نوشته‌ها

درس اول مقدماتی

بخش ۶: تحلیل بر مبنای پرایس اکشن چیست؟

تحلیل پرایس اکشن چیست؟

تعریف من از تحلیل پرایس اکشن : تحلیل پرایس اکشن، تجزیه و تحلیل حرکات قیمت در یک بازار در طول زمان است.  با یادگیری مطالعه پرایس اکشن در یک بازار، میتوانیم جهت بازار را تشخیص دهیم و همچنین با الگوهای تکرار شونده پرایس اکشن یا تنظیمات پرایس اکشنی که باعث تغییر یا ادامه حرکات بازار میشود، معامله کنیم. 

به عبارت ساده تر: تحلیل پرایس اکشن استفاده از حرکت قیمت طبیعی در یک بازار برای تحلیل آن بازار و معامله در آن است. این بدان معنی است که شما تمام تصمیمات معاملاتی خود را صرفا بر مبنای بارهای قیمتی بر روی چارت قیمت اندیکاتورها میگیرید. 

تمام متغیرهای اقتصادی حرکات قیمت را  ایجاد میکنند که می توان آن را  به راحتی بر روی چارت قیمت بازار مشاهده کرد. یک متغیر اقتصادی چه توسط معاملات انسانی محدود شده باشد چه معاملات کامپیوتری، حرکتی که در بازار ایجاد میکند میتواند به آسانی بر روی چارت قیمت قابل ملاحظه خواهد بود. از اینرو، بجای تلاش برای تحلیل روزانه یک میلیون متغیر اقتصادی (که قطعا غیرممکن هست) ، میتوانید تنها با یادگیری تحلیل پرایس اکشن معامله کنید زیرا این روش معاملاتی به شما این امکان را میدهد تا به آسانی بازار را تحلیل کنید و از تمام متغیرهای بازار تنها با مطالعه و تحلیل پرایس اکشنی که توسط متغیرهای بازار ایجاد شده است، استفاده کنید. 

• شما چگونه از تحلیل پرایس اکشن در بازار فارکس استفاده میکنید؟

اول می خواهم بگویم که تحلیل پرایس اکشن را میتوان برای معامله در هر بازار مالی مورد استفاده قرار داد، زیرا از این روش از مرکز داده های قیمتی بازار استفاده میکند. اگرچه، بازار مورد علاقه خود من برای معامله بازار فارکس است، و دلیل اصلی آن نقدینگی بالای این بازار است که میتوان به آسانی وارد بازار آن شده و از آن خارج شد، و همچنین به این دلیل که بازار فارکس شرایط معاملاتی بهتر و همچنین نوسانات بیشتری دارد که باعث جهت گیری بهتر معاملات میشود و تحلیل پرایس اکشن در اینجا خود را بهتر نشان میدهد.

راهکار شخصی من برای معامله و آموزش معاملات پرایس اکشن این است که شما می توانید به طور موثری با تنظیمات پرایس اکشنی که چندین بار تست شده است، معامله کنید. واقعیت این است که نیازی به آزمون و معامله با ۲۵ الگوی متفاوت قیمت ندارید، بازار فارکس در بیشتر مواقع با روشی نسبتا قابل پیش بینی حرکت میکند و از اینرو تمام آنچه به آن نیاز دارید یک سری تنظیمات ورود به معامله با پریاس اکشن است تا به ما شانس خوبی در یافتن و ورود به معاملات با سوددهی بالا بدهد. 

اولین چیزی که برای اعمال پرایس اکشن در بازار فارکس مورد نیاز است، این است که چارت خود را از تمام اندیکاتورها خالی کنید و یک چارت قیمت تمیز باتناها بارهای قیمتی با رنگ هایی که خودتان میخواهید، داشته باشید. من رنگ های سیاه و سفید یا آبی و قرمز را به عنوان رنگ های خودم انتخاب کردم، اما شما میتوانید از هر رنگی که خودتان بخواهید استفاده کنید (در فصل هفت مقدمه ای از چارت سازی ارائه خواهد شد). در زیر نمونه ای از تنظیمات چارت روزانه EURUSD من را ملاحظه میکنید:

اکنون، بیایید به مثالی از یک چارت قیمت ساده و خلوت در کنار چارت قیمتی حاوی برخی از معروفترین اندیکاتورهایی که بسیاری از معامله گران از آن استفاده میکنند، نگاهی بیندازیم. میخواهم نگاهی به این دو چارت بیندازید و بیندیشید که معامله با کدامیک ساده تر و منطقی تر است:

با نگاهی به دو چارت بالا، احتمالا موافق هستید که مخفی کردن پرایس اکشن طبیعی یک بازار در اندیکاتورهای مبهم و گیج کننده اندکی مضحک است. به هرحال تمام اندیکاتورها از حرکات قیمت نشات میگیرند، پس اگر ما تنها یک روش بر مبنای حرکات قیمت داشته باشیم (تحلیل پرایس اکشن)، منطقی به نظر میرسد که بخواهیم از آن بجای تلاش برای تحلیل داده های ثانویه پیچیده استفاده کنیم. 

سیگنال معامله پرایس اکشن چیست؟

اکنون بگذارید درباره اینکه چگونه میتوانیم از تحلیل پرایس اکشن برای پیدا کردن نقاط ورود به بازار فارکس با یک چارت ساده صحبت کنیم. در نتیجه سال ها معامله در بازارهای گوناگون تمام آنچه آموخته ام را در یک روش خاص از معامله با پرایس اکشن خلاصه کرده ام. این روش شامل شماری از نقاط ورود پرایس اکشن های خاص می شود که شما میتوانید با آن با احتمال سوددهی زیاد، وارد بازار شوید. اساساً، چیزی که ما بدنبال آن هستیم تکرار مجدد الگوهای قیمتی است که به ما چیزی درباره حرکتی که قیمت در آینده نزدیک خواهد داشت، بگوید. 

به منظور کوتاه شدن مطلب و همچنین احترام به اعضایی که برای عضویت در بخش آموزش هزینه پرداخت کرده اند، من تمام استراتژی های معاملاتی و نقاط ورود را در اینجا ارائه نمیدهم،اما میتوانید با ثبت نام در بخش آموزش کالج فارکس ، استراتژی های معاملاتی بیشتری که در اینجا تدریس می شود را بیاموزید. در چارت زیر، ما نگاهی به سیگنال پرایس اکشن نسبتا خوب برای معامله در روندها نگاهی می اندازیم؛ استراتژی درون میله یا همان بار.

در مثال چارت زیر، ما میتوانیم از یک سیگنال معاملاتی پرایس اکشن استفاده کنیم که من در بازارهای ترند مورد استفاده قرار میدهم؛ تنظیمات میله داخلی:

• چگونگی استفاده از تحلیل پرایس اکشن برای تعیین روند بازار 

احتمالا اندیکاتورهای گوناگون و زیادی دیده اید که  برای تعیین روند بازار طراحی شده است. با این حال، مورد اعتماد ترین و آزموده شده ترین روش برای تعیین ترند بازار نگاه به چارت روزانه و تحلیل پرایس اکشن بازار می باشد. برای شناسایی یک روند نزولی، ما به دنبال الگوهای قله های پایین تر و دره های پایین تر میرویم، برخی مواقع با “LH”  و “LL” نشان داده شده اند. برای شناسایی یک روند صعودی، ما به دنبال الگوهای بالاترین قله و پایین ترین دره میرویم، که برخی مواقع از آن با “HH” و “HL” یاد میشود. 

در مثال چارت زیر، می توانیم نمونه هایی از روند نزولی، روند صعودی و روند صعودی در حال تغییر به روند نزولی را ببینیم:

کجا و چه زمانی باید با سیگنال پرایس اکشن معامله کنید؟

در دوره معامله گری من تمرکزی زیادی بر روی آموزش اعضای سایتم داشته ام تا به آنها نحوه معامله با «تلاقی» را یاد دهم. زمانیکه من از «معامله با تلاقی» صحبت میکند، عمدتا منظورم جستجو بدنبال مناطق یا سطوحی در بازار است که کاملا مشخص هستند. تلاقی به معنی زمانی است که همه چیز دوره هم جمع میشود یا یکدیگر را قطع میکنند. از اینرو، وقتی ما به دنبال «معامله با تلاقی» هستیم، سعی در جمع آوری سیگنال پرایس اکشن بارز با سطح برجسته ای در بازار هستیم. عوامل متعددی از تلاقی وجود دارد که ما باید مراقب آن ها باشیم، اما در نمودار زیر من تنظیمات پرایس اکشنی را به شما نشان داده ام که یک سطح ساپورت و رزیستنس کلیدی در بازار تشکیل داده است؛ ساپورت و رزیستنس هریک فاکتورهای تلاقی هستند. توجه داشته باشید، من دو تنظیم پرایس اکشن دیگر در چارت زیر به شما نشان داده ام؛ استراتژی نوار پین و سیگنال معامله فیک.
در مثال چارت زیر، ما بدنبال نحوه معامله با تنظیمات پرایس اکشن از سطوح تلاقی در بازار هستیم:

در پایان…

این درس به شما یک دیدگاه کلی از اینکه تحلیل پرایس اکشن چیست و چگونه میتوان از آن در بازار استفاده کرد، ارائه داد. از این به بعد، باید به سراغ بخش بعدی این دوره مقدماتی بروید و به یادگیری فارکس و معاملات پرایس اکشن ادامه دهید. مانند همیشه، در صورتی که هرگونه سوالی در خصوص ترید داشتید، به ما ایمیل بزنید و اگر میخواهید درباره چگونگی معامله با پرایس اکشن بیشتر یاد بگیرید، برای دوره های آموزشی ما ثبت نام نمایید. 

درس اول مقدماتی

بخش ۲: واژه شناسی تجارت فارکس

 

بازار فارکس مجموعه ای از واژه ها و اصطلاحات مختص به خود است. بنابراین پیش از یادگیری در مورد چگونگی تجارت در بازار فارکس درک برخی از واژه های پایه فارکس حائز اهمیت است.

واژه های پایه فارکس

نرخ متقاطع – نرخ برابری بین دو ارز است. دو ارزی که هیچ یک ارز رسمی کشوری که نرخ برابری ارز در آن ارائه  شده است ، نیستند. این نرخ دلار آمریکا را در بر نمیگیرد و گاها برای اشاره به مظنه ارزی نیز مورد استفاده قرار میگیرد. برای نمونه، اگر نرخ برابری پوند انگلیس و ین ژاپن در روزنامه آمریکایی قیمت گذاری شده باشد، این نرخ برابری را نرخ متقاطع می نامند. زیرا نه پوند انگلیس و نه ین ژاپن ارز رسمی آمریکا نیستند. به هر حال اگر، نرخ برابری بین پوند و دلار آمریکا در همان روزنامه قیمت گذاری شود، آن را نرخ متقاطع نمیدانیم. زیرا نرخ ارائه شده شامل ارز رسمی آمریکا شده است.

نرخ برابری– ارزش یک ارز در برابر ارز دیگر را گویند. برای مثال اگر نرخ دلار آمریکا/  یورو برابر با ۱.۳۲۰۰ باشد، آنگاه یک یورو ارزشی برابر با ۱.۳۲۰۰ دلار آمریکا دارد.

پیپ– کوچکترین حرکت قیمتی است که یک ارز میتواند داشته باشد. برای مثال یک پیپ در جفت ارز آمریکا/دلار برابر با ۰/۰۰۰۱ پیپ و یا ۱ پیپ است و در USD/JPY برابر است با ۰/۰۱

اهرم یا لوریج – لوریج توانایی ورود به معاملات با مقداری بیش از موجودی حسابتان را گویند. به عنوان مثال، اگر یه معامله گر ۱۰۰۰ دلار مارجین حساب داشته باشد و یک معامله ۱۰۰،۰۰۰ دلاری انجام دهد لوریج حساب او را صد برابر میکند یا به عبارتی لوریج حساب وی ۱۰۰:۱ است. اگر لوریج این برابر حسابش را ۲۰۰ برابر کند لوریج حساب او ۲۰۰:۱ است. بالا بردن لوریج باعث هم میتواند موجب افزایش سود شما شود و هم ضررتان. 

برای محاسبه لورج استفاده شده، ارزش کلی پوزیشن های باز خود را تقسیم بر بالانس کلی مارجین حسابتان کنید. برای مثال، اگر ۱۰،۰۰۰ دلار مارجین در حسابتان دارید و یک معامله یک لاتی استاندارد در جفت ارز USD/JPY (۱۰۰،۰۰۰ واحد از ارز مرجع) برابر با ۱۰۰،۰۰۰ دلار باز کرده باشید، نسبت لوریج شما ۱۰:۱ است ($۱۰۰,۰۰۰/$۱۰,۰۰۰). اگر معامله ای را با استاندارد یک لات در EUR/USD به میزان ۱۵۰،۰۰۰ دلار انجام دهید (۱۰۰۰،۰۰۰ × ۱/۵۰۰۰ EURUSD) نسبت لوریج شما ۱۵:۱ است ($۱۵۰,۰۰۰/$۱۰,۰۰۰).

مارجین– سپرده مورد نیاز برای شروع به معامله یا حفظ آن را مارجین گویند. مارجین می تواند یا آزاد یا مصرف شده باشد. مارجین مصرف شده به مقدار سرمایه ای گفته می شود که برای حفظ پوزیشن باز مورد استفاده قرار میگیرد در حالی که مارجین آزاد مقدار سپرده در دسترس برای شروع پوزیشن های جدید می باشد. با ۱۰۰۰ دلار مقدار مارجین و نیاز به  ۱٪ مارجین برای باز کردن یک پوزیشن، میتوانید پوزیشنی تا ارزش ۱۰۰۰۰۰ دلار برای خرید و فروش داشته باشید.  این امر به معامله گران این امکان را میدهد تا در حساب خود به ارزش ۱۰۰ دلار یا نسبت اهرمی ۱۰۰:۱ معامله کند.

اگر حساب معامله گر کمتر تر از حداقل مقدار مورد نیاز برای حفظ پوزیشن باز شود، یک «مارجین کال» یا هشدار برای مارجین دریافت خواهد کرد و وی را مستلزم میکند که یا پول بیشتری به حساب خود بیافزاید و یا پوزیشن باز خود را ببندد.

هنگامی که مارجین بالانس پایین از مقدار مورد نیاز برای باز نگه داشتن پوزیشن باشد بسیاری از کارگزاران به طور خودکار معاملات را می بندند. مقدار مورد نیاز برای حفظ پوزیشن باز بستگی به کارگزار دارد و می تواند ۵۰% مارجین اصلی مورد نیاز برای باز کردن معاملات باشد.

اسپرد– تفاوت میان نرخ  فروش و خرید یا قیمت عرضه و پیشنهاد است. برای مثال اگر نرخ دلار آمریکا/یورو برابر با ۱.۳۲۰۰/۰۳باشد، آنگاه اسپرد برابر با تفاوت میان ۱.۳۲۰۰ و ۱.۳۲۰۳ یا ۳ پیپ است. به منظور باقی ماندن در یک معامله، پوزیشن باید در جهت و برابر با مقداری برابر با اسپرد حرکت کند.

جفت های مهم فارکس و اسامی مستعار آن ها:

درک قیمت جفت ارزها در فارکس

شما باید بدانید که چگونه میتوان قیمت یک جفت ارزی را پیش از آغاز به معامله آن بدست آورید. بنابراین، بگذارید این گونه شروع کنیم:

نرخ برابری دو ارز به صورت جفت تعیین میشود. مثلا دلار آمریکا/یورو یا ین ژاپن/ دلار آمریکا. دلیل این امر آن است که در معاملات فارکس به صورت همزمان یک ارز خریداری شده و ارز دیگری در برابر آن فروخته میشود. اگر قرار باشد یورو/دلار بخرید و یورو در برابر دلار رو به رشد و صعود باشد، آنگاه شما یک معامله سودآوری انجام داده اید. در زیر مثالی از قیمت فارکس برای دلار آمریکا در برابر یورو ارائه شده است:

در جفت ارزها ، ارز سمت چپ علامت اسلش ارز پایه و دومین ارز را که در سمت چپ اسلش قرار دارد، ارز متقابل  میگویند.

اگر دلار آمریکا/ یورو (یا هرگونه جفت ارزی دیگر) بخرید، آنگاه نرخ برابر می گوید که از نظر ارز متقابل چقدر باید بپردازید تا یک بخش از ارز پایه را خریداری کنید. به عبارتی دیگر، در مثال فوق باید ۱.۳۲۱۰۵ دلار آمریکا برای خرید ۱ یورو پرداخت کنید.

اگر دلار آمریکا/ یورو (یا هرگونه جفت ارز دیگر) بفروشید، آنگاه نرخ برابری می گوید که چقدر ارز مظنه ای برای فروش یک بخش از ارز پایه دریافت می کنید. به عبارتی دیگر، در مثال فوق اگر ۱ یورو بفروشید، آنگاه ۱.۳۲۱۰۵ دلار آمریکا برای دریافت خواهید کرد.

روشی آسان برای رسیدن به این مقدار بدین صورت است: ارز پایه مبنای معامله است. بنابراین، اگر یور/ دلار آمریکا بخرید آنگاه در حال خرید یورو (ارز پایه) و فروش دلار (ارز مظنه ای) هستید؛ اگر در حال فروش دلار آمریکا/ یورو باشید، آنگاه یورو می فروشید (ارز پایه) و دلار خریداری می کنید (ارز متقابل). بنابراین خواه در حال خرید جفت ارز باشید ، خواه در حال فروش، نخستین ارز یا همان ارز پایه در معاملات شما ، ارز مرجع به شمار میرود.

اگر فکر می کنید که ارز پایه معاملات فارکس نسبت به ارز متقابل افزایش می یابد آن گاه نقطه  ورود به معامله فارکس خرید در آن جفت ارزی است. اگر فکر می کنید که ارز پایه نسبت به ارز متقابل کاهش می یابد، آنگاه جفت ارزی را میفروشید

نرخ خرید و نرخ فروش:

قیمت خرید: قیمت پیشنهادی خرید همان قیمتی است که بازار (یا کارگزار شما) با آن مبلغ جفت ارز خاصی را از شما خریداری خواهد کرد. بنابراین در قیمت خرید، معامله گر می تواند ارز پایه را به کارگزار بفروشد.

قیمت فروش: قیمت پیشنهادی فروش همان قیمتی است که بازار (یا کارگزار شما) جفت ارز خاصی را به آن مبلغ به شما خواهد فروخت. بنابراین در قیمت پیشنهادی فروش می توانید ارز پایه را از کارگزار خود خریداری کنید.

اسپرد  خرید/ فروش: اسپرد جفت ارزها بین کارگزاران متفاوت است و به تفاوت میان قیمت خرید و فروش گفته می شود.