نوشته‌ها

بانک مرکزی کانادا Bank of Canada)BOF)

   بانک کانادا بر طبق قانون ۱۹۳۵ موجودیت یافت و بر عرضه پول و اقتصاد کانادا تاثیر گذار شد. بزرگترین ابزار بانک در کوتاه مدت نرخ وام دهی بین بانکی است. بانک کانادا به خوبی بدهیهای دولت را با صدور و انتشار پول جدید مدیریت و کنترل می نماید. اهداف اصلی بانک مرکزی کانادا در پایین نگه داشتن سطح تورم، ثبات در سطح عمومی قیمتها و استواری و تحکیم ارز خلاصه می شود. هدف بانک مرکزی کانادا در مورد تورم، ثابت نگه داشتن سطح عمومی قیمتها به میزان ۲ در صد بطور سالیانه است و دامنه هدف گذاری آن در نقاط میانی ۱ تا ۳ در صد تعریف شده است. تورم به وسیله شاخص قیمت مصرف کننده سنجیده می شود، اما بانک مرکزی کانادا شاخص مرکزی و اصلی قیمت مصرف کننده را به گونه ای اندازه گیری می کند که در این شاخص قیمت اقلام انرژی و غذا نادیده گرفته می شود. این شاخص به عنوان راهنمایی موثر، روند تورم و تغییرات احتمالی آینده را نشان می دهد. دامنه هدف ۱ تا ۳ در صد تورم هر پنج سال بازنگری می شود. این دوره پنج ساله در ساله ۲۰۰۶ به پایان خواهد رسید.

   هئیت مدیره بانک از یک رئیس، نائب رئیس و دوازده مدیر تشکیل گردیده است. در این ترکیب باید یک نماینده از سوی وزیر دارایی جهت بررسی و نظارت در جلسات هئیت مدیره حضور داشته باشد که البته دارای حق رای نمی باشد. رئیس و نائب رئیس برای بک دوره ۷ ساله بوسیله مدیران انتخاب می شوند و وزیر دارایی مدیران را تعیین می نماید. چنانچه زمانی اختلاف دیدگاه بین نظرات وزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی بر روی سیاستهای پولی رخ دهد، وزیر دارایی باید مشاوره ای با رئیس بانک داشته باشد و پس از آن طی بخشنامه ای مواضع خود را به آگاهی وی برساند. در این صورت رئیس بانک مرکزی موظف به پیروی از وزیر دارایی خواهد بود. در حال حاضر رئیس بانک مرکزی کانادا دیوید داج (David Dodge) و نائب رئیس آن ملکلم نایت (Malcolm knight) هستند. معاملگران بازار به دقت اظهار نظریه های وزیر دارایی کانادا رالف گودال (Ralph Goodale) را مورد بررسی قرار می دهند.

سیاست های پولی 

    از نوامبر ۲۰۰۰ بانک کانادا ساز و کار جدیدی را برای آگاهی از تغییرات نرخ بهره ایجاد کرد که بر آن اساس تغییرات نرخ بهره در هشت زمان مشخص به آگاهی همگان خواهد رسید و بدین ترتیب تغییرات نرخ بهره در روزهای کاری تعدیل خواهد شد. انتشار اخبار مبنی بر تغییر و تعدیل در نرخ بهره به طور معمول در ساعت ۹ صبح یکی از روزهای سه شنبه یا چهارشنبه صورت می پذیرد.

نرخ بهره

   نرخ بهره کلیدی کانادا برای تنظیم سیاستهای پولی، نرخ بهره یک شبه یا نرخ بهره نقدی (Cash rate) است. این نرخ بهره به عنوان مبنا و پایه دیگر نرخهای بهره بوسیله بانکها برای وام دهی و قرض گرفتن وجوه بکار گرفته می شود. نرخ بهره این بانکها که ۵۰ واحد یا پنج صدم در صد بالاتر نرخ بهره یک شبه قرار می گیرد، نرخ بهره ای است که بانکها را قادر می سازد نا به دیگر موسسات مالی وام پرداخت نمایند. در نتیجه موسسات بانکداری و مالی با استفاده از سیستم گسترده انتقال وجوه و اعتبار، وجوه سرمایه ای یک شب را با آن نرخ بهره عهده دار می شوند. پایین ترین نرخ تنزیل بر روی نرخ های بهره یک شب را با آن نرخ بهره عهده دار می شوند. پایین ترین نرخ تنزیل بر روی نرخهای بهره یک شبه نرخ تعادلی است که بانکها با استفاده از سیستم بزرگ انتقال وجوه و اعتبار به موسسات بانکداری وام می دهند.

بانک مرکزی استرالیا Bank of Australia)BOA)

   بانک مرکزی استرالیا که پیش از این با نام بانک دارایی ملی استرالیا (Commonwealth Bank of Australia) مشهور بود امروزه تنها اهداف یک بانک مرکزی را پیش می برد. بانک مرکزی استرالیا بر طبق قانون سال ۱۹۵۹ به طور مستقل مسئولیت عملیات بانکداری را به عهده گرفت. بر طبق منشور بانک مرکزی استرالیا، نگهداری ثبات دلار استرالیا و پشتیبانی از اشتغال کامل در محدوده اختیارات آن تعریف شده است. در سال ۱۹۹۳ هدف دیگری برای بانک مرکزی استرالیا تعریف شد. اهداف بانک مرکزی استرالیا بر روی مبنای ۲ تا ۳ در صد تورم سالیانه پایه گذاری گردید و این بانک وظیفه دارد تورم را در دامنه تعریف شده، تنظیم کند. بدین ترتیب بانک مرکزی استرالیا برای میان مدت، نهادینه کردن تقویت پایدار و اساسی در رشد اقتصادی کشور را مدنظر دارد.

انجمن بانک مرکزی استرالیا

   تدوین و تنظیم سیاستهای پولی استرالیا توسط انجمن بانک رزرو استرالیا انجام می گیرد. انجمن ۱۱ بار در سال در نخستین سه شنبه هر ماه به جز ماه ژانویه نشست برگزار می کند. تصمیمات مربوط به نرخ بهره معمولا یک روز پس از این نشست به آگاهی همگان می رسد. انتشار گزارش مربوط به تصمیمات گرفته شده بر روی نرخ بهره، بازار ارز را به تکاپو می اندازد. دبیر اداره خزانه داری، رئیس و نائب رئیس شورای بانک به همراه شش عضو خارجی این شورا توسط رئیس خزانه داری انتخاب می شوند. شش عضو بیرونی شورا به مدت پنج سال مسئولیت می پذیرند. کن هنری (Ken Henry) در پست خزانه داری و یان مک فارلن (Ian McFarlane) در سمت رئیس شورای بانک مرکزی استرالیا فعالیت می کنند. مک فارلن از سپتامبر ۱۹۹۶ در بانک مرکزی استرالیا فعالیت دارد. هر چند بانک مرکزی استرالیا از سال ۱۹۹۳ استقلال عملیاتی پیدا کرده، اما رئیس و نایب رئیس بانک از سوی خزانه داری منصوب می شوند.

نرخ بهره 

   ابزار کلیدی پولی بانک مرکزی استرالیا نرخ بهره یک شبه بازار پول است که بر حسب هدف نرخ نقد بیان می گردد. نرخ نقد نرخی است که برای وامهای یک شب بین موسسات مالی مطالبه می شود. یکی از عوامل اصلی تغییرات نرخ دلار استرالیا، تغییر نرخ بهره اعلامی از سوی شورای بانک مرکزی است و بازار هر گونه حساسیت بانک مرکزی نسبت به نرخ بهره یک شب را دنبال می کند.

بانک رزرو استرالیا Reserve Bank of Australia)RBA)

   مانند دیگر بانکهای مرکزی، بانک رزرو استرالیا مسئول تعیین و اجرای سیاست پولی این کشور است. انجمن بانک رزرو استرالیا تصمیمات سیاسی پولی را برای رسیدن به اهدافی از جمله ثبات قیمتها و تورم پایین، ثبات سیستم مالی، امنیت و کارایی سیستم پرداختها بر عهده دارد. بانک مرکزی استرالیا شرایطی را بنا نهاده که براساس آن بازار پول نرخ نقد را در نزدیکی اهداف عملیاتی انجمن بانک رزرو استرالیا نگهداری کند. نرخ نقد، نرخی است که بین بانکهای تجاری و موسسات مالی به وامهای یک شبه تعلق می گیرد. نرخ نقد در اقتصاد استرالیا پایه ای برای ساختار نرخ بهره می باشد.

  انجمن بانک رزرو استرالیا مانند دیگر بانکها برای کنترل نقدینگی و تغییر در نرخ نقد به عملیات بازار باز دست می زند. عملیات بازار باز با استفاده از پیمانهای باز خرید و معاملات بی درنگ کوتاه مدت در اوراق بهادار دولتی Commonwealth Government Securities)CGS) اداره و هدایت می شود. بانک رزرو استرالیا با نوسانات شدید تهدید شود و یا با بنیادهای اقتصادی و اصول تعریف شده نامتناسب باشد، بانک مرکزی استرالیا در عملیات بازار ارز دخالت می کند. بانک رزرو استرالیا برای تعیین ارزش دلار استرالیا نسبت به دیگر ارزها از شاخص وزنی تجاری استفاده می کند. این شاخص ارزش میانگین وزنی دلار استرالیا را در رابطه با ارز کشورهای شرکای تجاری اصلی استرالیا می سنجد. میزان شاخص هر روز ساعت ۹ صبح و ۵ بعدظهر منتشر می شود.

بانک ملی سوئیس Swiss National Bank)SNB)

   بانک ملی سوئیس در سال ۱۹۰۷ به عنوان یک بانک مرکزی مستقل پایگذاری شد. این بانک می کوشد تا ثبات قیمتها را حفظ نماید. همانند دیگر کشورها، بانک ملی سوئیس در جهت رشد بلند مدت و رونق اقتصادی به تثبیت قیمتها اهمیت می دهد. ثبات قیمتها از سوی بانک مرکزی به مفهوم رشد کمتر از ۲ در صد در شاخص قیمت مصرف کننده ملی پنداشته می شود. یکی از وظایف دیگر بانک ملی سوئیس نظارت مستمر و دقیق بر روی نرخ مبادله ارز می باشد، زیرا قدرت بیش از حد در فرانک سوئیس موجبات تورم را فراهم می نماید. زمانی که ناامنی و مخاطرات در مناطقی از جهان گسترش می یابد، جریان سرمایه به سوی سوئیس افزایش یافته و این امر به تقویت فرانک کمک می کند. بنابراین در این شرایط بانک ملی سوئیس به نوعی از فرانک ضعیف جانبداری می کند و مداخله در بازار ارز را آغاز می کند.

   بانک ملی سوئیس هر سه ماه یکبار اقدام به انتشار بیانیه مربوط به سیاست پولی می نماید. در این گزارش به ارزیابی و تعیین وضعیتی مالیاتی هیئت دولت پرداخته می شود. همچنین در مورد سیاست پولی دولت تصمیم گیری و برآوردی از تورم در سه سال آینده تهیه می شود. در گزارش سالیانه ثبات مالی که در ماه ژوئن انتشار می یابد، بانک ملی سوئیس برآوردهای خود را از ثبات بخش بانکداری، زیر ساختهای بازار مالی، روند قابل مشاهده در سیستم بانکداری، بازارهای مالی و متغیرهای اقتصاد کلان ارائه می دهد. هدف اصلی ار این گزارش ترسیم نمای بخش هایی است که می توانند ثبات سیستم را تهدید نمایند.

   بانک مرکزی سوئیس با بالاترین سطح اختیارات به صورت مستقل سیاستهای  پولی و نرخ مبادله ارز آن کشور را تنظیم می نماید و از عملیات بازار باز برای اثر گذاری بر سیاستهای پولی استفاده می نماید. برخلاف بیشتر بانکهای مرکزی، بانک مرکزی سوئیس برای هدایت وضعیت پولی و چگونگی تنظیمات پولی از نرخ بهره ویژه بازار پول (Specific money market rate) “بازار وجوه وام دادنی” استفاده نمی کند. تا پاییز ۱۹۹۹، بانک مرکزی سوئیس از معاملات سلف بازار ارز (Foreign exchange swaps) و پیمانهای باز خرید بعنوان اصلی ترین ابزار برای اثر گذاری بر روی عرضه پول و نرخ بهره استفاده می کرد. داد و ستدهای باز خرید (Repurchase Agreement) از مهمترین ابزار بازار باز مورد استفاده توسط بانک مرکزی می باشد. در این نوع از معاملات باز خرید، سازمان و نهاد مالی، اوراق بهاداری به بانک ملی سوئیس می فروشد و توافق می کند که همین نوع و به همان میزان را در زمان دیگری از بانک ملی سوئیس باز خرید نماید. در ازای این پیمان، بانک بهره ای برای دوره قرارداد پرداخت می کند. اگر هیچ نوسان قیمتی در ادراق بهادار وجود نداشته باشد، بانک یا بانک ملی سوئیس باید اوراق افزوده یا مبلغ نقدی را تحویل دهد. دامنه دوره باز خرید از یک روز تا چند ماه می باشد.

   دیگر ابزارهای بازار باز اعتبارات و پیش پرداختهای در برابر اوراق بهادار می باشد. این گونه ابزارها به صورت وامهای بازار پولی لندن یا وام لمبارد (Lombard loan) شناخته می شوند. لازم توضیح است که لمبارد یکی از خیابانهای لندن است و به بازار پولی شهرت یافته است. میزان بهره در این بازارها همواره مبنایی برای دیگر اوراق بهادار بوده است. همچنین اندازه بهره در این بازار پولی، میزانی است که براساس آن بانکهای تجاری در برابر اوراق بهادار بانک مرکزی وام می گیرند.

   به منظور اجرا و انجام سیاست پولی، بانک ملی سوئیس نرخ بهره را بر مبنای دامنه نرخ بهره پیشنهادی بین بانکی برای سپرده های سه ماهه فرانک سوئیس هدف گذاری و تنظیم می کند. بانک مرکزی سوئیس برای تضمین و اطمینان از این که نرخ لایبور در دامنه هدف باقی می ماند، توافق نامه های باز خرید را برای عرضه بانکها با وجوه بیشتر یا کمتر از آن مورد استفاده قرار می دهد. بانک مرکزی سوئیس دامنه هدف برای نرخ لایبور را در دامنه یک در صد واحد نوسان تنظیم می نماید. افزایش در دامنه هدف سیاست پولی، هشداری برای سیاست پولی انقباضی و فشرده است.

   مدیریت و اداره نقدینگی تاثیرات به سزایی بر فرانک سوئیس در مبادلات ارزی دارد. اگر بانک مرکزی قصد تزریق نقدینگی را داشته باشد، در این صورت ارز خارجی (در وهله اول دلار) در مقابل فرانک سوئیس خریداری خواهد شد و بدین وسیله فرانک سوئیس تحت فشار قرار می گیرد. از دسامبر ۱۹۹۹، بانک ملی سوئیس دیدگاه پولگرایی (Monetarist approach) که در آن هدف گذاریها بر مبنای عرضه پول استوار گردیده بود، به رویکردی بر مبنای تورم تغییر داد. بر این اساس بانک ملی سوئیس پایه تورم را نرخ تورم ۲ در صد سالانه در نظر گرفت. در حقیقت همچون گذشته سیاستهای پولی بر پایه عرضه پول انجام نمی گرفت. بانک ملی سوئیس از دامنه ای براساس اندازه بهره پیشنهادی سه ماهه بین بانکی بازار لندن جهت ایجاد تحرک سیاستهای پولی و رسیدن به هدف ۲ در صد تورم استفاده می نمود.

   مقامات و صاحب نظران بانک ملی سوئیس می توانند به وسیله اظهار نظر و ملاحظات بر روی نقدینگی و عرضه پول بر روی فرانک سوئیس تاثیر گذار باشند. ژان پیر روث (Jean-Pierre Roth) به عنوان رئیس و برونو گریگ (Bruno Gehrig) قائم مقام مدیر عامل افراد کلیدی و موثر در بانک ملی سوئیس به شمار می آیند. اظهار نظرات نیکلاوس بلاتنر (Niklaus Blattner) یکی از اعضا هیئت مدیره نیز از سوی معامله گران دنبال می گردد.

اهمیت تورم از نگاه معامله گران (Inflation importance from trader perspective)

   معامله گران بازار های مالی با دقت فراوان به گسترش سطح عمومی قیمتها و شاخص های تورم (Inflation indicators) می نگرند، زیرا برای جنگیدن با تورم شیوه و روش معمول انتخابی افزایش نرخ بهره است و نرخ های بهره بالاتر موجب پشتیباتی و تقویت ارز محلی خواهد شد. علاوه بر نرخ تورم از نرخ بهره اسمی تعدیل شده و تولید ناخالص داخلی واقعی استفاده می شود تا به وسیله سنجش دقیق تر داده ها، مقدار واقعی تورم امکان پذیر شود. مقادیر واقعی نرخ بهره، تولید ناخالص داخلی واقعی و تولید ناخالص ملی واقعی از اهمیت بیشتری برای مدیران پولی و معامله گران ابزار های مالی بین المللی برخوردار است و به آنها امکان مقایسه دقیق فرصتهای جهانی را می دهد. معمولا معامله گران از هفت ابزار اقتصادی جهت تحلیل تورم استفاده می کنند:

  1. شاخص قیمت مصرف کننده
  2. شاخص قیمت تولید کننده Producer Price Index)PPI)
  3. عامل تعدیل کننده تولید ناخالص ملی
  4. عامل تعدیل کننده تولید ناخالص داخلی
  5. شاخص اداره پژوهش کالا Commodity Research Burea’s Index) CRB Index)
  6. شاخص گزارش قیمت تجارت صنعتی Journal of Commerce Industrial Price Index) JOC)

   چهار شاخص اول به عنوان نماگرهای اقتصادی نزدیک به هم شناخته می شوند. همچنین شاخص قیمت کالا (مانند شاخص CRB) اطلاعاتی را به طور مستمر و سریع در مورد سطح عمومی قیمت کالاهای خاص می دهند. شاخص های دیگری همچون بیکاری، میانگین در آمدهای ساعتی، قیمتهای مصرف کننده و بهره وری ظرفیتهای تولیدی در کنار تورم مورد استفاده قرار می گیرند.

شاخص قیمت مصرف کننده Consumer Price Index)CPI)

   شاخص قیمت مصرف کننده به منظور سنجش و اندازه گیری سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات ایجاد شده است. این شاخص مهم اقتصادی تغییرات قیمت در سطح مصرف کننده و سبد مشخصی از کالاها و خدمات خانوارهای شهری و مصرف کنندگان را در بر می گیرد. موارد تشکیل دهنده شاخص قیمت مصرف کننده نرخ غذا، لباس، سرپناه، سوخت، حمل و نقل، خدمات درمانی و دیگر کالاها و خدماتی است که مورد استفاده روزمره مردم است. در یک دسته بندی خاص همه موارد مورد استفاده در شاخص قیمت مصرف کننده به ۹ بخش عمده تقسیم می شوند و هر کدام وزنی را با توجه به میزان اهمیت آن دارا می باشند. باید توجه داشت که در یک دسته بندی دیگر موارد استفاده در شاخص قیمت مصرف کننده به ۷ بخش اصلی شامل مسکن، غذا، حمل و نقل، مراقبتهای دارویی، پوشاک، سرگرمی و سایر موارد تقسیم می گردند.

اقلام شاخص در صد وزن اقلام شاخص در صد وزن اقلام شاخص در صد وزن
مسکن ۳۸ پوشاک و لباس ۶ حمل و نقل و اتومبیل ۷
غذا ۱۹ درمان و بهداشت ۸ کالاها و خدمات متفرقه ۳
سوخت ۸ آموزش، مطالعه ۷ اثاثیه و کالاهای مورد نیاز منزل ۴

    هر گاه اقلام غذا و انرژی در سنجش شاخص قیمت مصرف کننده نادیده گرفته شود، شاخص اصلی قیمت مصرف کننده بدست می آید. معمولا بازار بر روی ارقام شاخص اصلی قیمت مصرف کننده متمرکز است. زیرا تصویر روشنی از نیروهای تورمی را به تصویر می کشد.

 

شاخص قیمت تولید کننده Producer Price Index)PPI)

  شاخص قیمت تولید کننده که به شاخص بهای عمده فروشی نیز شهرت دارد، نشان دهنده تغییرات قیمت در سطح تولید کننده یا عمده فروشی است. سه زیر بخش تولید در مرحله خام، واسطه و نهایی در شاخص قیمت تولید کننده در نظر گرفته شده است. بازار شاخص کالاهای نهایی را به دقت دنبال می کند. منظور از کالاهای نهایی قیمت کالاهایی است که برای فروش در بازار، برای مصرف کننده نهایی آماده شده باشد. در اغلب موارد افزایش قیمت کالاها در مرحله تولید مواد خام و واسطه ای، فشار تورمی را نشان می دهد.

شاخص خرده فروشی جانسون (Johnson Redbook Retail Sales Index)

خرده فروشی جانسون شاخصی است که میزان فروش را بر طبق دسته بندی اداره آمار وزارت بازرگانی آمریکا مورد سنجش قرار می دهد. در این آمار گیری میزان فروش فروشگاههایی که نوع فعالیت آنها شبیه به یکدیگر است، بدست می آید. این گروه از تجارتخانه ها و شرکتها که در آمار به حساب می آیند، بیش از ۸۵ در صد حوزه فروشگاههای اداره آمار وزارت بازرگانی را در بر می گیرند. این بررسی بخش بزرگی از فروشگاههای مورد سنجش در گزارش ماهانه خرده فروشی را شامل می شود. ویژگی شاخص خرده فروشی جانسون انتشار هفتگی آن در روزهای سه شنبه می باشد، اما داده های گرد آوری شده مربوط به ماه قبلی است. این گزارش ۹ صبح هر سه شنبه به وقت شرق آمریکا انتشار می یابد. ارقام اصلی این شاخص براساس در صد تغییر نسبت به ماه پیش از آن می باشد. گاهی معامله گران برای پی بردن به گرایش کلی این شاخص از تحلیل نموداری بر مبنای تغییرات سالانه آن استفاده می کنند. پیش از ۱۸ می ۱۹۹۹ ارقام انتشار یافته برای میانگین کل فروشگاههای ردبوگ بوده و با وجود پیشینه تاریخی بلند ارزش تحلیلی کمی را داراست و در مجموع اهمیت این گزارش به میزان اندکی است. شاخص خرده فروشی جانسون دارای نوسان زیادی است و ارقام هفتگی آن می تواند تغییرات زیادی را به همراه داشته باشد. نماگرهای مصرف و مخارج مصرفی خانوارها همواره پتانسیل اثر گذاری بر روی نرخهای مبادله را دارند و از این رو گاهی این شاخص توانایی حرکت بازار را دارا می باشد. در ماههای آگوست و دسامبر که فروشهای فصلی به اوج خود می رسند، این نماگر می تواند برای معامله گران جذاب باشد.

 

نمای لحظه ای از فروش هفتگی فروشگاههای زنجیره ای(ICSC-UBS weekly chain store sales snapshot)

   شاخص خرده فروشی فروشگاههای زنجیره ای از نتیجه گزارش خرده فروش شرکتها و فروشگاههای خاصی بدست می آید. سهام همگی این فروشگاهها در بازار بورس مبادلات سهام نیویورک داد و ستد می شود و نام و نماد معاملاتی آنها بر طبق استاندارد در جدول زیر نام و نهاد معاملاتی فروشگاههای بزرگ زنجیره ای ایالات متحده را اشاره می کند.

 

نماد نام نماد  نام نماد نام
LTD Limited لیمیتد DDS Dillard دیلارد KSS Kohl’s کول
FD Federated فدریتد KM Kmart ک مارت TGT Target تارگت
JCP J.C. Penney ج.سی. پنی WMT Wal-Mart وال مارت MAY May می

 

 

 تهیه این گزارش توسط انجمن بین المللی مراکز فروشگاهی و یو.بی.اس انجام می گیرد. انتشار این گزارش به صورت هفتگی و هر سه شنبه در ساعت ۹ به وقت نیویورک می باشد. داده های گرد آوری شده مربوط به هفته منتهی به هر شنبه می باشد. بنابراین ارقام منتشر شده در صد تغییر سطح خرده فروشی را نسبت به هفته پیش از آن نشان می دهد. اهمیت این گزارش برای بازار در سطح اندکی است و شاید بی توجهی بازار به ارقام این گزارش در نتیجه نوسانات زیاد آن باشد. با این وجود به دلیل اهمیت شاخص های مصرف گاهی بازار داده های کلیدی فصلی مربوط به ماههای آگوست و دسامبر را به دقت زیر نظر می گیرد.

شاخص خرده فروشی (Retail ındex)

   شاخص خرده فروشی مهمترین نماگر مخارج مصرف کنندگان به شمار می آید، به طوری که این نماگر قدرت تقاضای مصرف کنندگان و نیز اعتماد یا اطمینان مصرف کنندگان را نشان می دهد. این نماگر با نام رسمی شاخص مقدم خرده فروشی ماهانه شناخته می شود. شاخص خرده فروشی میزان فروش در سطح جزیی و خرد بنگاهها و موسسات اقتصادی را اندازه گیری می کند و کل دریافتیها خرده فروشی کالاهای موجود در انبارهای فروشگاهها در محاسبه آن بکار گرفته می شود. از نظر معامله گران گزارش خرده فروشی برای اقتصاد ایالات متحده بسیار با اهمیت است، اما شاید این شاخص آنقدر در اقتصادهایی همچون ژاپن و انگلستان مهم تلقی نشود، زیرا برخلاف دیگر کشورها، مصرف نقش کلیدی در اقتصاد آمریکا بازی می کند. شاخص خرده فروشی مصرف یکی از مولفه های مهم تولید ناخالص داخلی است و بدین ترتیب معامله گران بازار فارکس به سوی شاخصهای مصرف همچون نماگر خرده فروشی تمرکز می یابند. اگر مصرف کنندگان در آمد احتیاجی کافی و یا اعتبار لازم را داشته باشند، آنگاه کالاهای تجاری بیشتری تولید و یا وارد خواهد شد.

   وضعیت و شرایط فصلی اقتصاد بر روی داده های شاخص خرده فروشی موثر است به طوری که ارقام خرده فروشی ماههای میلادی دسامبر و سپتامبر نیز مدرسه ها و مراکز دانشگاهی دوباره بازگشایی می شوند. ماه نوامبر نیز از این دیدگاه با اهمیت پنداشته می شود که می تواند فروش های پیش از کریسمس را بازگو کند. دیده می شود برخی کارشناسان ارقام این ماهها را با ماههای مشابه سالهای گذشته مورد مقایسه قرار می دهند. درجدول زیر اقلام گزارش خرده فروشی برای برخی ماههای ۲۰۰۵ می باشد.

 

اقلام Nov Oct Sep Aug Category
خرده فروشی ۰.۳ ۰.۳ ۰.۳ ۱.۸- Total Retail Sales
بدون خودرو ۰.۳- ۰.۸ ۱.۳ ۱.۲ Excluding Autos
کالاهای بادوام Durable doods
مواد ساختمانی ۱.۹ ۱.۸ ۱.۹ ۱.۳ Building Materials
خودرو/قطعات یدکی ۲.۶ ۱.۳- ۳.۴- ۱۱.۷- Autos/parts
اثاثه خانه و وسایل منزل ۰.۳- ۱.۱- ۱.۱ ۱.۵ Furniture
کالاهای مصرفی بی دوام Nondurable goods
کالاهای عمومی ۰.۱ ۱.۱ ۰.۸ ۰.۵ General Merchandise
خوراک ۰.۴ ۰.۶ ۰.۳ ۰.۷ Food
ایستگاههای بنزین ۵.۹- ۰.۶- ۴.۸ ۴.۵ Gasoline stations
پوشاک ۰.۲ ۲.۶ ۰.۱- ۰.۷ Apparel
خدمات خوراک ۰.۹ ۰.۹ ۱.۱ ۰.۵ Food Services/bars
فروشهای الکترونیکی ۰.۲- ۰.۸ ۰.۰ ۳.۳ e*retailing/non-store

  به سبب آنکه خدمات بیش از ۵۰ در صد مصرف شهروندان آمریکایی را تشکیل می دهد، در سنجش شاخص خرده فروشی مخارج مصرف شده بر روی خدمات در نظر گرفته نمی شود. همچنین از آنجایی که فروش مخارج مصرف شده بر روی خدمات در نظر گرفته نمی شود. همچنین از آنجایی که فروش خودرو از هر ماه به ماه دیگر تغییرات تندی دارد، در کنار این شاخص اغلب آمار خرده فروشی بدون در نظر گرفتن فروش های اتومبیل انتشار می یابد.

 

 

   نوسانی بودن ارقام ماهانه شاخص خرده فروشی و بازنگریهای عمده در داده های آن، از جمله ویژگیهای این شاخص محسوب می شود. به دلیل آنکه گزارشهای مربوط به مصرف و مخارج مصرفی در زمان انتشار شاخص خرده فروشی آماده نیستند و دو هفته پس از اعلام آن انتشار می یابد، از گزارش خرده فروشی در پیش بینی و برآورد شاخصهای دیگر استفاده می شود ماه بعد قلمداد می گردد. همچنین ارقام خرده فروشی در جهت برآورد خام از روند تولید ناخالص داخلی بکار گرفته می شود. ارقام مربوط به شاخص خرده فروشی در صد تغییر ماه پیش را بازگو می کند، اما تغییرات سال به سال این شاخص نیز مورد توجه است. با استفاده از تغییرات سالانه نرخ افزایش یا کاهش فروشهای اقتصاد دیده می شود. این شاخص از سوی دفتر آمار اداره بازرگانی کشور و به صورت ماهانه با استفاده از داده های ماه گذشته آن، در اواسط هر ماه ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت نیویورک منتشر می شود. سرمایه گذاران ریسک تغییرات نرخ مبادله ارز در اثر انتشار گزارش خرده فروشی را کاملا زیر نظر دارد و در اغلب موارد با انتشار این شاخص نرخ ها به تکاپو و حرکت می افتند. از لحاظ اهمیت رتبه مناسب برای گزارش خرده فروشی در سطح ۱- ارزیابی می شود. برای دسترسی به داده های مربوط به این شاخص از تارنمای وزارت بازرگانی آمریکا استفاده کنید.

 

 

نمونه واقعی

   شاخص خرده فروشی در حقیقت میزان توانایی تولید کنندگان و فروشندگان را در سطح خرد نشان می دهد و این واقعیت را نمایان می سازد که کارخانه ها و مراکز تولیدی در امر فروش اقلامی همچون خوراک، پوشاک، اتومبیل، کالاهای عمومی، اثاثیه خانه، کالاهای ساختمانی و کالاهای بادوام به چه میزان موفقیت کسب نموده اند و طبیعی است که معامله گران به ریسک تغییر نرخ مبادله در اثر این گزارش توجه ویژه ای داشته باشند. پس از انتشار داده های خرده فروشی سفته بازان به فروش دلار تمایل نشان دادند و اسکناس سبز در برابر یورو تضعیف می گردد. ارقام انتشار یافته نتوانست از اجماع نظر عمومی بازار فراتر رود و انگیزه ای در جهت تقویت دلار پدید نیامد. در اینجا به این نکته اشاره می شود که گزارش خرده فروشی با شاخص قیمت تولید کننده به طور همزمان انتشار یافتند و بررسی دقیق تاثیر هر کدام از آنها به صورت جداگانه دشوار است. سرانجام عدم تغییرات مثبت در شاخص قیمت تولید کننده و انتشار اطلاعات و داده های ضعیف شاخص خرده فروشی به تضعیف دلار کمک نمود. معامله گران در اثر انتشار ضعیف داده های اقتصادی ایالات متحده به خرید یورو تشویق شدند و در کوتاه مدت نرخ مبادله یورو به دلار از حدود ۱.۲۰۴۰ تا ۱.۲۱۴۰ افزایش یافت.

عوامل موثر بر نرخ دلار استرالیا

کلیدهای بنیادی و عوامل موثر بر نرخ دلار استرالیا( THE KEY AND EFFECTIVE FACTORS ON AUD RATE)

اقتصاد استرالیا

در دهه اخیر کشور استرالیا در رقابتهای بین المللی پیشرفت قابل توجهی داشته است. سمت و سوی اقتصاد این کشور به سوی اقتصاد بازار و سرمایه داری خالص گرایش نشان داده است. اگر چه استرالیا با تولید ناخالص داخلی در حدود ۶۲۰ بیلیون دلار در سال ۲۰۰۵ نسبت به دیگر کشورهای صنعتی در رده چهاردهمین اقتصاد بزرگ دنیا قرار گرفته، اما با توجه به جمعیت آن در آمد سرانه هر استرالیایی ۳۲ هزار دلار بدست می آید که آن را با اقتصادهای برجسته قابل قیاس می کند. تقریبا هفتاد در صد تولید ناخالص داخلی از طریق تامین مالی، املاک و دارایی، خدمات کسب و کار و سرمایه گذاریهای مالی بدست می آید. تاکید بر بازسازی و اصلاح ساختار اقتصادی، تورم پایین، تجارت با چین از جمله عوامل کلیدی است که اقتصاد استرالیا را تقویت نموده است. با این وجود این کشور دارای کسری تجاری بزرگی معادل ۱۷ بیلیون دلار است و ضعف تقاضای خارجی، خشکسالی در بخشی از مناطق و افزایش تقاضای داخلی برای واردات از جمله عواملی هستند که کسری تجاری را دامن می زند. همچنین بدهی ملی استرالیا در سال ۲۰۰۵ در حدود ۵۱۰ بیلیون دلار محاسبه شده است.

ویژگی های برجسته دلار استرالیا

   دلار استرالیا با تمرکز بر روی صادرات طلا، مس، نیکل، زغال سنگ و پشم به عنوان ارز کالایی شناخته می شود. از آنجایی که این کالاها نزدیک به ۶۵ در صد کل صادرات استرالیا را شامل می شوند، رابطه تنگاتنگی بین قیمت آنها و دلار استرالیا ایجاد شده است. صادرات استرالیا بیشتر به صورت کالا بوده و از این لحاظ شبیه به کشور کانادا می باشد. از زمانی که این کالاها سهم بزرگی از صادرات استرالیا را شامل می شوند، بخت و اقبال دلار استرالیا به روند تغییر قیمت این کالاها وابسته است. دلار استرالیا در بین معامله گران به نام اوسی (Aussie) شهرت دارد. استرالیا سومین تولید کننده بزرگ طلا در سطح جهان است، دلار استرالیا نسبت به تغییرات طلا واکنش نشان می دهد. در هنگام افزایش قیمت طلا و مواد خام دلار استرالیا تمایل به کاهش دارد. معمولا هنگامی که قیمت طلا و کالاهای صادراتی استرالیا بر اثر تقاضای جهانی با افزایش مواجه می شوند، محیط تورمی ایجاد شده به سود دلار استرالیا رقم می خورد.

ابزارها و بنیانهای سیاست پولی و اقتصادی استرالیا

   مانند دیگر بانکهای مرکزی، بانک رزرو استرالیا مسئول تعیین و اجرای سیاست پولی این کشور است. انجمن بانک رزرو استرالیا تصمیمات سیاسی پولی را برای رسیدن به اهدافی از جمله ثبات قیمتها و تورم پایین، ثبات سیستم مالی، امنیت و کاریی سیستم پرداختها بر عهده دارد. بانک مرکزی استرالیا شرایطی را بنا نهاده که براساس آن بازار پول نرخ نقد را در نزدیکی اهداف عملیاتی انجمن بانک رزرد استرالیا نگهداری کند. نرخ نقد، نرخی است که بین بانکهای تجاری و موسسات مالی به وامهای یک شبه تعلق می گیرد. نرخ نقد در اقتصاد استرالیا پایه ای برای ساختار نرخ بهره می باشد. انجمن بانک رزرو استرالیا مانند دیگر بانکها برای کنترل نقدینگی و تغییر در نرخ نقد به عملیات بازار باز دست می زند. عملیات بازار باز با استفاده از پیمانهای باز خرید و معاملات بی درنگ کوتاه مدت در اوراق بهادار دولتی اداره و هدایت می شود. بانک رزرو استرالیا ممکن است در بازار  مبادلات ارز مداخله نماید. هرگاه تغییر در نرخ مبادله استرالیا با نوسانات شدید تهدید شود و یا با بنیادهای اقتصادی و اصول تعریف شده نامنتاسب باشد، بانک مرکزی استرالیا در عملیات بازار ارز دخالت می کند. بانک رزرو استرالیا برای تعیین ارزش دلار استرالیا نسبت به دیگر ارزها از شاخص وزنی تجاری استفاده می کند. این شاخص ارزش میانگین وزنی دلار استرالیا را در رابطه با ارز کشورهای شرکای تجاری اصلی استرالیا می سنجد. میزان شاخص هر روز ساعت ۹ صبح و ۵ بعدظهر منتشر می شود.

شاخص های اقتصادی مهم

   میزان تراز کالاها و خدمات و سطح عمومی قیمتها از جمله شاخصهای مهم و موثر بر روی دلار استرالیا است.

تراز بازرگانی کالاها و خدمات Balance of goods and services
شاخص قیمت مصرف کننده (Consumer Price Inflation (CPI
شاخص قیمت تولید کننده (Producer Price Index(PPI
تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product(GDP
مصارف شخصی Private Consumption

 

جنگ ارزی چیست

جنگ ارزی چیست و چگونه به وقوع می پیوندد؟ (What is trade war and how does it happen)

   جنگ ارزی زمانی به وقوع می‌پیوندد که بانک مرکزی یک کشور از سیاست‌های پولی انبساطی برای پایین آوردن ارزش پول خود استفاده کند. ارز ارزان‌تر با پایین آوردن قیمت کالاها نسبت به کالاهای مشابه کشورهای خارجی به افزایش صادرات کمک می‌کند. در نتیجه به کسب و کارها کمک می‌شود و اقتصاد هم رشد بیشتری خواهد داشت. همچنین واردات هم در نتیجه کاهش ارزش ارز ملی یک کشور گران‌تر می‌شود و متعاقب آن مصرف‌کننده آسیب می‌بیند و تورم افزایش می‌یابد.

   جنگ ارزی عبارتی بود که در سال ۲۰۱۰ توسط وزیر اقتصاد کشور برزیل ” گویدو ماتگا” مطرح شد. او با استفاده از این واژه در حقیقت می‌خواست رقابتی که بین آمریکا و چین برای پایین‌تر آوردن ارزش ارز کشور خود داشتند توصیف کند.

جنگ ارزی چگونه به وقوع می‌پیوندد؟

   نرخ‌های تبدیل ارز ، ارزش ارز یک کشور را در برابر ارز کشور دیگری تعیین می‌کند. در یک جنگ ارزی یک کشور عمدا ارزش ارز خود را پایین می‌آورد. کشورهایی که نرخ تبدیل ثابتی دارند نرخ جدید خود را اعلام می‌کنند. اغلب کشورها نرخ تبدیل خود را با دلار آمریکا که در حقیقت به عنوان ارز جهانی شمرده می‌شود ثابت می‌کنند.

   اما بسیاری از کشورها نرخ‌های تبدیل شناور دارند. این کشورها برای پایین آوردن ارزش ارز ملی کشور مجبور به افزایش عرضه پول خود هستند. یک بانک مرکزی ابزارهای زیادی برای افزایش عرضه پول دارد. بانک مرکزی می‌تواند نرخ سود بانکی را پایین بیاورد. همچنین می‌تواند اعتبار ذخایر یک بانک داخلی را افزایش دهد که از آن با نام عملیات بازار آزاد یا کاهش کمی یاد می‌شود.

   دولت یک کشور هم می‌تواند برای ارزش ارز آن کشور اثرگذار باشد. این دولت می‌تواند با افزایش مخارج خود یا کاهش مالیات (سیاست‌های پولی انبساطی) این کار را صورت دهد. معمولا دولت‌ها این سیاست‌ها را در جهت منافع سیاسی خود اعمال می‌کنند نه جنگ ارزی.

جنگ ارزی ایالات متحده

   ایالات متحده آمریکا با استفاده از سیاست‌های پولی و مالی انبساطی ارزش ارز خود، دلار را پایین می‌آورد. مخارج کسری بودجه بدهی را افزایش می‌دهد و همین باعث فشاری معکوس بر دلار آمریکا می‌شود، به طوری که جذابیت در اختیار داشتن آن را پایین می‌آورد. بانک مرکزی آمریکا، فدرال رزرو، نرخ سود بانکی این کشور را بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ نزدیک به صفر نگاه می‌داشت. همین نرخ سود بانکی اعتبار بانکی و عرضه پول را افزایش می‌داد. زمانی که عرضه از تقاضا پیشی می‌گیرد، ارزش دلار کاهش می‌یابد.

   اگر چه چنین وضعیتی یک وضعیت عادی شمرده نمی‌شود. از زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ تا کنون علی رغم سیاست‌های انبساطی آمریکا دلار ارزش خود را ثابت نگاه داشته است و دلیل آن هم جهانی بودن دلار آمریکا و استفاده از آن به عنوان دارایی قابل ذخیره شدن است. در مواقع نوسانات اقتصادی سرمایه‌گذاران دلار را به عنوان یک سرمایه‌گذاری قابل اتکا خریداری می‌کنند. در نتیجه بین سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۶ وضعیت دلار ۲۵ درصد بهبود یافت.

جنگ ارزی چین

   یوان ارز رسمی کشور چین محسوب می‌شود. بانک خلق چین که بانک مرکزی این کشور محسوب می‌شود از ارز این کشور با ارزهای کشورهای دیگر از جمله دلار آمریکا اصطلاحا جفت ارزی تشکیل می‌دهد. به این معنی که بانک مرکزی چین ارزش یوان را با ۲ درصد بالا یا پایین‌تر به گونه‌ای حفظ می‌کند که هر دلار ۶/۲۵ یوان ارزش داشته باشد.

جنگ ارزی ژاپن

   ژاپن در سپتامبر سال ۲۰۱۰ میلادی وارد جنگ ارزی شد. آن هم زمانی که دولت ژاپن ذخایر ارز رسمی کشور خود یعنی ین را برای اولین بار در شش سال پیش از آن به فروش رساند. به همین دلیل نرخ تبدیل ین به بالاترین میزان خود از سال ۱۹۹۵ رسید. همین اقدام موجب هراس اقتصاد ژاپن که متکی به صادرات است شد. یک ین با ارزش موجب گران‌تر شدن کالاهای ژاپنی در کشورهای دیگر می‌شود. همین افزایش قیمت کالاها موجب کاهش تقاضا و در نتیجه افت سرعت رشد اقتصاد ژاپن می‌شود.

   ارزش ین ژاپن در سال‌های اخیر به دلیل سرمایه‌گذاری دولت‌های خارجی در این ارز نسبتا ایمن افزایش یافته است. این دولت‌ها یورو را به دلیل پیش‌بینی خود، از ادامه آسیب‌های بحران بدهی یونان به این اتحادیه کنار گذاشته‌اند. از طرف دیگر، به دلیل بی‌ثباتی بدهی‌های کشور آمریکا روی دلار آمریکا سرمایه‌گذاری کمتری می‌کنند.

   بسیاری از تحلیل‌گران معتقد هستند که علی‌رغم برنامه‌های دولت ژاپن ین این کشور همچنان با افزایش ارزش روبرو خواهد شد و دلیل آن هم نه عرضه و تقاضای این ارز بلکه معاملات فارکس (معاملات ارز خارجی) است. فارکس تاثیر قابل توجهی بر ین، دلار و یورو دارد. دولت ژاپن هرچه قدر هم بازار را با ین خود پر کند، باز هم معامله‌گران فارکس با ادامه معامله این ارز می‌توانند موجب افزایش ارزش این ارز شوند و از آن سود ببرند.

   معامله‌گران فارکس ۱۰ سال دقیقا مقابل این وضعیت را برای دولت ژاپن به وجود آوردند. آن‌ها در آن زمان که نرخ سود در کشور ژاپن صفر بود ین را استقراض کردند. سپس آن را با دلار آمریکا که آن زمان این کشور نرخ سود بانکی بالاتری داشت معاوضه کردند. بعد از این‌که آمریکا نرخ سود بانکی را به صفر رساند این تعویض ارزی هم متوقف شد.

جنگ ارزی اتحادیه اروپا

   اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۳ و به قصد بهبود صادرات خود و مبارزه با کاهش قیمت کالاها و از دست رفتن مشاغل وارد این جنگ شد. بانک مرکزی اروپا نرخ سود خود را به ۰/۲۵ درصد در ۷ نوامبر سال ۲۰۱۳ رساند به گونه‌ای که نرخ تبدیل یورو به دلار به ۱/۳۳۶۶ دلار رسید.

تاثیر آن بر کشورهای دیگر

   این جنگ‌ها موجب افزایش ارزش ارز کشورهای در حال توسعه همچون برزیل شد و همین مساله باعث افزایش قیمت کالاهای صادراتی مهم این کشورها یعنی نفت، مس و آهن شد. در نتیجه با افزایش قیمت صادرات این کالا، این کشورها قدرت رقابتی خود را در مقایسه با دیگر کشورها از دست دادند؛ به طوری که رشد اقتصادی آن‌ها افت محسوسی کرد.

  رئیس سابق بانک مرکزی هند، راگهورام راجان، از کشور آمریکا و دیگر کشورهای درگیر جنگ‌های ارزی انتقاد کرد. او معتقد بود که این کشورها تورم خود را به اقتصادهای در حال ظهور همچون هند صادر می‌کنند. راجان در آن زمان با قبول ریسک پایین آمدن سرعت رشد کشور، مجبور به بالا بردن نرخ سود بانکی شد تا با تورم در این کشور مقابله کند.

تاثیر جنگ‌های ارزی بر ما

  یکی از ثروتمند‌ترین مردان دنیا، کارلوس اسلیم مکزیکی است که از غول‌های صنعت مخابرات شمرده می‌شود. او زمانی گفت که جنگ ارزی میان آمریکا و چین موجب افزایش قیمت مواد غذایی شد. هر چه ارزش دلار و دیگر ارزهای جهانی نسبت به ریال افزایش یابد، قیمت واردات هم متعاقبا افزایش پیدا می‌کند. مدت‌ها است که تاثیر این افزایش ارزش ارزهای خارجی یا در حقیقت کاهش ارزش پول ملی را بر قیمت مواد غذایی و لوازم برقی می‌بینیم. این وضعیت بر پایین آمدن قیمت صادرات کشور تاثیر گذار است به طوری که در نهایت موجب افزایش رشد اقتصادی کشور شده است. اما مطمئنا دولت باید تعادلی میان افزایش یا کاهش ارزش ارز داخلی نسبت به ارزهای خارجی به وجود آورد تا فشار آن تنها بر دوش مردم نباشد.

دلایل و نمودهای گوناگون تورم

دلایل و نمودهای گوناگون تورم (Inflation different aspects and reasons)

  تورم با توجه به زمان و شرایط گوناگون در هر اقتصادی به صورتهای مختلف بروز می کند. در اینجا گونه های مختلف تورم و دلایل ایجاد آن را بررسی می کنیم.

۱. تورم به دنبال بیشی گرفتن تقاضا از عرضه (تورم نقاضا)

   هر گاه در اقتصادی تقاضای کل بیش از عرضه کل گردد، مازاد تقاضا بر عرضه کنونی، سبب رشد سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات می شود. بدین ترتیب اقتصاد با تورم تقاضا روبرو خواهد شد. عرضه کالاها و خدمات ممکن است در شرایط نزدیک شدن اقتصاد به اشتغال و یا استفاده کامل از ظرفیتهای موجود دچار کاستی و کمبود شود و نتواند در واکنش به رشد فزاینده تقاضا به سرعت عمل نماید. افزایش سطح عمومی قیمتها در چنین وضعیتی چندان در بالا بردن انگیزه افزایش تولید و عرضه موثر نخواهد بود و در حقیقت نمی توان چندان در رشد تولید و در آمد کل اثرگذار باشد. تورم تقاضا می تواند به دو دلیل عمده زیر در اقتصاد رخ دهد:

  1. تورم تقاضا به سبب رشد فزاینده عرضه پول
  2. تورم تقاضا به سبب رشد یکی از مولفه های تولید ملی یا تقاضای کل اقتصاد

نمونه های از تورم نقاضا را بررسی می کنیم.

  • در زمانی که مصرف و نماگرهای گوناگون مخارج مصرفی، همچون میل نهایی به مصرف، در آمد شخصی و در آمد قابل تصرف به دلایلی با جهش و یا رشد فزاینده ای مواجه شود و در این حالت عرضه کل نتواند پاسخگوی شرایط موجود باشد، انتظار می رود که  پدیده تورم رخ دهد.
  • گاهی انتظار بخش خصوصی و خوشبینی سرمایه گذاران از آینده عاملی در جهت رشد سرمایه گذاری و تقاضای کل می شود، اگر اقتصاد نتواند در جهت تامین خواسته های آن به طور کامل پیش رود، جامعه می تواند با رشد سطح عمومی قیمتها روبرو شد. افزایش فزاینده کالاهای سرمایه ای، کاهش نرخ بهره، اندیشه و دیدگاه رشد سود انتظاری از سوی بنگاهها از جمله عوامل بالا رفتن تقاضای سرمایه گذاری بخش خصوصی به شمار می آید.
  • اقتصاد به طور کلی پیوسته با کسری بودجه دولت روبرو است و افزایش هزینه ها یا کاهش در آمدهای دولت از طریق سیاستهای موجود کسری بودجه تامین مالی شود، ممکن است افزایش تقاضا و پدید آمدن تورم را سبب گردد. تامین مالی کسری بودجه دولت به طود معمول از دو طریق انجام می پذیرد. یکی از طریق اخذ وام از بخش خصوصی (فروش بدهی به مردم) و دیگری از طریق وام از بانک مرکزی (پولی کردن بدهی های دولت) صورت می پذیرد.
  •  تغییر در خالص صادرات یکی دیگر از عوامل موثر در فشار تقاضای کل است. هر گاه به دلیل سود آوری صادرات این بخش از اقتصاد با رشد فزاینده روبرو شود و عرضه اقتصاد نتواند به آن واکنش متناسبی بدهد، می توان انتظار داشت که سطح عمومی کالا ها و خدمات افزایش یابد. گاهی محدودیتهای گمرکی، تحریمهای اقتصادی و یا تغییر در نرخ ارز سبب کاهش واردات می شود. این عامل می تواند رشد تقاضای کل و در نتیجه تورم را سبب شود.

۲. تورم هزینه

   هر گاه اقتصادی با رشد هزینه های تولید و یا افزایش قیمت عوامل تولید روبرو شود، آنگاه این مساله می تواند عاملی در جهت پدید آمدن تورم به شمار رود. دلایل گوناگونی از جمله افزایش قیمت مواد خام، افزایش قیمت نیروی کار به سبب قدرت گرفتن اتحادیه های کارگری و افزایش قیمت سرمایه به دلیل نفوذ بنگاههای اقتصادی بزرگ به تورم هزینه نسبت داده می شوند. در حقیقت این عوامل که ناشی از رشد قیمت نهاده های تولید است، موجب افزایش نرخها در بازار عوامل تولید می گردند و فشار هزینه ها به بنگاههای اقتصادی وارد می شود.

۳. تورم به دنبال افزایش قیمت در بخشی از اقتصاد 

   هنگامی که یکی از بخشهای اقتصاد با افزایش سطح عمومی قیمتها روبرو می شود، ممکن است به دیگر بخشهای جامعه فشار تورمی را وارد نماید. اقتصاددانان چسبندگی قیمتها را عامل نفوذ تورم به دیگر بخشهای اقتصادی می دانند. این بدان مفهوم است که قیمتها گرایشی به کاهش ندارند و عامل چسبنده بودن قیمت در هر بخش از اقتصاد تورم را ایجاد می کند.

۴. تورم ناشی از بنیادهای اقتصاد

   گاهی اوقات در برخی کشورهای در حال توسعه به دلیل ویژگی های بنیادی و ساختاری اقتصاد، تورم بوجود می آید. چنانچه اقتصادی از نظر واردات به کشورهای دیگر وابستگی شدید داشته باشد، احتمال تورم وارداتی بالا می رود. ساختار اداری و اقتصادی کشور، عدم تناسب بخشهای تولیدی، توزیع نامناسب ثروت در اقتصاد، انحصارات دولتی و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی می توان سبب بروز تورم گردند.

کلیدهای بنیادی و موثر بر نرخ مبادله دلار نیوزلند

کلیدهای بنیادی و موثر بر نرخ مبادله دلار نیوزلند (THE basics AND EFFECTIVE FACTORS ON NZD trades)

اقتصاد نیوزیلند

   در زبان فارسی نیوزلند با نام زلاندو نیز شناخته می شود. این کشور در مقایسه با دیگر کشورهای صنعتی و ملل اروپایی اقتصاد کوچکی دارد و ارزش تولید ناخالص داخلی سال ۲۰۰۵ آن نزدیک به ۹۷ بیلیون دلار برآورد گردید. در آمد سرانه ۲۴ هزار دلاری این کشور موجب شده که اقتصاد و ارز آن مورد توجه قرار گیرد. با وجود مساحتی بیش از ۳۰۰ برابر شهر نیویورک آمریکا، جمعیت نیوزلند معادل نصف جمعیت شهر نیویورک است. در طی ۲۰ سال گذشته دولت نیوزلند، دگرگونیهای صنعتی را در درون کشور پیاده سازی کرده است. اقتصاد نیوزلند کاملا به سمت اقتصاد بازار آزاد گرایش داده شده و بدین ترتیب توانایی حرکت در رقابتهای جهانی را داراست. با وجود رشد سریع اقتصادی و فن آوری پیشرفته، سطح تورم کنترل شده است.

   اقتصاد نیوزلند وابستگی شدیدی به عملکرد بین المللی و تجارت (به ویژه تولیدات کشاورزی) پیدا کرده است و به نظر می رسد تولیدات کشاورزی در رشد اقتصادی آن نقش مهمی را ایفا کرده باشد. صادرات کالا ها و خدمات حدود ۲۰ در صد از تولید ناخالص داخلی را پوشش می دهد و با توجه به اقتصاد کوچک نیوزلند کسری حساب تجاری ۲، ۳ بیلیون دلاری به چشم می آید. مهمترین شرکای تجاری نیوزلند کشورهای استرالیا، ایالات متحده، ژاپن و چین هستند.

ویژگی های برجسته دلار نیوزیلند

   اقتصاد نیوزلند رابطه نزدیکی با اقتصاد استرالیا داشته و قدرت اقتصادی استرالیا می تواند به سود تجارت آن باشد. بدیهی است که مبادلات بازرگانی بین این دو کشور در شرایط مساعد اقتصادی تاثیر بزرگی بر دلار نیوزلند دارد. معامله گران بازار ارز به دقت به اختلاف نرخهای بهره بین دو کشور توجه نشان می دهند. اختلاف نرخ بهره بین نرخ نقد نیوزلند و نرخ نقد استرالیا و همچنین اختلاف بین بازده نرخ بهره کوتاه مدت نیوزلند با دیگر کشور های صنعتی، شاخص مناسبی برای شناسایی حرکتهای آینده دلار نیوزلند است. هر زمان که نرخهای نسبی بهره در نیوزلند نسبت به دیگر مناطق بالاتر باشد، گرایش به خرید و استفاده آن در مبادلات و تجارت افزایش می یابد. دلار نیوزلند به قیمت فلزات و کالاهای اصلی واکنش نشان می دهد و در هنگام صعود قیمت آنها گرایش به تقویت آن وجود دارد.

بانک رزرو نیوزلند (Reserve Bank of New Zealand)

   بانک مرکزی نیوزلند با نام بانک رزرو نیوزلند شناخته شده و به همراه وزیر مالی سیاستهای پولی کشور را در راستای ثبات و کارایی سیستم مالی تنظیم می کند. طرح کلی سیاست پولی کشور را در راستای ثبات و کارایی سیستم مالی تنظیم می کند. طرح کلی سیاست پولی در قالب “پیمان اهداف سیاسی” شناخته می شود. برای اجرای این توافق نیاز است تا تورم در میان مدت، بین ۱ تا ۳ در صد حفظ شود.

   حفظ ثبات دلار نیوزلند و اجرای سیاست پولی بوسیله تنظیم نرخ نقد رسمی از سوی بانک رزرو صورت می پذیرد. نرخ نقد رسمی هشت بار در هر سال بازنگری شده و هر گاه این نرخ تنظیم می شود، بانک رزرو نیوزلند نرخ بهره را برای موسسات مالی ۰.۲۵ در صد زیر نرخ نقد در نظر می گیرد.این نرخ یهره برای سپرده های پولی حسابهای بانکی پرداخت می شود. حجم وام دهی و یا وام گیری آن قدر بالاست که همه نیازهای بازار را پاسخ می دهد و بدین ترتیب نرخ تقد رسمی در نزدیکی سطح نرخ بهره قرار می گیرد. بنابراین بانک رزرو نیوزلند با نظارت بر نرخ بهره کوتاه مدت تلاش می کند که اثرات فشار تقاضای کوتاه مدت در اقتصاد کنترل شود. این بانک به مانند بانکهای مرکزی دیگر عملیات روزانه بازار باز را در دستور کار خود دارد. پیمان باز خرید، ابزاری است که عملیات بازار باز بوسیله آن اداره می شود.

شاخصهای اقتصادی مهم

   به نظر می رسد شباهتهای زیادی بین نیوزلند و استرالیا وجود دارد. این شباهتها در شاخص های موثر بر اقتصاد آنها نیز به چشم می خورد. میزان تراز کالاها و خدمات و سطح عمومی قیمتها از جمله شاخص های مهم و موثر بر روی دلار نیوزلند است.

تراز بازرگانی کالاها و خدمات Balance of goods and services
شاخص قیمت مصرف کننده (Consumer Price Inflation (CPI
شاخص قیمت تولید کننده (Producer Price Index (PPI
تولید ناخالص داخلی (Gross Dimestic Product (GDP
مصارف شخصی Private Consumption