی کی کامل می شود کاری تقریبا دشواری است و همین طور اینکه بگوییم قیمت ها تا کجا خلاف جهت حرکت می کنند مشکل است. نعلبکی ها معمولا در نمودارهای ماهیانه و یا هفتگی که سال های زیادی را در بر می گیرند دیده می شوند هر چه بلند مدت تر باشند معنی دارترند. همینطور که در نمودار پایین نشان داده شده است تصویر یک نعلبکی تشکیل شده. آنها اغلب در زمان های خیلی طولانی تشکیل می شوند ولی اغلب چرخش های بزرگی را در بازار به نمایش می گذارند. این نعلبکی کف طی ۲ سال به وجود آمده است.

    همینطورکه نمودار پایین در ارز EURUSD در تایم فریم روزانه مشخص می باشد تصویر یک الگو نعلبکی تشکیل شده است. آنها اغلب در زمان های خیلی طولانی تشکیل می شوند ولی اغلب چرخش های بزرگی را در بازار به نمایش می گذارند همینطور که در تصویر میبینید نقطه ضرر مشخص می باشد زیر خط مقاومت قرار گرفته که بعد از شکست این خط به خط حمایت تبدیل شده است که بعد از شکست یک پولبک کوچکی هم روی خط مقاومت که به حمایت تبدیل شده است اتفاق افتاده میزان Take Profit هم مشخص می باشد به اندازه عمق نعلبکی قرار می دهیم همینطور که در تصویر همه چیز گویا می باشد.

    اسپایک ها سخت ترین نوع حرکت بازار برای خرید و فروش می باشند برای آنکه اسپایک (و یا الگوی V) خیلی سریع و بدون داشتن دوره انتقال رخ می دهد. معمولا در بازارهایی شکل می گیرند که بیش از حد در یک جهت حرکت کرده و با انتشار اخبار مغایر با شرایط خیلی سریع و ناگهان بازار دچار یک چرخش می شود. چرخش های خیلی سریع در نمودارهای روزانه و یا هفتگی حجم معاملات خیلی بالا تنها نشانه از این اسپایک ها می باشد. به همین علت است که چیزی برای گفتن در مورد این الگوها نداریم جز اینکه آرزو کنیم که شما در معاملاتتان گرفتار تعداد زیادی از آنها نشوید چون معاملات بر روی این الگو ها خیلی پر ریسک می باشد.

   برخی از اندیکاتورها در تشخیص بازاری که به طرز چشمگیری روند یکنواخت طولانی داشته کمک می کند مثالی برای الگوی بازگشتی V. این الگوها ناگهانی و با کمترین اخطار و یا بدون اخطار به وجود می آیند. حجم معاملات فوق العاده سنگین معمولا تنها اخطار آنها می باشد. تشخیص این چرخش های ناگهانی حتی در سطوح حرفه ای نیز کار دشواری است.

یک مثال دیگه از الگوی بازگشتی اسپایک ها  که این الگوها ناگهانی و با کمترین اخطار و یا بدون اخطار به وجود می آیند. حجم معاملات فوق العاده سنگین معمولا تنها اخطار آنها می باشد. تشخیص این چرخش های ناگهانی حتی در سطوح حرفه ای نیز کار دشواری است همینطور که در تصویر پایین کاملا گویا می باشد و ترید کردن روی این نوع الگوها کاملا پر ریسک می باشد.

اصل بادبزن

اصل بادبزن (Fan Principle)

    این قانون کاربرد دیگری از خطوط روند را به ما نشان می دهد گاهی بعد از شکسته شدن خط روند صعودی، قیمت قبل از شروع موج بازگشتی به سمت خط روند که حالا به یک مقاومت تبدیل شده مقداری کاهش می یابد همانطور که در دو تصویر پایین مشاهده می کنید قیمت نتوانسته در خط یک نفوذ کند. شکسته شدن سومین خط روند اخطار برگشت روند را می دهد. توجه کنید که خطوط روند شکسته شده یک و دو تبدیل به خط مقاومت شده اند.

   نمونه از اصل بادبزن کف را در تصویر پایین مشاهده می فرماید که شکسته شدن سومین خط روند اخطار برگشت روند به روند صعودی را می دهد. خط شکسته شده یک و دو مانند خط حمایت عمل کرده است.

    یک مثال دیگر که خطوط بادبزن در میان موج های صعودی متوالی رسم شده است. شکسته شدن خط سوم بادبزن نشان دهنده شروع روند صعودی است که در تصویر پایین کاملا مشخص می باشد.

   شکسته شدن خط سومین خط روند معمولا بیانگر این است که قیمت ها به پایین ترین حد خود رسیده اند. شکسته شدن سومین خط روند صعودی جدیدی را اعلام می کند. در مثال های بالا که مشاهده کردید که چطور خط روندهای شکسته شده قبلی تبدیل به خط حمایت یا مقاومت شدند. عبارت «اصل بادبزن» از شکل ظاهری این خطوط که به تدریج با باز شدن خود شکل یک بادبزن را تداعی می کنند گرفته شده است. نکته مهمی که باید به خاطر داشت این است که شکسته شدن سومین خط روند اخطار قوی در مورد بازگشت روند است.

اهمیت عدد سه

   همانند اهمیت خط سوم در اصل بادبزن جالب است که بدانید عدد سه در مباحث تکنیکال به کرات ظاهر می شود و در روش های تحلیلی نقش بسیار مهمی دارد. به عنوان مثال اصل بادبزن از سه خط روند تشکیل شده است. بازارهای بزرگ افزایشی و کاهشی معمولا سه مرحله دارند (بر طبق نظریه داو و نظریه موج های الیوت)، سه نوع کاشف وجود دارد که اکثر الگوهای بازگشتی معروف مانند سقف سه قلو و سر و شانه ها سه موج مهم صعودی دارند، روند به سه دسته تقسیم می شوند (بزرگ، متوسط، کوتاه) و همچنین روند سه حالت دارد (صعودی، نزولی و خنثی)؛ در میان الگوهای دنباله دار شناخته شده سه نوع مثلثی متقارن و کاهشی یا افزایشی وجود دارد. بنا به دلایل گوناگون عدد سه نقش بسیار مهمی را در تمام زمینه های تحلیل تکنیکی بازی می کند.

شیب نسبی خط روند 

   شیب نسبی روند بسیار مهمی است. به طور کلی اکثر خط روندهای مهم صعودی تمایل به حرکت در نزدیکی شیب ۴۵ درجه دارند. برخی از چارتیست ها ابتدا یک خط با زاویه ۴۵ درجه را که از نقاط مهم و حساس می گذرد رسم می کنند و به عنوان خط روند اصلی استفاده می کنند. خط ۴۵ درجه یکی از تکنیک های مورد علاقه W.D.GANN بوده است. این خط بازتاب وضعیت صعودی یا نزولی قیمت در حالتی است که قیمت در حالتی است که قیمت و زمان تعادل کامل رسیده باشند. اگر خط روند شیب تندی داشته باشد معمولا بیانگر شتاب زیاد در افزایش قیمت است و اغلب این شتاب قابل اطمینان و پایدار کردن شیب خود و نزدیک شدن به شیب ۴۵ درجه باشد. اگر خط روند شیب کمی داشته باشد احتمالا روند صعودی آن ضعیف بوده و روند مطمئن و مستحکمی نمی باشد.

چگونگی تنظیم خطوط روند

   گاهی لازم است تا خطوط روند را متناسب با روندهای کند یا روندهای پر شتاب تنظیم کنیم برای مثال همان طور که در که می دانید اگر خط روند شیبدار شکسته شود شاید لازم باشد تا خط روند جدید با شیب کمتری رسم گردد و اگر روند اصلی بسیار مستقیم یا کم شیب بود، ممکن است لازم باشد تا خط روند با شیب تند تری رسم کنیم. در هنگام وقوع روند پر شتاب بعضی اوقات لازم است خطوط روند متعددی که شیبشان به تدریج افزایش می یابد رسم شود. بنا به تجربه من (جان مورفی) هر چند که رسم خطوط جدید لازم است ولی بهتر است که در این مورد اندیکاتوری به نام میانگین متحرک استفاده کنیم که عملکرد آن همانند خط روند می باشد. یکی از دستاوردهای استفاده از اندیکاتورهای مختلف در تحلیل تکنیکی این است که می توانیم مناسب ترین آنها را بسته به شرایط مختلف انتخاب کنیم.

   خط روند اصلی بسیار کند و کم شیب است و باید مجددا با شیب تندتری رسم گردد روند شتابدار صعودی به خط روند با شیب تندتری نیاز دارد. خط روندی که فاصله چشمگیری از عملکرد قیمت داشته باشد برای پیگیری روند چندان مناسب نیستند همانند تصویر پایین مشاهده می فرماید.

   برای رسم کردن روندهای مختلف به خط روندهای مختلف به خط روندهای متعددی نیاز است. خط روند اصلی از بهم وصل کردن نقاط پایینی روند تشکیل می شود و خط روندهای کوتاه مدت تر و نفوذپذیر تر می توانند به عنوان نوسان های ثانویه رسم گردند و نشان دهنده کوتاه مدت قیمت هستند. همانند تصویر پایین مشاهده می فرماید.

سبک معاملاتی

سبک معاملاتی (Trading style)

   سبک معاملاتی روشی است که براساس آن نقاط خرید و فروش با دقت مشخص می گردد. بدون داشتن روش کاری مشخص، موفق شدن در بازارهای مالی تقریبا غیر ممکن است. چه نیکوست در بازاری که قطعیت در آن وجود ندارد شما روشی قطعی را به کار ببندید. اولین مزیت این کار این است که پذیرفتن زیان ناشی از برخی معاملات، از لحاظ روحی برای شما ساده تر می گردد.

در یک روش معاملاتی باید به سوالات زیر جواب شفاف داده شود:

  1. شرایط ورود به معامله چیست؟
  2. در کجا باید با سود خارج شوم؟
  3. در کجا باید با ضرر خارج شوم؟

   مشخصات یک سبک معاملاتی خوب چیست؟

  1. یک سبک معاملاتی خوب باید احتمال موفقیت بالا داشته باشد. این موضوع بدین معناست که روش معاملاتی، زمانی به ما دستور خرید دهد مه احتمال موفقیت براساس اصول تحلیل تکنیکال زیاد باشد.
  2. نسبت (ضرر/سود) روش معاملاتی ما حداقل (۲/۱) باشد یعنی سود در نظر گرفته شده حداقل دو برابر ضرر در نظر گرفته شده باشد.

   در اینجا قصد دارم سبک معاملاتی را به شما آموزش دهم که می توانید براساس این دستورالعمل برای خود یک چک لیست تنظیم نمایید.

شرایط ورود به معامله

  1. قرار گرفتن قیمت روی خط روند صعودی خط روند صعودی در نمودار یا خط روند صعودی در RSI 
  • خط روند در نمودار قیمت اعتبار بیشتری نسبت به خط روند در RSI دارد.
  • هر چه خط روند بلند تر باشد اعتبار بیشتری دارد.
  • بهترین نقطه معامله، سومین نقطه تماس با خط روند است.

      ۲. قرار گرفتن قیمت روی سطح فیبو Ret حرکت AB.

   نقطه C علاوه بر قرار گرفتن روی خط روند (نمودار یا RSI) بر روی یکی از سطوح فیبو Ret حرکت AB قرار گرفته باشد.

     ۳. پس از تشکیل تریگر وارد معامله می شویم.

             انواع تریگر:

  • الگو های کندلی
  • شکست خطوط روند نزولی پر شیب در نمودار
  • بسته شدن کندل بالای اندیکاتور BBI
  • شکست خط روند نزولی در RSI

   پس از مراحل یک و دو باید منتظر تشکیل یکی از تریگرهای نامبرده شویم. حال می توانیم با مدیریت سرمایه وارد معامله شویم. منظور از مدیریت سرمایه درگیر کردن میزان مشخصی از سرمایه در این معامله است. یک مدیریت سرمایه ساده می تواند چنین باشد:

   میزان سرمایه گذاری در این معامله یک پنجم کی سرمایه شما باشد.

خروج با سود

   پس از ورود به معامله در نقطه C باید به نحوه خروج از معامله فکر کنیم. شاید خروج از معامله پیچیده تر از ورود باشد. اگر استراتژی مشخصی برای خروج از معامله نداشته باشیم دچار ترس و طمع خواهیم شد و نمی توانیم تصمیم گیری درستی داشته باشیم. بدترین حالتی که می تواند برای یک معامله گر اتفاق بیافتد حالتی است که معامله به سود نسبتا خوبی برسد ولی در اثر عدم تصمیم گیری درست، در نهایت با ضرر از معامله خارج شویم. استراتژی خروج با سود به صورت زیر می شود.

   استراتژی خروج با سود 

  • هدف اول: فروش نیمی از سهام در فیبو ۶۱.۸% PRO در صورتی که در این نرخ صف خرید نباشد.
  • هدف دوم: فروش نیمه دوم سهام در ناحیه بین فیبو EXT متناظر و فیبو PRO 100% در صورتیکه در این ناحیه صف خرید نباشد.
  • هدف نهایی: فروش تمام سهام در فیبو PRO 161.8%.
  • پس از عبور از هدف اول و قبل از رسیدن به هدف دوم اگر قیمت بسته شدن سهم کمتر از فیبو PRO 61.8% شد نیمه دوم سهم خود را نیز با سود می فروشیم.
  • پس از عبور از هدف دوم و قبل ار رسیدن به هدف نهایی اگر قیمت بسته شدن سهم کمتر از ناحیه بین فیبو EXT متناظر و فیبو PRO 100% شد نیمه دوم سهم خود را نیز با سود می فروشیم.

نکته۱: خطوط روند نزولی با شیب کم، جهت تایید نقطه خروج کاربرد دارند.

نکته۲: در صورتی که فیبو RET حرکت AB بیشتر از ۶۱.۸% باشد می توان یک چنگال آندروز با استفاده از نقاط B ،A و C رسم نمود. خط وسط چنگال آندروز می تواند در مشخص کردن نقطه خروج به ما کمک نماید.

خروج با ضرر

   در این روش معاملاتی، سعی شده در نقطه ای بسیار محتمل وارد باز شویم ولی قطعیتی در بازار های مالی وجود ندارد و ممکن است تحلیل ما درست نباشد. نکته مهم این است که نباید به ضرر اجازه گسترش دهیم.

روش معاملاتی گن

روش معاملاتی گن (W.D. GANN)

   ویلیام دی گن یک معامله گر اوایل قرن بیست میلادی بود. توانایی او در کسب سود از بازارهای سهام و کالا هنوز هم غیر قابل رقابت است. روش گن در تحلیل تکنیکال برای پیش بینی اهداف زمان و قیمت، یک روش منحصر به فرد است بطوری که حتی امروز هم روش او کاملا تقلید می شود.

   گن که او را به عنوان معامله گر بزرگ (Master Trader) می شناسند در سال ۱۸۷۸ در لوفکین ایالت تگزاس متولد شد. او مبلغی معادل پنجاه میلیون دلار را در طول دوره ی معامله گری خود بدست آورد و آهنگ متوسط موفقیت او در معاملاتش ۸۰ تا ۹۰ در است، گفته می شود که گن در هر زمانی می تواند واقعا درست عمل کند. هر ضرری که او متحمل شده فقط بدلیل طراحی خودش بوده و نه به دلیل اشتباهی در روش معاملاتیش.

   موفقیت او افسانه ایست، او واقعا می تواند یک حساب کوچک را به یک شانس بزرگ بدل کند و چند صد در موجودی حساب (Net Balance) را افزایش دهد. مثالهای متعددی از موفقیت های او وجود دارند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱۹۰۸:یک حساب ۱۳۰ دلاری در مدت ۳۰ روز به ۱۲۰۰۰ دلار افزایش یافت.

۱۹۲۳:یک حساب ۹۷۳ دلاری در طول ۶۰ روز به ۳۰۰۰۰ دلار افزایش یافت.

۱۹۳۳:از میان ۴۷۹ معامله ی انجام شده، ۴۲۲ معامله سود ده بود که شانس موفقیت ۸۸% و سودی معادل ۴۰۰% را رقم می زند.

قیمت 

در حالی که تئوری های زمانی گن با موضوع “کی قیمت تغییر می کند؟” سر و کار دارد تئوری های قیمت او به مسئله “قیمت به چه میزان تغییر خواهدکرد؟” می پردازد. تئوری های قیمت گن با در صد سر و کار دارد. ممکن است فهم واستفاده از این تئوری ها، کمی آسانتر از تئوریهای زمانی گن باشد.

   قیمت به قسمتهای کوچکی تقسیم می شود که آنها را دامنه (رنج) می نامیم. دامنه های قیمت گن مانند بازه های زمانی او بر پایه ی بالا و پایین های دوره ای تعیین می شوند. این بازه ها می توانند بسته به بزرگی بازه ای که شما تحلیل می کنید، میان روزی، روزانه، هفته ای، ماهانه سالانه یا مبتنی بر طول عمر قرار داد باشند.

   دامنه های قیمت برخلاف زمان مورد نیاز آنها برای وقوع، به قسمتهای یک هشتمی و یک سومی تقسیم می شود و به صورت در صدی از روند پیشین قیمت بیان می شود. مثلا سطح قیمت یک دامنه ی کوچک قیمت می تواند سطح ۵۰% باشد در حالی که سطح قیمت مشابهی برای یک دامنه ی قیمت بزرگتر ممکن است فقط یک سطح ۲۵  در صدی از دامنه ی بزرگتر باشد.

   جدول زیر لیست سطوح قیمت گن و در صدهای آنها را در یک دامنه نشان می دهد.

   هر سطح قیمت یک هشتمی و یک سومی در یک دامنه ی قیمت، درجات مختلف حمایت و مقاومت را برای حرکات آتی قیمت ایجاد می کند.(این تئوری حمایت و مقاومت به تفصیل در بخش سطوح بازگشتی ۵۰% گن شرح داده می شود.)

   سطوح حمایت (برای قیمت پایین رو) و مقاومت (برای قیمت بالا رو) که توسط سطوح یک هشتم و سه هشتم گن ایجاد می شوند، به حدی کوچک هستند که ممکن است در یک چارت میان روزی قابل تشخیص نباشند.

  با این حال در یک چارت میان روزی، با رسیدن قیمت به سطح بازگشتی ۵۰% یا ۱۰۰% از روند پیشین، مقدار حمایت و مقاومت یا نبود آن ممکن است میزانی چشمگیر باشد. این واکنش های قیمت و در صدهای مرتبط با آنها به عنوان سطوح بازگشتی شناخته می شوند.

سطوح بازگشتی

بخشی از قوانین قیمت گن، به سطوح بازگشتی می پردازد.

   یک سطح بازگشتی، سطحی است که قیمت در آن جهت حرکت خود را تغییر می دهد. سطوح بازگشتی ۵۰%، ۷۵% و ۱۰۰% مضارب آنها، قوی ترین سطوح حمایت و مقاومت را برای حرکات آتی قیمت تشکیل می دهند. واکنش هایی که از سطح ۵۰% آغاز می شوند یا روی آن بوجود می آیند (که گن آن را نقطه ی تعادل نامید)، به صورت معمول تر اتفاق می افتند.

چارت زیر یک دیاگرام از سطوح بازگشتی را نشان می دهد. قیمت از ۱۲ واحد شروع به نزول نموده است و در ۲ واحد جهت حرکت خود را معکوس نموده و شروع به حرکت بالا رو کرده است. سپس تا سطح ۵۰% از روند پشین اصلی قیمت که همان قیمت ۷ واحد است بالا رفته، سپس از این قیمت به میزان ۵۰% از فاصله بین ۲ تا ۷ را به صورت معکوس حرکت کرده (پیش از آن که روند صعودی خود را ادامه دهد)، و بعد تا قیمت ۹/۵ بالا رفته است، (فاصله ۲ تا ۹/۵ به اندازه ۷۵% فاصله ۱۲ تا ۲ است.) سپس در این سطح نیز قیمت پیش از آن که حرکت خود را تا سطح ۱۰۰% (از روند اولیه) ادامه دهد، به سطح ۵۰% نزول کرده است(پس از آن هم روند خود را تا سطح ۱۰۰% ادامه داده است.)

   چارت پایین یک چارت قیمت مربوط به قرار داد ۵۰۰ S&P در ماه جون ۱۹۸۸ می باشد. این قرار داد همان قرار داد چارتهای ۱و ۲ می باشد اما بدون نقاط چرخشی گن. در بازه ای از زمان، روند مشاهده می شود و پس از آن در سطح ۵۰%، ۶۳%، ۷۵% و ۱۰۰% دچار بازگشت شده است. نقاطی که در آنها بازگشت (تغییر روند) صورت گرفته از A تا M نامگذاری شده است. این چارت به چهار دامنه ی قیمت تقسیم شده است.

  1. قیمت در سطوح گن دچار تغییر جهت شده و پس از آن نیز دوباره تغییر جهت می دهد
  2. حتی اگر قیمت میان روزی از سطوح بازگشتی گن تجاوز کند، باز هم اصولا قیمت در یک سطح بازگشتی قابل قبول بسته خواهد شد.
  3. در بعضی موارد واکنش قیمت دقیقا به نقطه ی وسط دامنه ی قیمت روزانه منتهی می شود.

دامنه ۱ :

نقطه A : نقطه ی پایین ۱۹۸۷/۱۰/۲۶ در سطح ۲۲۳۰

نقطه B : نقطه ی بالای ۱۹۸۷/۱۰/۳۰ در سطح ۲۶۳۰۰

تعداد کل نقاط در دامنه ۱ ۴۰۰
هدف سطح بازگشتی ۵۰% ۲۴۳۰۰
هدف سطح بازگشتی ۶۳% ۲۳۷۰
هدف سطح بازگشتی ۷۵% ۲۳۳۰۰
هدف سطح بازگشتی ۱۰۰% ۲۲۳۰۰
استراتژی معاملاتی قسمت سوم

استراتژی معاملاتی قسمت سوم

استراتژی های معاملاتی بر مبنای تحلیل فارکس

استراتژی محورهای روزانه

   هدف معاملۀ محور، کسب سود از نوسانات روزانۀ ارز است. نقطۀ محور اساساً به معنای نقطۀ چرخش می باشد و یک اندیکاتور تحلیل تکنیکی است که از محاسبۀ میانگین عددی اوج، کف و قیمت های بسته شدن جفت ارزها مشتق می شود. مفهوم اصلی این استراتژی خرید در پایین ترین قیمت روز و فروش در بالاترین قیمت روز است.

   “توماس آسپرای”، یک تحلیل گر و معامله گر حرفه ای، در اواسط دهۀ ۱۹۹۰ سطوح محور روزانه و هفتگی برای بازارهای نقد فارکس را برای موسسات مشتری اش منتشر کرد. طبق گفته وی، در آن زمان سطوح هفتگی محور در برنامه های تحلیل تکنیکی موجود نبودند و این فرمول بطور وسیع مورد استفاده قرار نمی گرفت.

   اما در سال ۲۰۰۴ کتابی از “جان پرسون” با نام ” راهنمای جامع روش های معاملۀ تکنیکی: نحوۀ کسب سود با استفاده از نقاط محور، شمع ها و دیگر شاخص ها” منتشر شد که نشان داد نقاط محور تا آن زمان بیشتر از ۲۰ سال بوده است که مورد استفاده قرار می گرفتند. در سال های آخر، کشف راز تحلیل فصلی نقطۀ محور، دوباره تحت تاثیر “جان پرسون”، حتی بیشتر برای “توماس” غافلگیرکننده بود.

   در حال حاضر فرمول پایه ای محاسبۀ نقاط محور موجود است و بطور گسترده ای توسط معامله گران مورد استفاده قرار می گیرند. ضمن اینکه ماشین حساب نقاط محور نیز به راحتی در اینترنت قابل تهیه می باشد.

نقطۀ محور برای روز کاری جاری به شکل زیر محاسبه می شود:

P = (H + L + C)/3

نقطۀ محور = (اوح قبلی + کف قبلی + بسته شدن قبلی) / ۳

   اساس محورهای روزانه تعیین سطوح مقاومت و حمایت در نمودار و تشخیص ورود و خروج نقاط است که از طریق فرمول زیر قابل انجام است:

R1 = (P x 2) – L

S1 = (P x 2) – H

(R2 = P + (H – L) = P + (R1 – S1

(S2 = P – (H – L) = P – (R1 – S1

در این فرمول:

  • P – نقطۀ محور
  • L – کف قبلی
  • H – اوج قبلی
  • R1 – سطح مقاومت ۱
  • S1 – سطح حمایت ۱
  • R2 – سطح مقاومت ۲
  • S2 – سطح مقاومت ۲

 

استراتژی معاملۀ نیروی حرکت

   معاملۀ نیروی حرکت مبتنی است بر یافتن قوی ترین ابزار تجاری که همچنین احتمالاً می تواند بالاتر معامله شود و مبتنی است بر این مفهوم که روند موجود احتمالاً بجای برگشت، ادامه خواهد یافت.

   معامله گری که از این استراتژی پیروی می کند احتمالاً ارزی که روند صعودی نشان داده است را می خرد و ارزی که روند نزولی نشان داده است را می فروشد. بنابراین، برخلاف معامله گران محورهای روزانه که در کف می خرند و در اوج می فروشند، معامله گران نیروی حرکت در بالا می خرند و در بالاتر می فروشند.

   معامله گرانی که از این روش استفاده می کنند از اندیکاتورهای تکنیکی مختلفی استفاده می کنند همچون MACD، RSI، نوسانگر اندازه حرکت تا بتوانند حرکت قیمت ارز را تعیین کرده و دربارۀ اینکه چه معامله ای باز کنند تصمیم بگیرند. آنها همچنین به اخبار و حجم سنگین برای اتخاذ تصمیم های معاملاتی صحیح نیز توجه می کنند. معاملۀ نیروی حرکت نیازمند عضویت در خبرنامه های خبرگزاری ها و زیر نظر گرفتن هشدارهای قیمت برای ادامۀ کسب سود است.

   به گفتۀ تحلیل گر مالی مشهور، “لاری لایت”، استراتژی های نیروی حرکت می توانند به سرمایه گذاران کمک کنند به بازار ضربه بزنند و از برخوردها دوری کنند، به شرط آنکه با پیروی از روند که فقط برای سهامی که در حال رشد هستند تمرکز دارد همراهی ایجاد شده باشد.

استراتژی معاملۀ انتقالی

   معاملۀ انتقالی یک استراتژی است که معامله گر از طریق آن ارزی را در یک کشور با نرخ بهرۀ پایین قرض می گیرد و آن را به ارزی متعلق به کشوری که نرخ بهرۀ بالا دارد تبدیل می کند و آن را در اوراق بهادار قرضۀ دارای درجۀ بالا در آن کشور سرمایه گذاری می کند.
سرمایه گذارانی که از این استراتژی پیروی می کنند پول را در نرخ بهرۀ پایین قرض می گیرند تا آن را در اوراق بهاداری سرمایه گذاری می کنند که انتظار می رود بازد دهی بالاتری ارائه دهد.

   معاملۀ انتقالی این فرصت را فراهم می کند که بتوان از بازار باثبات و بدون نوسان کسب سود کرد، چرا که در این استراتژی، تفاوت بین نرخ های بهرۀ ارزها اهمیت دارد. هر چه این تفاوت بالاتر باشد، سود بیشتر خواهد بود. شما در هنگام تصمیم گیری در مورد ارزی که می خواهید با استفاده از این روش معامله کنید باید تغییرات مورد انتظار در نرخ های بهرۀ ارزهای خاص را در نظر داشته باشید.

   مبنای این استراتژی ساده است: خرید ارزی که انتظار می رود نرخ بهره اش افزایش یابد و فروش ارزی که انتظار می رود نرخ بهره اش کاهش پیدا کند.

   هرچند این به معنای آن نیست که تغییرات قیمت بین ارزها کاملاً بی اهمیت است. بنابراین شما می توانید به دلیل نرخ بهرۀ بالای یک ارز روی آن ارز سرمایه گذاری کنید اما اگر قیمت ها کاهش پیدا کنند باید معامله را ببندید و در این صورت یا بابت نرخ بهره کسب سود کرده اید و یا بابت اختلاف در قیمت خرید/فروش زیان کرده اید. در نتیجه، معاملۀ انتقالی اغلب برای بازار افقی یا بی روند مناسب است، زمانیکه که انتظار می رود حرکت قیمت برای مدتی ثابت باقی بماند.

استراتژی تأمین فارکس

   تأمین عموماً به عنوان استراتژی ای قلمداد می شود که از سرمایه گذاران در برابر رخ دادهایی که می توانند منجر به زیان شوند محافظت می کند.

   ایدۀ اصلی در پس تأمین ارز، خرید یک ارز و فروش ارز دیگر به امید جبران زیان های معاملۀ اول با سود معاملۀ دوم است. این استراتژی، بخصوص در مواقعی که ارزها همبستگی دارند عمل خواهد کرد.

   به منظور تأمین ارز به محض اینکه در جهتی غیر منتظره حرکت کرد شما باید ارز دومی را در معامله ای بر خلاف جهت معامله ای که دارید بخرید. این استراتژی بر خلاف سایر استراتژی ها برای کسب سود نیست و هدفش کاهش زیان و عدم اطمینان می باشد.

   این یک نوع خاص از استراتژی است که هدف اصلی اش کاهش زیان و افزایش احتمال برد است.

   در اینجا به عنوان مثال از یکی از جفت ارزها استفاده می کنیم و سعی می کنیم یک تأمین ایجاد کنیم. فرض کنید که دلار در یک زمابندی خاص تقویت می شود و برخی از جفت ارزها که شامل USD می شوند مقادیر متفاوتی را نشان می دهند. مانند جفت ارز GBPUSD که بطور مثال ۰.۶۰% افت کرده است، جفت ارز JPYUSD که ۰.۷۵% افت کرده است و جفت ارز EURUSD که ۰.۳۰% افت کرده است. بهتر است به عنوان یک معاملۀ هدایتی جفت ارز EURUSD را در نظر بگیریم که ریزش کمتری دارد و به همین دلیل اگر جهت بازار تغییر کند آن را نشان می دهد و بیش از دیگر جفت ارزها بالا می رود.

 

   پس از خرید جفت ارز EURUSD نیاز به جفت ارز دیگری داریم که به عنوان یک تأمین عمل کند. بار دیگر نگاهی به مقادیر ارزها می اندازیم و ارزی را انتخاب می کنیم که نسبتاً ضعیف تر است. که در اینجا و در این مثال آن ارز، JPY می باشد و جفت ارز EURJPY می تواند گزینۀ خوبی باشد. بنابراین می توانیم با فروش EURJPY معاملۀ خریدمان روی EURUSD را تأمین کنیم.

   نکتۀ مهم و لازم به ذکر در اینجا این است که تأمین ارز علاوه بر کاهش خطر با کاهش سود نیز همراه است بنابراین استراتژی تأمین نمی تواند تضمین کنندۀ سودهای کلان باشد بلکه فقط سرمایه تان را تأمین می کند و به شما کمک می کند تا از زیان فرار کنید یا اینکه لااقل زیان را کاهش دهید. هرچند، اگر این استراتژی به درستی بکار گرفته شود می تواند هر دو معامله را به سود برساند.

استراتژی معاملۀ سبد

   معاملۀ سبد مبتنی است بر ترکیب دارائی های مختلف متعلق به بازارهای مالی متفاوت (فارکس، سهام، آتی و غیره).

   تنوع سازی به عنوان یکی از متداول ترین ابزارهای کاهش خطر، مفهومی است که در پس معاملۀ سبد نهفته است. معامله گران با اختصاص زیرکانۀ یک دارائی، از خودشان در برابر نوسان بازار محافظت می کنند، افزایش خطر را کاهش می دهند و تراز سود را حفظ می کنند.

   برای دستیابی به هدف معامله تان، بسیار ضروری است که یک سبد متنوع سازی شده ایجاد کنید در غیر این صورت این نوع از استراتژی بی هدف خواهد بود.

   شما باید سبدتان را با چنین ابزارهایی (ارزها، سهام، کالاها، شاخص ها) جمع کنید که ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند و بازدهی های شان بطور هماهنگ باهم بالا یا پایین نمی روند. اگر دارائی های مختلفی را در سبدتان با هم ترکیب کنید که دارای همبستگی منفی می باشند و قیمت یک دارائی بالا رود قیمت دارائی دیگر پایین می آید و به این ترتیب شما می توانید تراز سبدتان را حفظ کنید و در نتیجه سودتان را حفظ می کنید و خطر را کاهش می دهید.

شرکت IFC Markets همین که بر مبنای روش GeWorko امکان ایجاد ابزار ترکیبی شخصی (PCI) و فن آوری معاملاتی را فراهم می کند که اجرای استراتژی معاملۀ سبد را بسیار آسان تر می کند. با استفاده از این فن آوری می توانید فقط با دو دارائی و یا با ده ها ابزار مالی مختلف یک سبد معاملاتی ایجاد کنید، در سبد، معاملات خرید و فروش باز کنید، تاریخچۀ قیمت دارائی ها را تا ۴۰ سال قبل مشاهده کنید، ابزارهای ترکیبی شخصی (PCI) مختص به خودتان را ایجاد کنید، از گستردۀ بسیار وسیع ابزارهای تحلیل بازار استفاده کنید، استراتژی های معاملاتی مختلف را بکار بگیرید و سبد سرمایه گذاری تان را دائماً بهینه سازی و متوازن کنید. به عبارت دیگر، روش GeWorko راه حلی است که به شما اجازه می دهد تا بتوانید استراتژی هایی که بهترین تناسب با شما دارند را بکار بگیرید.

استراتژی معاملۀ روند

   معاملۀ نوسان، استراتژی ای است که در آن معامله گران دارائی را از یک تا چند روز نگه می دارند و منتظر می مانند تا از “نوسانات” یا تغییرات قیمت کسب سود کنند.

   یک معاملۀ نوسانی از یک معاملۀ روزانه طولانی تر و از یک معاملۀ خرید و حفظ کوتاه تر است که می تواند حتی سال ها حفظ شود.

   معامله گران نوسان از مجموعه ای از قواعد ریاضی استفاده می کنند تا نمودهای احساسی معامله را حذف کرده و یک تحلیل متمرکز انجام دهند. آنها می توانند با استفاده از تحلیل های تکنیکی و بنیادی یک سیستم معاملاتی ایجاد کنند و نقاط خرید و فروش را تعیین نمایند. اگر در برخی از استراتژی ها روند بازار از اهمیت اساسی برخوردار نیست، در معاملۀ نوسان اولین عاملی است که مورد توجه قرار می گیرد.

   معامله گرانی که از این استراتژی پیروی می کنند روند اصلی نمودار را معامله می کنند و به مفهوم “روند دوست تان است” اعتقاد دارند. اگر ارز در یک روند صعودی باشد در آن صورت معامله گران نوسان خرید انجام می دهند. اما اگر ارز در یک روند نزولی باشد در آن صورت آنها می فروشند. روند اغلب واضح نیست و جهتی افقی دارد نه صعودی است و نه نزولی. در این صورت قیمت ارز در یک الگوی قابل پیش بینی بین سطوح مقاومت و حمایت حرکت می کند. فرصتی که در اختیار معامله گران نوسان قرار می گیرد این است که در اینجا در نزدیک سطح حمایت یک معاملۀ خرید باز کند و در نزدیکی سطح مقاومت یک معاملۀ فروش باز کند.

استراتژی های فارکس مبتنی بر انواع دستور معاملاتی

   معاملۀ دستور به معامله گران کمک می کنند تا با استفاده از دستورهای مختلف از جمله دستورهای بازار، دستورهای در حال انتظار، دستورهای Limit، دستورهای Stop، دستورهای توقف ضرر (SL) و دستورهای OCO در مناسب ترین زمان وارد بازار یا از آن خارج شوند.

در حال حاضر، پلتفرم های معاملاتی پیشرفته در حال حاضر انواع متنوعی از دستورهای معاملاتی را ارائه می دهند که صرفاً شامل دکمه های “خرید” و “فروش” نمی شوند. هر نوع از دستورهای معامله می تواند نشان دهندۀ یک استراتژی خاص باشد. به منظور بکارگیری استراتژی دستور صحیح، آگاهی از زمان و نحوۀ معامله و اینکه چه دستوری در یک وضعیت ارائه داده شده استفاده گردد دارای اهمیت است.

متداول ترین دستورهای فارکس که یک معامله گر می تواند در معامله اش از آنها استفاده کند عبارتند از:

  • دستورهای بازار – دستور بازار زمانی قرار داده می شود که معامله گر بخواهد در بهترین قیمت ممکن خرید یا فروش انجام دهد. رابط های ورودی دستور بازار معمولاً فقط دارای گزینه های “خرید” و “فروش” می شوند که آن را برای استفاده، سریع و آسان می کند.
  • دستورهای در حال انتظار – دستورهای در حال انتظار معمولاً در شش نوع موجود می باشند که به معامله گر اجازه می دهند که بتواند در یک قیمت قبلی خاص یک ابزار معاملاتی را بخرد یا بفروشد. دستورهای در حال انتظار (Buy limit, Sell limit, Buy stop, Sell stop,Buy Stop limit و Sell stop limit) به این منظور قرار داده می شوند تا یک معامله به محض رسیدن قیمت به یک سطح خاص اجرا شود.
  • دستورهای Limit – دستورهای Limit این امکان را به معامله گر می دهند که بتوانند یک ابزار معاملاتی را در یک قیمت خاص بخرد یا بفروشد. به عبارت دیگر، معامله گر قبل از هر چیز باید قیمت های دلخواه خرید و فروش را تعیین کند. دستور buy limit به معامله گر امکان می دهد که در قیمت خاص یا پایین تر بخرد. دستور Sell limit به معامله گر این امکان را می دهد که بتواند در قیمتی خاص یا حتی بالاتر بفروشد. به محض اینکه قیمت به قیمت تعیین شده برسد، دستور Limit اجرا می شود.
  • دستورهای Stop – دستور Sell stop یا دستور Stop buy پس از آنکه قیمت به سطح Stop ، سطح قیمت تعیین شده، برسد اجرا می شود. دستور Buy stop بالای بازار قرار داده می شود و دستور Sell stop پایین بازار قرار داده می شود.
  • دستورهای Stop loss – دستور Stop loss برای محدود کردن خطر معامله مورد استفاده قرار می گیرد. این دستور در سطح قیمتی خاصی قرار داده می شود که معامله گر نمی خواهد یا اینکه آمادگی ندارد فراتر از آن پولش را به خطر اندازد. شما برای یک معاملۀ خرید باید یک دستور Stop loss در پایین نقطۀ ورودی قرار دهید که از شما در برابر افت های بازار محافظت می کند. در حالیکه برای یک معاملۀ فروش، دستور را بالای نقطۀ ورود قرار می دهید تا در برابر رشدهای بازار محافظت شوید.
  • دستور OCO – دستور OCO (یکی دیگری را لغو می کند) ترکیبی از دو دستور در حال انتظار را ارائه می دهد که به منظور باز کردن یک معامله در قیمتی متفاوت با قیمت جاری بازار قرار داده می شود. اگر یکی از آنها اجرا شود، دیگری بطور خودکار لغو خواهد شد.

استراتژی های معاملۀ الگوریتمی

   معاملۀ الگوریتم که تحت عنوان معاملۀ فارکس خودکار شده نیز شناخته می شود یک روش خاص برای معامله است که مبتنی بر یک برنامۀ کامپیوتری می شود که به تشخیص خرید یا فروش یک جفت ارز در یک چهارچوب زمانبندی خاص کمک می کند.
این نوع از برنامۀ کامپیوتری توسط یک مجموعه از علائم مشتق شده از تحلیل تکنیکی کار می کند. معامله گران با تنظیم برنامه ای که دنبال چه علائمی باشد و اینکه چطور آنها را تفسیر کند، معامله شان را برنامه ریزی می کند.

   پلتفرم های پیشرفته شامل پلتفرم های مکملی می شوند که فرصتی را برای معاملۀ الگوریتمی ارائه می دهد. چنین پلتفرم های پیشرفته ای که معامله گران می توانند از طریق آنها معاملۀ الگوریتمی انجام دهند عبارتند از NetTradeX و MetaTrader 4.

   پلتفرم معاملاتی NetTradeX علاوه بر عملکردهای اصلی اش، با استفاده از برنامه های NetTradeX Advisors امکان معاملۀ خودکار را فراهم می کند. NetTradeX Advisors یک پلتفرم ثانویه است که از آن برای معاملۀ خودکار استفاده می شود و با استفاده از NTL+ (زبان NetTradeX) عملکرد پلتفرم اصلی را تقویت می کند. پلتفرم ثانویه همچنین اجازۀ اجرای عملیات پایه ای معاملاتی را در حالت “دستی” فراهم می کند، مانند باز و بسته کردن معاملات، قراردادن دستورها و استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکی.

   پلتفرم معاملاتی MetaTrader 4 همچنین امکان اجرای معاملۀ الگوریتمی از طریق یک زبان برنامه نویسی یکپارچه با عنوان MQL4 را فراهم می کند. معامله گران در این پلتفرم می توانند ربات های معاملاتی خودکار که Advisors نامیده می شوند و اندیکاتورهای مختص به خودشان را ایجاد کنند. همۀ عملکردهای ایجاد برنامه مشاور (advisors) شامل اشکال زدایی، سنجش، بهینه سازی و تلفیق در MT4 Meta-Editor اجرا و فعال می شوند.

   استراتژی معاملاتی فارکس متعلق به ربات ها و برنامه ها اساساً به منظور دوری از مؤلفه احساس در معامله بکار گرفته می شود چرا که گمان می شود جنبه های روانی از معاملۀ منطقی جلوگیری می کنند و اغلب تاثیری منفی روی معامله دارند.

استراتژی معاملاتی قسمت دوم

استراتژی معاملاتی قسمت دوم

استراتژی های معاملاتی بر مبنای تحلیل فارکس

   شاید بتوان گفت که بخش اصلی استراتژی های معاملاتی فارکس بر مبنای انواع اصلی تحلیل بازار فارکس می باشند که برای فهم حرکت بازار استفاده می شوند. این روش های اصلی تحلیلی شامل تحلیل تکنیکی، تحلیل بنیادی و روحیۀ بازار می شوند.

   هر کدام از شیوه های تحلیلی ذکر شده به شکلی معین برای تعیین روند بازار و انجام پیش بینی های منطقی دربارۀ رفتار آیندۀ بازار مورد استفاده قرار می گیرند. معامله گران در تحلیل تکنیکی با نمودارهای مختلف و ابزارهای مختلف برای تعیین وضعیت حال، آینده و گذشتۀ قیمت های کنونی سر و کار دارند اما در تحلیل بنیادی به عوامل سیاسی و اقتصاد کلان که می توانند تاثیر مستقیم روی بازار فارکس داشته باشند اهمیت داده می شود. روحیۀ بازار نیز روشی کاملاً متفاوت برای تحلیل روند بازار است که مبتنی بر نظرات و گرایشات معامله گران می باشد. جزئیات بیشتر دربارۀ هر کدام از روش های تحلیلی در زیر موجود است.

استراتژی های تحلیل تکنیکی فارکس

   تحلیل تکنیکی فارکس عبارت است از مطالعۀ فعالیت بازار با استفاده از نمودارها به منظور پیش بینی روندهای آیندۀ قیمت. معامله گران فارکس می توانند بر اساس ابزارهای تحلیل تکنیکی گوناگون از جمله روند بازار، حجم، کانال، سطوح حمایت و مقاومت، الگوهای روند، اندیکاتورها و همچنین تحلیل همزمان چندین نمودار با زمانبندی های متفاوت، استراتژی های شان را توسعه دهند.

   روش تحلیل تکنیکی، روشی حیاتی برای ارزیابی دارائی ها بر پایۀ تحلیل ها و آمارهای قدیمی بازار مانند قیمت ها و حجم گذشته می باشد. هدف اصلی تحلیل گران تکنیکی، ارزیابی مقدار اصلی دارائی نیست، آنها سعی می کنند از نمودارها یا دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکی استفاده کنند تا بتوانند الگوهایی را تعیین کنند که در پیش بینی فعالیت آیندۀ بازار کمک کننده خواهند بود. اعتقاد این تحلیل گران این است که عملکرد آیندۀ بازارها را می توان توسط عملکرد گذشته شان مشخص کرد.

استراتژی های تحلیل تکنیکی فارکس

   تحلیل تکنیکی فارکس عبارت است از مطالعۀ فعالیت بازار با استفاده از نمودارها به منظور پیش بینی روندهای آیندۀ قیمت. معامله گران فارکس می توانند بر اساس ابزارهای تحلیل تکنیکی گوناگون از جمله روند بازار(Trend)، حجم(Volum)، کانال(Channel)، سطوح حمایت و مقاومت(Resistance & Support)، الگوهای روند(Trend patterns)، اندیکاتورها(Indicators) و همچنین تحلیل همزمان چندین نمودار با زمانبندی های متفاوت، استراتژی های شان را توسعه دهند.

   روش تحلیل تکنیکی، روشی حیاتی برای ارزیابی دارائی ها بر پایۀ تحلیل ها و آمارهای قدیمی بازار مانند قیمت ها و حجم گذشته می باشد. هدف اصلی تحلیل گران تکنیکی، ارزیابی مقدار اصلی دارائی نیست، آنها سعی می کنند از نمودارها یا دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکی استفاده کنند تا بتوانند الگوهایی را تعیین کنند که در پیش بینی فعالیت آیندۀ بازار کمک کننده خواهند بود. اعتقاد این تحلیل گران این است که عملکرد آیندۀ بازارها را می توان توسط عملکرد گذشته شان مشخص کرد.

تحلیل تکنیکال فارکس

تحلیل تکنیکال فارکس

استراتژی معامله در کانال

   استراتژی معامله در کانال که به آن معامله در کانال افقی هم گفته می شود معمولاً مربوط به زمانی می شود که بازار جهت مشخصی ندارد و روندی موجودی نیست. در معاملۀ کانال، قیمت درون کانال ها حرکت می کند و اولین کار این استراتژی آن است که کانال یافت گردد. این روش شامل ارتباط نقاط کف و اوج قیمتی در یک خط افقی می شود. به عبارت دیگر، معامله گر باید سطوح اصلی حمایت و مقاومت را در محوطه ای پیدا کند که به آن “کانال معاملاتی” گفته می شود.

   پیدا کردن ناحیه های کسب سود در معاملۀ در کانال بسیار ساده است. تا مادامی که قیمت از کانال خارج نشده باشد، شما می توانید در حمایت بخرید و در مقاومت بفروشید و اگر جهت قیمت به نفع معامله تان نباشد در آن صورت میزان زیان بسیار شدید خواهد بود.

   معاملۀ در کانال زمانی مؤثر است که نوسان قیمت در بازار در حدی باشد که قیمت بتواند بدون خارج شدن از کانال درون کانال نوسان داشته باشد و از آن خارج نشود. به محض آنکه قیمت از سطوح حمایت یا مقاومت عبور کند باید از موقعیتی که بر مبنای کانال است خارج شوید. بهترین راه برای مدیریت خطر در این روش استفاده از دستورهای توقف ضرر (SL) است که توسط اکثر معامله گران بکار گرفته می شود. آنها در هنگام فروش، دستورهای توقف ضرر را پایین مقاومت و دستورهای کسب سود را نزدیک به حمایت قرار می دهند. در هنگام خرید نیز دستورهای توقف ضرر را بالای حمایت و کسب سود را نزدیک به سطح مقاومت از قبل تعیین شده قرار می دهند. در هنگام فروش در محدودۀ مقاومت، توقف ضرر بالای سطح مقاومت و در هنگام خرید، توقف ضرر پایین سطح حمایت قرار می گیرند و از اسیلاتور RSI هم می توان در این معامله بهره بود که اگر به قسمت اشباع خرید (OB) رسید به منزله فروش می باشد و اگر به خط اشباع فروش  (OS) برسد به منزله خرید می باشد.

استراتژی معاملاتی حمایت و مقاومت

   برای درک کامل جوهرۀ استراتژی معاملاتی حمایت و مقاومت ابتدا باید با مفهوم سطح افقی آشنا شوید که یک سطح قیمتی است که حمایت یا مقاومت را در بازار نشان می دهد. حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکی اصطلاحاتی هستند که به ترتیب برای بیان کف و سقف قیمت ها در بازار بکار می روند. حمایت اشاره به محوطه ای در نمودار دارد که در آنجا تمایل برای خرید زیاد است و این تمایل قوی تر از فشار فروش می باشد و معمولاً توسط کف های قیمتی قبلی مشخص می شود. اما برعکس، سطح مقاومت نشان دهندۀ محوطه ای است که تمایل فروش در آن قوی تر از فشار خرید می باشد و معمولاً توسط اوج های قیمتی قبلی مشخص می شود.

   به منظور بکار گیری استراتژی حمایت و مقاومت باید آگاهی کافی از نحوۀ تشخیص روند با استفاده از سطوح افقی داشته باشید. بنابراین، در مورد ادامۀ یک روند صعودی، همۀ سطوح متوالی حمایت باید بالاتر از سطوح قبلی باشند و همۀ سطوح مقاومت متوالی باید بالاتر از سطوح قبلی باشند.

   اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، بطور مثال، سطح حمایت پایین تر از کف قیمتی قبلی باشد در آن صورت این نشان می دهد که روند صعودی رو به پایان است یا اینکه حداقل تبدیل به یک روند افقی خواهد شد. این احتمال هم وجود دارد که روند صعودی تبدیل به روند نزولی شود. در یک روند نزولی، وضعیت متضاد رخ می دهد. اگر هر کدام از حمایت ها نتواند پایین تر از حمایت قبلی اش باشد در آن صورت این می تواند علامتی باشد از ایجاد تغییر در روند موجود.

   مفهوم معاملۀ مقاومت و حمایت یکسان است. هر زمان احساس کنیم قیمت افزایش پیدا می کند، خرید انجام می دهیم و هر زمان احساس کنیم که قیمت کاهش پیدا خواهد کرد فروش انجام می دهیم. بنابراین هرگاه قیمت ریزش پیدا کرد و به سطح حمایت برسد معامله گران تصمیم می گیرند که خرید انجام دهند و متعاقباً قیمت ها افزایش پیدا می کنند. همچنین اگر قیمت افزایش پیدا کند و به سطح مقاومت برسد، معامله گران تصمیم به فروش می گیرند و همین امر ضمن اینجاد فشار نزولی باعث می شود که قیمت ها کاهش پیدا کنند.

استراتژی معاملاتی روند فارکس

   روند یکی از اساسی ترین مفاهیم در تحلیل تکنیکی است. تمامی ابزارهای تحلیل تکنیکی که مورد استفادۀ یک تحلیلگر قرار می گیرند دارای یک هدف واحد می باشند: کمک به تشخیص روند بازار. مفهوم روند فارکس تفاوت چندانی با معنای عمومی اش ندارد و در واقع چیزی بیش از جهتی که بازار در آن حرکت می کند نیست. اما مزیت بازار مبادلات ارزی (فارکس) آن است که در یک خط مستقیم حرکت نمی کند بلکه حرکاتی زیگزاگی دارد که دارای امواج متناوبی می شود که به وضوح دارای نقاط اوج و قعر می باشند که اکثراً با عنوان کف ها و سقف ها بیان می شوند.

   روند فارکس، آنچنان که در بالا ذکر شد شامل مجموعه ای از اوج ها و فرودها می شود و معامله گر با توجه به حرکت این سقف ها و کف ها می تواند نوع روند در بازار را تشخیص دهد.

   اگرچه اکثر مردم گمان می کنند که بازار مبادلات ارزی یا نزولی است یا صعودی، اما واقعیت این است که فقط این دو روند وجود ندارند بلکه چهار روند وجود دارند که عبارتند از:

  1. صعودی (Up trend)
  2. نزولی (Down trend)
  3. خنثی (Side way)
  4. روندهای نامتعارف (UTL)

   معامله گران و سرمایه گذاران با سه نوع اخذ تصمیم مواجه می شوند، خرید، فروش، کناره گیری از بازار. در خلال هر روند باید یک استراتژی خاص بکار برده شود.

   هر زمان بازار صعود کند، استراتژی خرید سود می دهد و از طرف دیگر استراتژی فروش زمانی صحیح است که بازار ریزش دارد. اما زمانیکه بازار نه صعودی است و نه نزولی، بلکه روندی خنثی دارد می توان از یک استراتژی استفاده شود که در بالا به آن اشاره شد.

اندیکاتورهای تحلیل تکنیکی در استراتژی های معاملاتی فارکس

   اندیکاتورهای تکنیکی، محاسباتی هستند که بر اساس قیمت و حجم یک دارائی صورت می گیرند و از آنها هم برای تائید روند و هم برای تائید کیفیت الگوهای نمودار استفاده می شوند که به معامله گران کمک کنند علائم خرید و فروش را مشخص نمایند. می توان برای تشخیص علائم خرید و فروش از اندیکاتورها بطور جداگانه و یا همراه با الگوهای نمودار و حرکت قیمت استفاده کرد.

   اندیکاتورهای تحلیل تکنیکی می توانند از طریق واگرایی و همگرایی خطوط میانگین حرکتی، علائم خرید و فروش ایجاد کنند. هر زمان قیمت از خط میانگین حرکتی عبور کند یا هرگاه دو خط میانگین حرکتی یکدیگر را قطع کنند، همگرایی رخ می دهد. واگرایی زمانی رخ می دهد که روند قیمت و روند اندیکاتور در دو جهت مختلف حرکت می کنند که نشان می دهد جهت روند قیمت در حال ضعیف شدن است.

   می توان برای تشخیص علائم خرید و فروش از اندیکاتورها بطور جداگانه و یا همراه با بازار استفاده کرد، هرچند همۀ آنها بطور گسترده توسط معامله گران استفاده نمی شوند. اندیکاتورهایی که در زیر ذکر می شوند جزو متدوال ترین اندیکاتورها هستند که مورد استفادۀ تحلیل گران قرار می گیرند و لااقل یکی از آنها توسط هر معامله گری در استراتژی معاملاتی اش استفاده می شود:

استراتژی های معاملاتی نمودارهای فارکس

   نمودار در تحلیل تکنیکی فارکس شامل نمایش گرافیکی نوسانات قیمت در یک چهارچوب زمانی معین می شود. نمودار می تواند نوسان قیمت را در مقیاس ماهیانه یا سالیانه نشان دهد. معامله گران متناسب با اطلاعاتی که به دنبالش هستند و مهارت های شان از انواع خاصی از نمودارها استفاده می کنند. انواع نمودارها عبارتند از: نمودار میله ای، نمودار خطی، نمودار شمعی و نمودار نقطه و شکل.

    معامله گران همچنین می توانند با استفاده از الگوهای متدوال نمودار تکنیکی، یک استراتژی خاص را بکار بگیرند:

  • مثلث ها
  • پرچم ها
  • پرچم های سه گوش
  • کنج
  • الگوی مستطیل
  • الگوی سر و شانه
  • الگوی سقف دو قلو و کف دو قلو
  • الگوی سقف سه قلو و کف سه قلو

      شما می توانید به راحتی نحوۀ استفاده از نمودارها و بکار گیری استراتژی های معاملاتی توسط الگوهای نمودار را فرابگیرید.

استراتژی معاملاتی حجم فارکس

   حجم، تعداد معاملات انجام شده در یک زمان مشخص را نشان می دهد. حجم بالاتر نشان دهندۀ میزان بالاتری از فشار است. حجم به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم همواره توسط تحلیل گرانی که از نمودار استفاده می کنند مورد تجزیه و تحلیل و تخمین قرار می گیرد و به نمودار حجم معاملات که معمولاً در پایین نمودار قیمت قرار دارد نگاه می کنند تا بتوانند حرکت صعودی و یا نزولی حجم را تشخیص دهند. قیمت اگر با حجم بالا همراه باشد اهمیتش از زمانی که با حجم پایین همراه است بیشتر می شود.

   تحلیل گران تکنیکی با مشاهدۀ حجم و روند در کنار یکدیگر از دو ابزار متفاوت برای ارزیابی فشار استفاده می کنند. اگر قیمت ها رشد کنند، مشخص می شود که فشار خرید بیشتر از فشار فروش می شود. اگر حجم در یک روند صعودی کاهش پیدا کند، نشان می دهد که روند صعودی رو به پایان است.

   استراتژی تحلیل چند نموداری شامل استفادۀ همزمان از چند نمودار در چهارچوب های زمانی متفاوت روی یک ابزار معاملاتی می باشد.

   نمودار قیمت این قابلیت را دارد که نوسان قیمت را در زمابندی های مختلف نمایش دهد به همین دلیل تحلیل زمابندی های مختلف از نوسان یک ابزار معاملاتی می تواند مزیت های بسیاری برای معامله گران داشته باشد که می تواند “چرخه ای معاملاتی” از یک ابزار ارائه دهد. شما از طریق استراتژی تحلیل چند نموداری (MTFA) می توانید همزمان از مقیاس های بزرگ و مقیاس کوچکی زمابندی استفاده کنید و روند کلی بازار را تشخیص دهید. MTFA بطور کلی با تشخیص روند بازار در زمابندی های بالاتر شروع می شود (خرید، فروش یا میانه) و به تحلیل آن از طریق زمابندی های پایین تر که از ۵ دقیقه ای شروع می شود می پردازد.

   “کاری روزنبلوم” که یک معامله گر با تجربه است اعتقاد دارد که نمودارهای روزانه، هفتگی و ماهیانه در تحلیل چند نموداری باید مورد استفاده قرار گیرند تا ارزیابی صحیحی از زمان حرکت روندها در جهت یکسان حاصل گردد. هرچند، این ممکن است مشکلاتی ایجاد کند چرا که نمودارهای مختلف که دارای زمابندی های متفاوت هستند همواره با هم سازگاری ندارند و روندهای مختلفی در نمودارهای مختلف پدیدار می شوند. طبق گفتۀ وی، تحلیل نمودارها با زمابندی پایین تر اطلاعات بیشتری ارائه می دهد.

استراتژی معاملاتی فارکس بر مبنای تحلیل بنیادی

   تحلیل تکنیکی بر مطالعه و عملکرد گذشتۀ حرکت بازار تمرکز دارد اما تحلیل بنیادی بر دلایل بنیادی ای که روی جهت بازار تاثیرمی گذارند متمرکز است.

   شاخص های اقتصاد کلان نظیر نرخ رشد اقتصادی، نرخ بهره، نرخ بیکاری، تورم یا رویدادهای مهم سیاسی که توانایی تاثیرگذاری روی بازارهای مالی را دارند، اساس تحلیل بنیادی فارکس را تشکیل می دهند در نتیجه می توانند برای اخذ تصمیم مورد استفاده قرار گیرند.

   تحلیل گران تکنیکی لزومی نمی بینند که دلایل تغییرات بازار را بدانند اما تحلیل گران بنیادی تلاش می کنند که “دلیل” تغییرات بازار را متوجه شوند. این دسته از تحلیل گران آمار اقتصادی یک کشور خاص یا چندین کشور را مورد تحلیل قرار می دهند تا بتوانند نوسانات ارز کشور مورد نظرشان را در کوتاه مدت پیدا کنند. آنها بر اساس محاسبات یا رویدادهای خاص می توانند به امید افزایش ارزش یک ارز اقدام به خرید آن کنند تا اینکه در آینده آن را در قیمتی بالاتر بفروشند. یا اینکه اقدام به فروش ارزی می کنند تا در آینده در قیمتی پایین تر آن را بخرند.

   آماری که تحلیل گران بنیادی مورد مطالعه قرار می دهند به مراتب آهسته تر از آمار قیمت و حجم که توسط تحلیل گران تکنیکی مورد استفاده قرار می گیرند گردآوری می شوند، به همین دلیل است که تحلیل گران تکنیکی از نمودارهای قیمت با زمابندی طولانی استفاده می کنند.

استراتژی های فارکس بر مبنای سبک معامله

   استراتژی های معاملاتی فارکس توسط سبک های معاملاتی متداولی توسعه پیدا می کنند که عبارتند از: معاملۀ روزانه، معاملۀ انتقالی (carry trade)، استراتژی خرید و حفظ، معاملۀ تأمینی (هِج)، معاملۀ سبد، معاملۀ اسپرد، معاملۀ آزاد (سوئینگ)، معاملۀ دستور و معاملۀ الگوریتمی.

h1 image

   Using and developing trading strategies استفاده و توسعۀ استراتژی های معاملاتی اغلب به درک توانایی ها و ضعف های تان بستگی دارد. برای اینکه تبدیل به یک معامله گر موفق شوید در ابتدا باید بهترین روش معاملاتی که مناسب شخصیت خودتان می باشد را پیدا کنید. هرگز یک روش ثابت صحیح برای معامله وجود ندارد. روش صحیح برای سایرین الزاماً برای شما مناسب نیست. در ادامه می توانید دربارۀ هر کدام از روش های معامله مطالعه کرده و روش مختص به خودتان را تعیین کنید.

استراتژی معاملۀ روزانه فارکس

   استراتژی معاملۀ روزانه، فعالیت خرید و فروش یک ابزار معاملاتی طی یک روز را ارائه می دهد که معنایش آن است که یک معامله گر روزانه نمی تواند هیچ معامله ای را طی شب نگه دارد.

   استراتژی های معاملۀ روزانه عبارتند از اسکالپ، محوسازی، محورهای روزانه و معاملۀ نیروی حرکت. اگر بخواهید معاملۀ روزانه انجام دهید در آن صورت نمی تواند چندین معامله طی یک روز انجام دهید و باید همۀ معاملات بازار را پیش از بسته شدن بازار ببندید.

   عاملی مهمی که باید در معاملۀ روزانه به خاطر سپرده شود این است که هر چه بیشتر معاملات را باز نگه دارید خطر زیان تان بیشتر می شود. بسته به سبک معاملاتی که انتخاب می کنید، قیمت هدف تغییر می کند. در زیر، شما می توانید متداول ترین استراتژی های معاملۀ روزانه را فرابگیرید.

استراتژی اسکالپ فارکس

   اسکالپ فارکس یک استراتژی معاملۀ روزانه است که مبتنی است بر معاملات سریع و کوتاه و برای کسب سود کلان از تغییرات کوچک قیمتی مورد استفاده قرار می گیرد. به این نوع از معامله گران، اِسکالپِر می گویند که می توانند روزانه تا ۲۰۰ معامله هم انجام دهند با این اعتقاد که حرکت قیمتی کوچک را راحت تر از حرکات قیمتی بزرگ می توان دنبال کرد.

   هدف اصلی این استراتژی این است که در یک زمان کوتاه بتوان تعداد زیادی ابزار معاملاتی را در قیمت های Bid/Ask، خرید/فروش کرد و در قیمت های بالاتر/پایین تر آنها را فروش/خرید کرد و کسب سود کرد.

    عوامل خاصی وجود دارند که برای اسکالپ فارکس ضروری هستند که عبارتند از نقدینگی، نوسان، زمابندی نمودار و مدیریت خطر. نقدینگی بازار در نحوۀ اجرای اسکالپ توسط معامله گران مؤثر است. اسکالپر ها اسپرد شناور (Floating spreads) را بیشتر ترجیح می دهند چون که در بعضی زمان ها اسپرد بین جفت ارزها خیالی کم می شود و برخی از معامله گران ترجیح می دهند که در بازار نقدتر معامله کنند چرا که راحت تر می توانند با معاملاتی که حجم زیاد دارند به راحتی وارد بازار شوند و از آن خارج شوند در حالیکه سایر معامله گران ترجیح می دهند در بازار دارای نقدینگی کمتر که اسپردهای بیشتری دارد معامله کنند.

   از آنجائیکه این به نوسان و فراریت باز می گردد، اسکالپرها ابزارهای معاملاتی با ثبات را ترجیح می دهند تا نگران تغییرات قیمتی ناگهانی نباشند. اگر قیمت یک ابزار باثبات باشد در آن صورت اسکالپر می تواند حتی با ثبت دستور روی نرخ های Ask و Bid یکسان، با انجام صدها معامله، کسب سود کند. زمابندی نمودارها در استراتژی اسکالپ بسیار کوتاه هستند و معامله گران تلاش می کنند تا از چنین حرکت کوچکی در بازار کسب سود کنند که حتی مشاهدۀ آنها در نمودار یک دقیقه ای نیز دشوار است.

   اسکالپرها همزمان با صدها سود کوچک در طی روز، صدها زیان کوچک را نیز تجربه خواهند کرد. در نتیجه باید یک مدیریت خطر سخت اتخاذ کنند تا از زیان های ناخواسته دوری کنند.

استراتژی محوسازی

   محوسازی در اصطلاح فارکس به معنای معامله بر خلاف روند است. معامله گرانی که از این شیوه استفاده می کنند هر زمان قیمت افزایش پیدا کند به این امید که کاهش پیدا خواهد کرد فروش انجام می دهند. بنابراین در این استراتژی هر زمان قیمت یک ابزار تجاری در حال افزایش باشد فروش انجام می شود و هر زمان قیمت یک ابزار تجاری در حال کاهش باشد فروش انجام می شود که “محو سازی” نامیده می شود.

   این یک استراتژی معاملۀ روزانۀ معکوس است که برای معامله در خلاف جهت روند مورد استفاده قرار می گیرد. بر خلاف دیگر انواع معامله که هدف اصلی پیروی از روند اصلی است، در معامۀ محو سازی معامله بر خلاف جهت روند اصلی باز می شود.

فرضیاتی که استراتژی محوسازی بر اساس آن استوار هستند عبارتند از:

  • خرید ابزارهای تجاری به سقف رسیده است
  • اولین خریداران آمادۀ کسب سود هستند
  • خریداران فعلی در خطر قرار دارند

   اگرچه “محو سازی بازار” می تواند بسیار پرخطر باشد و طاقت ضرر بالایی نیاز دارد، اما روشی بسیار سود ده است. در انجام استراتژی محوسازی می توان دو دستور Limit در قیمت های مشخص قرار داد – دستور Buy Limit باید پایین تر از قیمت جاری و دستور Sell Limit باید در بالای آن قرار گیرد.

   استراتژی محوسازی بسیار پرخطر است چرا که این استراتژی به معنای معامله بر خلاف روند بازار می باشد. هرچند می تواند سودمند نیز باشد، معامله گرانی که از این استراتژی استفاده می کنند می توانند از هر اصلاح قیمتی کسب سود کنند چرا که پس از یک رشد یا افت سریع این انتظار وجود دارد که اصلاح حرکتی رخ دهد. بنابراین اگر این استراتژی به درستی مورد استفاده قرار گیرد می تواند یک روش معاملاتی بسیار پرسود باشد. کسانی که از این استراتژی پیروی می کنند، افرادی خطر پذیر هستند که از قواعد مدیریت خطر پیروی می کنند و تلاش می کنند از هر معامله با سود خارج شوند.

استراتژی های معاملاتی بر مبنای تحلیل فارکس (قسمت سوم)

استراتژی معاملاتی

استراتژی معاملاتی

استراتژی های معاملاتی در فارکس یا سایر بازار های جهانی را می توان به سه دسته تقسیم نمود :

  1. Range trading or Swing trading  یا معامله در یک دامنه
  2. Trend fallowing  یا معاملات تعقیب روند
  3. Reversal trading یا معاملات بازگشتی

هر کدام از این سه استراتژی معاملاتی دارای یک شعار اساسی و یک سوال اساسی هستند و ابزارهائی را به کار می گیرند
که برای استراتژی های دیگر ممکن است چندان مفید نباشد.

۱- استراتژی های معامله در دامنه
   اولین استراتژی معامله در یک دامنه است. اکثر مواقع قیمت ها در یک دامنه نوسان می کنند و این استراتژی در مواقع زیادی کاربرد دارد. شعار اصلی این استراتژی این است :
پایین بخر بالا بفروش. هدف این استراتژی خرید در پایین ترین قیمت های دامنه در ابتدای صعود قیمت و فروش در بالاترین قیمت های دامنه در ابتدای نزول قیمت است. در شکل زیر نمونه ای از معامله در دامنه دو کانال تو در توی خنثی را نمایش می دهد.

 

سوال اساسی این استراتژی قبل از اقدام به هر معامله این است :
از کجا معلوم است که این دامنه معتبر بماند و در معامله متضرر نشویم؟ دامنه ها همیشه عمر محدودی دارند و پس از مدتی شکسته می شوند. هر فروش در اوج یا خرید در کف دامنه ممکن است با شکست دامنه و تشکیل یک روند منجر به زیان قابل توجهی شود که می تواند چند برابر سود مورد انتظار در دامنه باشد .

   مشاهده می شود زیانی که شکست دامنه ایجاد می کند، می تواند چندین برابر سود های ناشی از معامله در دامنه باشد. باید توجه کرد که در بازار هیچ قطعیتی وجود ندارد. بلکه همیشه احتمالات غالب و مغلوب وجود دارند . تا وقتی که یک دامنه معتبر است ممکن است باز هم معتبر بماند ولی نباید احتمال دیگر یعنی شکستن دامنه را از نظر دور داشت.
یک استراتژی معاملاتی باید بتواند به سه سوال زیر پاسخ گوید :

  •  کی وارد معامله شویم؟
  • کی با سود از معامله خارج شویم؟
  • کی با زیان از معامله خارج شویم؟

   اگر هر یک از این سوالات بی جواب بماند استراتژی ناقص است. سعی می کنیم پاسخ این سوالات را در مورد ساده ترین استراتژی دامنه ای که معامله در یک کانال افقی است پاسخ گوئیم. ابتدا باید کانال شناسائی و ترسیم شود. کی وارد معامله می شویم؟ هر وقت قیمت به کانال برخورد کرد و یک کندل بازگشتی مشاهده کردیم در جهت داخل کانال وارد معامله می شویم. کی با سود از معامله خارج شویم؟ هر وقت قیمت به وسط کانال برگشت وضعیت را بررسی می کنیم. اگر به نظر نرسید که بتواند به طرف دیگر کانال برسد همانجا خارج میشویم. اگر به نظر می رسید که سود ما می تواند بیشتر شود حد زیان را روی نقطه خرید و حد سود را ۵ پیپ قبل از لبه دیگر کانال قرار می دهیم. کی با زیان خارج شویم؟ حد زیان را  ۷ پیپ بعد از بعد از کلیه سایه های کندل های درون کانال قرار می دهیم.
این استراتژی صرف نظر از درست یا نادرست بودن، یک استراتژی کامل است که به هر سه سوال یک استراتژی پاسخ صریح و روشنی می دهد. توجه کنید که حد زیان در اینجا خیلی مهم است چون با شکست کانال معمولا یک روند به وجود می آید که ممکن است چند صد پیپ در جهت زیان ما حرکت کند.

استراتژی معاملاتی (قسمت دوم)